شهید سید ابراهیم رئیسی را نمیتوان صرفاً در قامت یک رئیسجمهور یا مقام اجرایی تحلیل کرد؛ او در سالهای مسئولیت خود به نماد یک «مکتب حکمرانی» تبدیل شد؛ مکتبی که در آن اخلاق، مدیریت جهادی و نگاه تمدنی بهصورت همزمان معنا پیدا میکند و الگویی متفاوت از مدیریت در تراز انقلاب اسلامی ارائه میدهد.
آنچه نام شهید رئیسی را در حافظه تاریخی ملت ایران ماندگار کرد، تنها شهادت مظلومانه در مسیر خدمت نبود، بلکه مجموعهای از ویژگیهای شخصیتی، مدیریتی و تمدنی بود که او را به الگویی فراتر از یک دولت و یک دوره مدیریتی تبدیل کرد.
بُعد شخصیتی؛ اخلاص، سادهزیستی و مردمداری
در بُعد شخصیتی، شهید رئیسی نماد اخلاص، سادهزیستی، صبر راهبردی و مردمیبودن بود؛ او در اوج قدرت سیاسی، سبک زندگی ساده و بیتکلف خود را حفظ کرد و هرگز از جایگاه مسئولیت برای امتیازخواهی شخصی یا ایجاد فاصله با مردم استفاده نکرد؛ خانهای ساده، رفتار متواضعانه و حضور بیواسطه در میان مردم، تصویری متفاوت از یک مسئول عالیرتبه در ذهن جامعه ایجاد کرده بود.
تحمل نقدها و هجمههای سنگین رسانهای نیز از دیگر ویژگیهای اخلاقی او بود؛ شهید رئیسی در شرایطی که بارها هدف حملات سیاسی و رسانهای قرار گرفت، هیچگاه رویکرد تلافیجویانه در پیش نگرفت و تلاش کرد آرامش، صبوری و حرکت در مسیر خدمت را حفظ کند؛ او باور داشت مدیر انقلابی باید در برابر فشارها استقامت داشته باشد و از مسیر اصلی خود منحرف نشود.
ولایتمداری از دیگر شاخصههای برجسته شخصیتی او به شمار میرفت؛ شهید رئیسی در تصمیمگیریهای کلان سیاسی، اقتصادی و بینالمللی خود را ملتزم به چارچوبهای ترسیمشده از سوی رهبر معظم انقلاب میدانست و همین مسئله او را به یکی از چهرههای مورد اعتماد جریان انقلاب تبدیل کرده بود.
مردمیبودن نیز بخش مهمی از هویت مدیریتی او را شکل میداد؛ سفرهای استانی بدون تشریفات، حضور در میان اقشار محروم، شنیدن مستقیم مطالبات کارگران، روستاییان و مردم مناطق کمبرخوردار و پیگیری میدانی مشکلات، نشان میداد که او فاصلهای میان مسئول و مردم قائل نبود و خود را موظف به حضور در متن جامعه میدانست.
بُعد مدیریتی؛ حکمرانی میدانی و جهادی
در حوزه مدیریتی، شهید رئیسی نماد مدیریت جهادی و خستگیناپذیر بود. لقب «شهید خدمت» صرفاً یک عنوان احساسی نیست، بلکه حاصل سالها حضور بیوقفه در میدان خدمترسانی است؛ او در طول دوران ریاست جمهوری دهها سفر استانی انجام داد و تلاش کرد پروژههای نیمهتمام و مطالبات بر زمینمانده مردم را پیگیری کند.
در بحرانهای مختلف نیز شخصاً در میدان حضور پیدا میکرد؛ از مناطق سیلزده و محروم گرفته تا موضوعات مربوط به انرژی، آب و مشکلات اقتصادی؛ او معتقد بود حل مسائل کشور تنها از پشت میز و با گزارشهای اداری ممکن نیست و مدیر باید واقعیتهای جامعه را از نزدیک لمس کند.
