پایگاه خبری تحلیلی بازی دراز ۱۶:۰۸ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۷

سر که را کلاه می گذاریم؟

  1-ايراد بنده به نوع استدلال است گويي اين اقايان به مراتبي بالاتر از ائمه، عرفا و ساير بزرگان كه زندگي ساده اي داشته و دارند رسيده اند. اي كاش چنين كساني مي گفتند ما ميخواهيم از دنيا بهره برداري كنيم و تجمل گرايي را به عنوان يك ضرورت ديني جلوه نمي دادند. كاش اعتراف مي كردند كه ما توانايي زهد را نداريم و به دين داري حداقلي بسنده كرده ايم. بهانه اقايان مبني بر ارايه چهره جذاب از دين به هيچ وجه قابل قبول نيست. چرا كه انچه سبب جذب مردم به سمت دين مي شود اخلاق است. اگر شما در يك چادر زندگي كنيد اما با روي گشاده با مردم برخورد كنيد؛ به دنبال حل مشكلات انها باشيد؛ حق انها را نخوريد و... مردم براي شما و اعتقاداتتان سرو دست مي شكنند. به جا است در اين جا خاطره اي را نقل كنم. در دوران دانشجويي استاد ادبياتي داشتيم كه به شدت با روحانيت ضد بود اما همين فرد وقتي به نام شهيد مطهري مي رسيد با تجليلي فراوان از ايشان ياد مي كرد. اين سبب تعجب بنده بود تا بالاخره علت را فهميدم. در يكي از جلسات كلاس ايشان چنين گفت" يك روز در مسجد دانشگاه مشغول نماز بودم كه احساس كردم دو نفر به من اقتدا كردند. وقتي نمازم تمام شد ديدم شهيد مطهري و شهيد مفتح هستند!!" حال تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل. متاسفانه علاقه به مظاهر دنيا و بعضا عدم توانايي در برابر عرف جامعه -كه فعلا تجمل را مي پسندد- سبب شده اين گروه از مذهبي ها به جاي اعتراف به خطاي خود از دين هزينه كنند و اي كاش مي دانستند اين هزينه چقدر سنگين است. 2- البته شلختگي باعث دفع مردم است اما سادگي خير. بين تجمل و نظافت اختلاف فاحشي وجود دارد. انسان مي تواند زندگي معمولي اما تميز و اراسته داشته باشد. وهزينه هاي پرداختن به تجملات را صرف حل مشكلات مردم (در واقع ذخيره آخرت خود) كند. البته این حل مشکلات لزوما گداپروری نیست : ایجاد یک کارگاه و کارخانه که هم باعث ایجاد اشتغال و هم افزایش سرمایه فرد می شود از مصادیق حل مشکلات است. 3- وظيفه افرادي كه به هر دليل(قبول مسوليت، سوابق انقلابي، لباس و...) زير ذره بين و الگوي سايرين هستند مقابله با انحرافات جامعه است. اكنون كه جامعه به سوي پرتگاه تجمل زدگي در حركت است رسالت اين گروه ان است كه با ساده زيستي مسير صحيح را نشان دهند. البته دين داري سخت است! و چه بسا در اين مسير بايد زخم زبان و امثالهم را تحمل كنند. اگر طاقت دين داري نداريم خود را يك دين دار معمولي (حداقلي) نشان دهيم نه مدعي دو اتشه؛ تا بهانه به دست زراندوزان ندهيم كه دنيا پرستي را توجيه كنند كه اگر بد است چرا فلاني ان چنان زندگيي دارد. کاش انها  كه تحمل دين داري ندارند ادعاي ان را هم نداشتند. امام خمینی می فرماید:"اگر بخواهید بی‌خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاح‌های پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه‌های آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند:خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید." 4-از شما مي پرسم ايا مي شود: -هرروز در خانه سفره اي رنگين انداخت در حالي كه همسايه هفته ها است گوشت به خانه نبرده است؛ -جهيزيه 50 ميليوني براي دختر خود تهيه كرد در حالي كه دختران فراواني به خاطر عدم توانايي تهيه جهيزيه 10 ميليوني خواستگاران خود را رد مي كنند؛ - خانه هاي متعدد داشت در حالي كه بسياري حسرت 100 متر مربع زمين دارند؛ - دهها ميليون تومان صرف دكوراسيون منزل كرد در حالي كه برخي در ساخت يك حمام در منزلشان معطل مانده اند؛ -..... ايا مي شود چنين كارهايي كرد و در همان حال ادعاي انسانيت  كرد چه رسد به دين داري؟ 5- متاسفانه برداشت ما از دين گزينشي است. بعضا مي شنويم من كه خمس و زكات خود را مي دهم پس با مالم هر كار خواستم مي كنم. گويا قران را نخوانده ايم كه در شرح صفات متقين مي گويد " در اموالشان حقي معلوم براي سائل و محروم است"(معارج 24 و 25) والبته اين جداي از صدقات واجب است. و نيز در موارد متعدد از انفاق به عنوان صفت متقين ياد مي كند. ايا همين قران نيست كه مي گويد كساني كه طلا و نقره (كه البته مصداق دنيا داري اند نه اين كه مثلا زمين داري شامل اين بحث نشود) را انبار كرده در راه خدا انفاق نمي كنند به انان عذاب دردناكي بشارت ده ...يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (توبه 34)