پایگاه خبری تحلیلی بازی دراز ۰۵:۰۱ - ۱۳۹۲/۰۱/۱۸

قبل از جشنواره خارجی باید فکری برای «فجر» کرد/ بجای جایزه‌جهانی به بازار جهانی فکر کنیم

مستغاثی، علم‌الهدی، ساداتیان و پورصباغ از کارشناسان و منتقدان سینما بر این باورند که ما باید بازارهای جهانی و اکران گسترده بین‌المللی را به دست بیاوریم. این بازار و اکران جهانی و افکار عمومی جهان است که اهمیت دارد و باید سرفصل برنامه‌ریزی‌هایمان باشد.   قسمت چهارم میزگرد "جشنواره های بین المللی و نسبت سینمای ایران با آن" با حضور سید جمال ساداتیان(تهیه کننده) سعید مستغاثی(منتقد)، امیر حسین علم الهدی(کارشناس امور بین الملل سینما) و علیرضا پورصباغ(منتقد) در خبرگزاری فارس برگزار شد.  
  اهم مطالب و متن کامل این میزگرد به شرح زیر است: *ساداتیان: حضور جهانی سینمای ایران باید آسیب شناسی شود   *مستغاثی: جشنواره کن که اسم و رسم هنری دارد با حضور ستارگان امریکایی زنده است   *مستغاثی: کن و جشنواره های مشابه آن به سرمایه گذاران وابسته هستند   *مستغاثی: سینمای ما گول جشنواره ها را خورده/ بجای رفتن سراغ افکار عمومی و بازارهای جهانی به حضور در جشنواره ها بسنده کرده ایم   *علم الهدی: در حوزه اکران بین الملل سیاست مناسبی نداریم/ باید در بازارهای بین المللی حضور جدی داشته باشیم   *علم الهدی: بین گیشه داخلی و بازارهای جهانی رابطه مستقیم وجود دارد   *علم الهدی: کمتر از نیمی از فیلمسازان ما برای خوش آمد جشنواره ها فیلم می سازند   *پورصباغ: باید در سینماهای کشورهای مختلف حضور جدی داشته باشیم   *پورصباغ: مخاطب خارجی عطش دیدن تصویری از ایران را دارد/ جایزه جشنواره کن به طعم گیلاس جایزه به ژان پل سارتر بود نه کیارستمی   علم الهدی: نمی توان گفت سینمای صنعتی داشته باشیم درصورتیکه باقی حوزه های ما هنوز صنعتی نشده   *علم الهدی: باید سیاست های سینمایی مان را در اسناد بالا دستی نظام ثبت کنیم   *ساداتیان: فیلم چهارشنبه سوری سکوی پرش فرهادی شد   *مستغاثی: چرا اتحادیه اروپا برای اولین بار به یک فیلمساز ایرانی -اصغر فرهادی- برای ساخت فیلم بعدی اش پول می دهد؟   *مستغاثی: گفتمان انقلابی ما را جشنواره های بین المللی بر نمی تابند/حتی در اتاق های کوچک بازار کن هم نمیگذارند فیلم ضد صهیونیستی نمایش داده شود   *مستغاثی: تا قبل از اصلاح سینمایمان نباید در جشنواره ها شرکت کنیم   *علم الهدی: هر وقت رابطه جشنواره فجر را با منافع ملی تعریف کردیم، آن وقت می توانیم درباره نسبت ِ منافع ملی و جشنواره های خارجی هم به یک تعریف مشخص برسیم   *ساداتیان: موضوع پناهی اظهر من الشمس است   *مستغاثی: به هیچ وجه فیلمساز را مقصر نمی دانم   * مستغاثی:باید هویت ما در سینمایمان امکان بروز یابد *ساداتیان: حضور جهانی سینمای ایران باید آسیب شناسی شود   فارس: جلسه را با سوالی که ابتدای جلسات پیش مطرح شد آغاز می کنیم؛ اینکه حضور در جشنواره های خارجی باید برای سینمای ایران اهمیت داشته باشد یا خیر؟   