یکی از ویژگیهای مدیریتی شهید رئیسی، رویکرد «حکمرانی میدانی» بود؛ او تلاش میکرد بدون واسطه با مردم ارتباط داشته باشد و مسائل را از متن جامعه دریافت کند. حضور در کارخانههای تعطیل، مناطق حاشیهنشین و روستاهای دورافتاده، بخشی از همین رویکرد بود که توانست بخشی از اعتماد عمومی را بازسازی کند.
برخلاف برخی فضاسازیها، شهید رئیسی مدیری محافظهکار نبود؛ او در تصمیمگیریهای اقتصادی و سیاسی تلاش میکرد از نظرات کارشناسی استفاده کند و در عین حال قدرت تصمیمگیری سریع و تحولخواهانه داشته باشد؛ توسعه صادرات غیرنفتی، تقویت روابط منطقهای و حضور فعال در پیمانهای بینالمللی بخشی از این نگاه مدیریتی بود.
در حوزه سیاست خارجی نیز دولت شهید رئیسی تلاش کرد ایران را از فضای انفعال خارج کند؛ تقویت روابط با کشورهای منطقه، توسعه مناسبات با چین، روسیه و کشورهای آمریکای لاتین و همچنین عضویت در پیمانهایی مانند شانگهای و بریکس، بخشی از سیاست خارجی فعال دولت او بود که با هدف افزایش قدرت و عزت ایران دنبال شد.
توجه به عدالت و مبارزه با فساد از دیگر محورهای مهم مدیریتی شهید رئیسی بود؛ سابقه او در قوه قضائیه و پیگیری پروندههای کلان فساد نشان میداد که مبارزه با رانت، فساد و امضاهای طلایی را یک وظیفه شرعی و انقلابی میداند و تلاش داشت این نگاه را در دولت نیز استمرار ببخشد.
بُعد تمدنی؛ حرکت بهسوی حکمرانی آیندهساز
اما شاید مهمترین ویژگی شهید رئیسی، نگاه تمدنی او به حکمرانی بود؛ او اداره کشور را صرفاً مدیریت روزمره نمیدانست، بلکه معتقد بود حکمرانی باید در مسیر تحقق «تمدن نوین اسلامی» قرار گیرد؛ تمدنی که بر پایه عدالت، معنویت، استقلال، عزت ملی و اعتماد به ظرفیتهای داخلی شکل میگیرد.
شهید رئیسی تلاش کرد مفاهیم مطرحشده در بیانیه گام دوم انقلاب را در عرصه اجرایی عملیاتی کند؛ توجه به علم، اقتصاد، عدالت، معنویت، استقلال و سبک زندگی اسلامی در بسیاری از سیاستهای دولت او قابل مشاهده بود و همین مسئله نشان میداد نگاه او صرفاً کوتاهمدت و اجرایی نیست.
در نگاه شهید رئیسی، خدمت به مردم تنها رفع مشکلات معیشتی نبود، بلکه مقدمهای برای ساخت جامعهای پیشرفته، مستقل و برخوردار از هویت اسلامی محسوب میشد؛ به همین دلیل پروژههای زیرساختی، آبرسانی، توسعه راهها، نیروگاهها و طرحهای عمرانی را بخشی از مسیر تمدنسازی میدانست.
او همچنین به مسئله نسلسازی و تربیت مدیران جوان توجه ویژه داشت و تلاش میکرد از ظرفیت نیروهای جوان، مؤمن و انقلابی در عرصه مدیریتی استفاده کند تا مسیر انقلاب در آینده نیز استمرار پیدا کند.
امروز پس از شهادت آیتالله سید ابراهیم رئیسی، آنچه باقی مانده تنها خاطره یک رئیسجمهور نیست، بلکه «مکتب شهید رئیسی» است؛ مکتبی مبتنی بر اخلاص، مردمداری، ولایتمداری، مدیریت جهادی، عدالتخواهی و نگاه تمدنی به آینده ایران اسلامی.
شهید رئیسی نشان داد میتوان در اوج قدرت، مردمی باقی ماند؛ میتوان در شدیدترین تحریمها امیدوار بود؛ میتوان سیاستمدار بود اما از اصول عقبنشینی نکرد و میتوان در مسیر خدمت، صادقانه زندگی کرد و صادقانه نیز به شهادت رسید.
نویسنده: فاطمه محمدی؛ فعال رسانه