پایگاه خبری تحلیلی بازی دراز ۰۶:۳۱ - ۱۳۹۲/۰۸/۰۷

تهران - واشنگتن، رویارو ئی یا هم گرایی

سفر اخضر ابراهیمی به تهران و ملاقات با مقامات عالیرتبه ایران به نظر میرسد در ماهیت، اهدافی به غیر از آنچه میتواند صرفا موضوع سوریه باشد را دنبال کرده است. البته منطقا اساس بحث سوریه بوده چرا که امید به راه حلی سیاسی افزایش یافته .اما از آنجا که بحران 3ساله این کشور در تعاملات میان تهران واشنگتن شکل جدی تری به خود گرفته پس میتوان نتیجه گرفت ابراهیمی دستور مذاکره دیگر ی را همزمان دنبال کرده است.
جزئیات  زیادی ازسفر اخضر ابراهیمی نماینده دبیرکل سازمان ملل در امور سوریه به غیر از کلیاتی پیرامون اهداف آن خبر چندان قابل توجهی انتشار نیافت و فارغ از تعارف های دیپلماتیکی هیچیک از طرفین گزارشی از نوع مذاکرات و توافقات احتمالی ارائه ندادند.البته فضا در تهران نیز اقتضای پیگیری خبری را نداشت چراکه کشمکش های ناشی ازموضوع رابطه با آمریکا تمام ظرفیت سیاسی و افکار عمومی را به خود مشغول کرد ومانع از توجه به مسئله ای شد که مهم ترین مبحث آقای ابراهیمی در تهران  بود وطرفه آنکه درآینده به دستور کاری میان تهران واشنگتن برای یک فصل مناسباتی تبدیل خواهد شد. ارزیابی دقیق و اشتیاق به آگاهی به نتایج سفر ابراهیمی بیشتر از آن جهت اهمیت دارد که با روی کار آمدن دولت آقای روحانی و فاصله گرفتن از سیاست های 8 ساله اخیر، دنیای دیپلماسی پیرامونی و مخاطبی تهران احساس کرده میتواند با ایران به عنوان یک عضو متعهد جامعه جهانی وارد تعاملا ت دیپلماتیکی جدی از جمله دربحران سوریه شود و به حل و فصل بسیاری از معضلاتی که هم اکنون منطقه شاهد آنست به نحو منطقی و البته واقع بینانه خاتمه یا آنها را مدیریت کند.لحن ملایم و ادبیات حساب شده وزیر امور خارجه ایران در دیدار با نماینده ویژه دبیر کل در توصیف آنچه وی حمایت جدی ایران از تلاش های سازمان ملل خواند میتواند نشانی آشکار از تغییر رویکرد تهران نسبت به تحولات بین المللی تلقی شود. البته درشرایط کنونی از گفته های آقای ظریف نمیتوان نزدیکی به یکباره نظرات تهران به دیگاه حاکم بر شرکت کنندگان اصلی در مذاکرات آتی ژنو 2 را استنباط کرد ، اما اعلام رسمی حمایت جدی تهران از فرآیند حل  سیاسی بحران از مسیر سازمان ملل با توجه به فضای حاکم بر این سازمان نکته قابل توجهی ست که تا حدود زیادی توجه ناظران سیاسی را به خود جلب نمود. به ویژه آنکه آقای ابراهیمی متقابلا از حضور فعال ایران در نشست ژنو 2 حمایت کرد ه است. اینکه مواضع ایران در قبال بحران سوریه و گفتگو های آتی در ژنو چه خواهد بود ؟ و مسیر روسیه و تهران منبعد به کدام سو  معطوف میشود؟صرف نظر از انتظارزمانی پیش رو، به نظر میرسد تا حد زیادی به نوع رابطه ایران با ایالات متحده بستگی پیداکرده است. رابطه ای که به  احتمال قریب به یقین  آقای ابراهیمی در مذاکرات خود با مقامات تهران روی آن حساس بوده .در شرایط کنونی نحوه نگاه تهران به تحولات سوریه بیشتر از آن جهت اهمیت پیدا کرده و آقای ابراهیمی نیز به دنبال ارزیابی آن و انتقال به طرف ثالث است که اولا سوریه عملا به معبری برای ایجاد مناسباتی جدید میان تهران و واشنگتن تبدیل شده  یا میتواند بشود،ثانیا نحوه تعامل و تفاهم دو طرف تا حدودی سرنوشت بحران  رامتاثر ازخود خواهد کرد . حداقل میتواند به تحقق فضایی میان این دو کشوربرای همکاری های بین المللی منتهی شود.صرف نظر از زمان حل نهایی بحران سوریه که درآن  لازم است شرایط عمومی ترو مرضی الطرفین همه   لحاظ گردد که آنهم فعلا چشم انداز فوری و روشنی  ندارد، اما مناسبات ایران و آمریکا نباید متوقف به آن شود. به همین دلیل رابطه ایالات متحده با ایران و ایجاد فصلی ویژه در مناسبات استراتژیکی خاورمیانه و خلیج فارس موجب نگرانی بسیاری از دولت های منطقه خصوصا عربستان را فراهم کرده .چراکه از نگاه این دولتها (درست یا غلط بحث دیگریست)جنس روابط ایران با غرب خصوصا ایالات متحده درصورت شکل گیری در اساس و بنیان نمیتواند در شرایط حداقلی باقی بماند و خودبخود به مناسباتی استرتژیک ، فرازی و ارتفاعی تبدیل خواهد شد .به همین دلیل آنها از میان دو گزینه ایران و آمریکا" کنار هم یا رودروی هم "،گزینه دوم را انتخاب کرده اند. موفق خواهند شد یا خیر ؟ اگرچه پاسخ به گذر نه چندان طولانی زمان نیاز دارد اما تا آنجا که به شرایط قابل مشاهده امروز و دلالت های پیشروقابل اتکا  دو طرف مربوط میشود عزم طرفین بر حل و فصل مسائل در چارچوبی منطقی و واقعی کاملا جدی ست. به همین دلیل گروهی از دیپلماتها و آگاهان سیاسی که تحولات ایران ،اعراب و ایالات متحده را دنبال میکنند معتقدند در آینده نه چندان دوربه احتمال قریب به یقین یکی از تبعات بحران سوریه  در آینده جابجایی نیروهای سیاسی و عناصر استراتژیک، بر خلاف سنتهای شناخته شده و حاکم امروزی خواهد بود. به نحوی که با ورود عناصر جدید مانند روسیه و چین دولتهای عربی چه بسا جایگاه vipرا در اختیار آنها قرار دهند. متقابلا میان ایران و ایالات متحده   چشم انداز ی از مناسبات از نوع دیگر شکل خواهد گرفت .لذا منطقه در آستانه وقوع تحولاتی بس شگرف بسر می برد. البته میزان عمق و وسعت این تحول وآن مناسبات و جابجایی تفاوت خواهد بود لکن اصل وقوع تحول  قطعی است. بیخود نیست کسینجر میگوید هژمونی منطقه در حال تغییرو تحول اساسی است.