سید جمال ساداتیان: همان طور که "میدان های رقابت" در حوزه ورزش و المپیادهای علمی از سطح محلی و استانی تا قاره ای و جهانی وجود دارد، سینما هم از این قاعده مستثنی نیست و نباید هم باشد  .سینمای ما سالهاست -به خصوص بعد از انقلاب- که در رقابت های جهانی و در فرازهای تاریخی خودی نشان داده و جایگاه خوبی در جشنواره ها پیدا کرده است و اسم ایران و خالقان آثار را جهانی کرده. تولید کنندگان داخل کشور و سایر هنرمندان دوست دارند در رقابت های جهانی شرکت کنند و جایگاه اجتماعی شان را ارتقا دهند. فیلم هایی بوده که در داخل کشور مورد توجه قرار نگرفته ولی به واسطه موفقیتی که در خارج از ایران کسب کرده، در ایران جایگاه ویژه ای به دست آورده و بعدها از آن ها استقبال شد. من هم مانند دیگر سینماگران حضور جهانی سینما را تائید می کنم با این توضیح که باید این حضور آسیب شناسی شود.
  *مستغاثی: جشنواره کن که اسم و رسم هنری دارد با حضور ستارگان امریکایی زنده است سعید مستغاثی: طبق تحلیل آقای ساداتیان جشنواره های جهانی مراکز رقابت هستند؛ چه جشنواره های کوچکی که در سطح یک اتاق کوچک بالای یک تَپّه و توسط شهرداری ها برگزار می شود و چه جشنواره های بزرگی مثل کن و برلین و ونیز که به اصطلاح، روی شاخ کمپانی ها می چرخند و اگر کمپانی های لباس و مد و جواهر نبودند این جشنواره ها هم وجود نداشتند. جشنواره کن که اسم و رسم جشنواره هنری را یدک میکشد با حضور ستارگان امریکایی زنده است و تا گروه فیلم کارتونی شرک و جنگ ستارگان روی فرش قرمزش پا نگذارند جشنواره آغاز نمی شود. کن به جای سه ساعت فرش قرمز اسکار، یازده روز چنین مراسمی را برگزار می کند. حتی زمانی آمریکا قصد داشت کن را تحریم کند تا بگوید کن بدون ستارگان ما توانایی عرض اندام ندارد، مدیران کن هم ناچار شدند قانون پذیرش فیلم در بخش مسابقه -که منوط به اکران نشدن و شرکت نکردن در جشنواره های دیگر بود- را درباره آمریکا بشکند و با این کار ادعای هنری بودن خود را زیر سوال برد.   *مستغاثی: کن و جشنواره های مشابه آن به سرمایه گذاران وابسته هستند   از فیلم "شب به خیر" و "موفق باشید" جرج کلونی مثال می آورم که دموکراسی در سیستم غرب را معنی می کند. در آن فیلم برنامه تلویزیونی که در خصوص مک کارتیسم به روی آنتن می رفت و با کنار کشیدن اسپانسر همان برنامه که اتفاقا حامی مک کارتیسم بود، تعطیل می شود. در کن هم همین طور است و چنین جشنواره عظیمی به سرمایه گذارانش وابسته است. به همین دلیل فیلمساز بزرگی مثل اینگمار برگمان که اکثریت منتقدان و فیلم سازان مطرح دنیا به وجه هنری آثارش اذعان دارند، هرگز نخل طلا را دریافت نکرد و حتی زمانی  که در حاشیه پنجاهمین سال برگزاری کن بنا بود نخل طلا را دریافت کند، به نشانه اعتراض در جشنواره حضور نیافت.   پورصباغ: به دلیل نگاه چپی که در اینها وجود دارد...   مستغاثی: نه ربطی ندارد.   پورصباغ: برای همین است به آنتونیونی خیلی جایزه می دهد.   *مستغاثی: سینمای ما گول جشنواره ها را خورده/ بجای رفتن سراغ افکار عمومی و بازارهای جهانی به حضور در جشنواره ها بسنده کرده ایم مستغاثی: نه! تنها زمانی که کمپانی مترو گلدوین مه یر، آگراندیسمان را میخرد بحث اش مطرح می شود. جشنواره های بزرگ رو شاخ کمپانی ها می چرخند. بحث اساسی آنجا است که ما باید تشخیص بدهیم حضور در این میدان های رقابت تا چه حد درست است و تا چه حد نادرست. متاسفانه یک مقدار سینمای ما گول این جشنواره ها را خورده و جای اینکه سراغ افکار عمومی جهانی، و بازارهای جهانی برود، تنها به حضور در جشنواره ها بسنده کرده و بس. نمی گویم نباید در جشنواره های بین المللی حضور یابیم، اما باید این جشنواره ها و میدان رقابتی که قرار است در آن حضور پیدا کنیم را بشناسیم و تصمیمی معقول بگیریم. اگر قرار است وارد یک میدان فوتبال شویم باید زمین بازی و کمیته داوری را بشناسیم و بدانیم این میدان برای کیست. این اتفاق نیفتاده و ما در زمین آنها بازی کردیم و برای آنها گل به خودی زدیم! آنها هم برایمان دست زدند و مدال و جایزه دادند...   *علم الهدی: در حوزه اکران بین الملل سیاست مناسبی نداریم/ باید در بازارهای بین المللی حضور  جدی داشته باشیم   علم الهدی: بنده در ابتدای سخنانم تاکید کنم که قطعا حضور بین المللی در فستیوال های جهانی جزو لایفنک سینمای ایران است و کسی نمی تواند بگوید فیلمسازی حق ندارد به این جشنواره ها برود. ما برای دیده شدن و ارتقای سطح تکنیکی و مراوده های بین المللی خود احتیاج اساسی به حضور در فستیوال های جهانی داریم و مدیریت فرهنگی و سینماگران باید به یک تعامل، آن هم نه تعامل بخشنامه ای بلکه به یک تعامل فکری و روانی برسند. با تمام ایرادهایی که برخی دوستان به حضور فیلمهای ما در فستیوال های خارجی وارد میکنند، سینما تنها هنر-رسانه ای است که توانسته اسم ایران را در حوزه ی کشورهای صاحب سینما مطرح کند و در این سالها حضور جدی اش در جشنواره های به عدد قابل توجهی رسیده. هرچند در این حوزه کم کاری های فراوانی صورت گرفته که مدیریت فرهنگی بیش از همه مقصر است، اما اگر حضور سینمای ایران در فستیوال های خارجی را به تعداد تولیدات هر سال سینمای ایران تقسیم کنیم به بیش از تعداد انگشتان دو دست میرسیم، که رقم مهم و قابل توجهی است. موضوع بعدی حضور در بازارهای بین المللی مثل کن و برلین و شرق آسیا و امریکاست که با توجه به نبود زیر ساخت های رقابتی در حوزه اکران بین الملل هیچ وقت ما ندیده ایم سیاستی تدوین بشود که بدانیم ما چطور می توانیم در این بازارها حضور  جدی داشته باشیم. مهم ترین بازار بین المللی بازار کن است که در این جشنواره اتفاق اصلی یک جریان اقتصادی است که در زیر زمین ها و هتل های این جشنواره رخ می دهد، و تمام سرمایه در آن مکان ها مطرح می شود. ولی متاسفانه سینمای ایران هیچ وقت نگاه آماری و کاربردی به فروش فیلم های سینمای ایران نداشته که بتواند افق اش را گسترش دهد. فارس: این افق و نگاه در دیگر سینماهای جهان چگونه پدیدار میشود؟ علم الهدی: اگر چند سینمای پرمخاطب داخلی مثل امریکا، هند و کره و ژاپن را بررسی کنیم متوجه می شویم که این کشورها در "جشنواره"ها چندان عرض اندام نمی کنند. اگر سینما آمریکا وارد حوزه جشنواره هایی مثل کن می شود بیشتر به خاطر آن شویی است که در جریان است، که مثلا آمریکا به کن بگوید که اگر مخاطبی دارید باز هم از صدقه سر بازیگرها و عوامل سینمای من است... *علم الهدی: بین گیشه داخلی و بازارهای جهانی رابطه مستقیم وجود دارد فارس: یعنی به همین دلایل تبلیغی-اقتصادی؟ علم الهدی: بله، همه چیز در کشورهای غربی با پول سنجش می شود و قطعا فرانسه برای اینکه بتواند این بازیگران و چهره های سرشناس آمریکایی را به کن بیاورد پول خوبی پرداخت می کند. به قول آقای مستغاثی جشنواره کن برخلاف اسکار یازده روز فرش قرمز پهن می کند... اما در سویی سینمای کشوری مثل هند همچنان ترجیح می دهد مناسبات خودش را اول در بازار داخلی خودش تعریف کند و بعد به بازارهای بین المللی برود. اول مخاطب داخلی خودش را هدف قرار میدهد و بعد مخاطبان جهانی را. به گمانم این باید سرمشق سینمای ما هم باشد. اگر سینمای ایران برخلاف سینمای هند از طریق گیشه اش سرپا نباشد، ورود به بازارهای بین المللی محال ممکن است. جدایی نادر از سیمین در سینمای ایران یک گیشه ی متوسط و رو به بالا داشت و توانست جزو دو سه فیلم برتر سال نود شود، آنوقت توانست در اکران جهانی به پرمخاطب ترین فیلم سینمای ایران از منظر اقتصادی تبدیل شود. این یعنی یک رابطه ی مستقیم مابین گیشه ی داخلی و بازارهای جهانی.   *علم الهدی: کمتر از نیمی از فیلمسازان ما برای خوش آمد جشنواره ها فیلم می سازند   فارس: آقای مستغاثی گفتند ما گول جشنواره های خارجی را خوردیم و گل به خودی زدیم؛ با این نگاه موافقید؟ علم الهدی: قطعا به طور کامل موافق این حرف نیستم، فرمایش آقای مستغاثی را باید با ضریب و درصد مشخص کرد. تا حدودی شاید حرف ایشان درست باشد و ممکن است فیلم سازانی فریفته و شیفته جشنواره های خارجی شوند و طوری فیلم بسازند که برای خوش آمد آن وری ها باشد، ولی این اتفاق در حدود چهل تا پنجاه درصد است و دیگر فیلمسازان ما به هیچ عنوان نگاه خودباخته و وطن فروشانه ندارند. *پورصباغ: باید در سینماهای کشورهای مختلف حضور جدی داشته باشیم پورصباغ: اول این موضوع را مشخص کنیم که سینما هنر-صنعت است و ما باید هم به وجه هنری اش توجه کنیم و هم صنعتی اش. در شکل هنری هنرمند تمایل بسیار دارد به دیده شدن چون نسبت بی واسطه ای با مفهوم جهانی شدن دارد. از منظر صنعتی هم خیلی نگاه تنگ نظرانه و حقیری است که بگوییم فیلم ساز ایرانی فقط در ایران فیلم بسازد و فیلمش هم فقط در ایران نمایش داده شود. برعکس، ما از صندلی های سینماهای کشورهای مختلف دنیا سهمی داریم. حقمان است که در دیگر کشورها حضور جدی داشته باشیم و حرفمان را با صدای رسا بزنیم. یکی از ماموریت هایی که در اساس نامه بنیاد فارابی -که در سال 62 تشکیل  شده- آمده همین حضور در جشنواره های خارجی و اکران فیلم های ایرانی در خارج از کشور است. یعنی چه؟ یعنی ما صاحب سالن باشیم. این حرف من کاملا ایدئولوژیک است و از بیان آن واهمه ای نداریم؛ *پورصباغ: مخاطب خارجی عطش دیدن تصویری از ایران را دارد/ جایزه جشنواره کن به طعم گیلاس جایزه به ژان پل سارتر بود نه کیارستمی کشور ایران با تمدن  2500 ساله اش، از زمانی که با انقلاب اسلامی به پیروزی رسید تیتر تمام رسانه های خارجی بوده و وقتی که همچنان در سی ان ان و فوکس و بی بی سی دویچه وله درباره ی ایران و ایرانی حرف زده می شود، یعنی مخاطب خارجی عطش دیدن تصویری از ایران را دارد. ما در دهه شصت در جشنواره های خارجی شرکت میکردیم و به لحاظ عرض اندام به سطح رقابت خوبی رسیدیم، اما از نظر محتوایی چه؟ هیچی!  آقای کیارستمی در دهه شصت و هفتاد پرچم دار چرخیدن در این جشنواره های جهانی بوده و با "خانه دوست کجاست" مطرح می شود و بعد با ارتقاء فرم میرسد به طعم گیلاس. کسانی که در جشنواره کن به طعم گیلاس جایزه دادند به فرم و ساختار فیلم جایزه ندادند به محتوایش دادند. طعم گیلاس یک نمونه از ایدئولوژی ژان پل سارتر است! آنها به آقای سارتر جایزه داده اند نه کیارستمی. با این حال ما نمی توانیم اشتیاق سینماگر را کور کنیم و نگذاریم دیگر کشورها فیلمش را ببینند. کوروساوا را با اکران فیلم هایش در سراسر جهان شناختند و وقتی به جایگاهی رسید آنوقت کاپولا تهیه کننده فیلمش شد. یعنی در شکل صنعتی اش، جذب سرمایه در کشور ژاپن اتفاق افتاد. علم الهدی: نمی توان گفت سینمای صنعتی داشته باشیم درصورتیکه باقی حوزه های ما هنوز صنعتی نشده علم الهدی: البته قبل از اینکه سینمای ژاپن صنعتی شود خود ژاپن صنعتی شده بود. سینما ماحصل اتفاقاتی دیگر است. نمی شود در شرایطی که در حوزه بازرگانی و اقتصاد در حال توسعه هستیم بگوییم می خواهیم یک سینمای صنعتی داشته باشیم. این ها همه ملزوم و لازم یکدیگر اند. سینما رابطه ی صد درصدی با بقیه ی حوزه ها دارد و اگر تمام حوزه های ما شکل صنعتی به خود بگیرند، آنوقت سینما می تواند پیش رو و جریان ساز باشد. پورصباغ: یعنی به نظر شما سینمای ایران صنعتی نیست؟ علم الهدی: به هیچ عنوان... پورصباغ:  من می گویم هست. صنعتی بودن در کشور ما شکل دیگری دارد که پول نفت در آن جاری است! علم الهدی: آنکه بحث دیگری است و من از خبرگزاری فارس خواهش می کنم جلسه ای تخصصی درباره ی سینمای متکی به پول نفت و سینمای نفتی هم بگذارد... داشتم عرض میکردم کشوری که می خواهد سینمای صنعتی داشته باشد نمی تواند به ازای سیصد و سی هزار نفر یک سالن سینما داشته باشد... نمی تواند مردمش میانگین هر 9 سال یک بار به سینما بروند و گردش مالی اش در یک سال حوزه ی اکران تنها سی میلیارد تومان باشد... این "نمی تواند"ها هست، و ضمنا در کنارش شما نباید انتظار نداشته باشید کسی که فیلم می سازد خودش را حتما به این مقید کند که مجوزش را از ارشاد بگیرد. همان طور که آقای اطبایی هم در جلسه ی گذشته گفتند هشتاد درصد فیلم های کشور ما به شکل زیر زمینی در جشنواره های خارجی شرکت می کنند. کنترل چنین فضایی مدیریتی هوشمند و کار بلد می خواهد و یک سیاست فرهنگی دقیق و عالمانه. سیاست فرهنگی ای که در اسناد بالا دستی نظام ثبت شود، نه اینکه هر چهار سال یک بار چرخ را دوباره اختراع  کنیم و از نو به بررسی تعاریف بنشینیم.   *علم الهدی: باید سیاست های سینمایی مان را در اسناد بالا دستی نظام ثبت کنیم   فارس:  یعنی مدیریت فرهنگی چه باید بکند؟ علم الهدی: حداقلش در ابتدا باید از اهرم های تشویقی استفاده کند. با فیلم "زیر نور ماه" آقای میرکریمی که در هفته فیلم منتقدان کن برگزیده شده بود چه برخوردی صورت گرفته بود؟ آیا تشویقی اتفاق افتاد؟ امثال میرکریمی و مجیدی از نسل انقلاب اند. مثل بقیه ی بچه های سینما که نظام را دوست دارند، اما بینید با اینها چه رفتاری می شود. کشوری که بیش از هشتاد درصد سینمایش به دولت وصل است یعنی مدیریت فرهنگی در سیاست هایش نقشی بسیار تایین کننده دارد. اگرما نتوانیم سیاست های سینمایی مان را در اسناد بالا دستی نظام ثبت کنیم مطمئن باشید در افق 1404 هم همین وضعیت را خواهیم داشت و متاسفانه یک سیکل باطل را طی خواهیم کرد. آنوقت در سال 1404 باز هم دور هم جمع می شویم و همین حرف ها را تکرار میکنیم. همان طور که سی سال پیش هم همین حرف ها را زدیم...   *ساداتیان: فیلم چهارشنبه سوری سکوی پرش فرهادی شد   فارس: اجازه بدهید بحث را از دریچه نسبت ما با جشنواره های بین المللی ادامه بدهیم... برخی معتقدند حضور سینمای ایران در جشنواره های خارجی با منافع ملی ما در تضاد است، چون تصاویری که آنها از ایران ارائه می دهند با واقعیت همخوانی ندارد... ساداتیان: ما باید ببینیم به سینمای ایران چه داده ایم که انتظاراتی این چنین فراوان داریم. سینمای ما امروز یک سینمای مطلقا ورشکسته است. وقتی که استراتژی سینمایی مان را جنجال های کف خیابان و چوب و چماق تعیین می کند توقع  دارید این سینماگر در رقابت های جهانی چه شاهکاری از خودش نشان دهد؟ اگر سینمای ما تا به حال موفقیتی هم داشته تنها با تلاش و کوشش خود فیلمسازان بوده و نه مسئولین زیرا ما در سینما استراتژی ای نداریم که مسئولین را در موفقیت ها دخیل بدانیم. خود بنده زمانی که می خواستیم چهارشنبه سوری را بسازم وزارت ارشاد روی ساختش به شدت موضع داشت، بعد از دریافت پروانه ساخت و آغاز پیش تولید در جلسه ای به من و اقای فرهادی گفتند بهتر است این فیلم را نسازید! ما به خدا توکل کردیم و فیلم را ساختیم و شد سکوی پرشی برای آقای فرهادی و موفقیت های داخلی و بین المللی اش.    
  *مستغاثی: چرا اتحادیه اروپا برای اولین بار به یک فیلمساز ایرانی -اصغر فرهادی- برای ساخت فیلم بعدی اش پول می دهد؟ مستغاثی: به نظر من بخشی از سینمای جشنواره ای -و نه صد در صد- سینمای ما را دچار سندرمی کرده که فیلمسازان ما اصل سینما ول کرده اند. وقتی اتحادیه اروپا برای اولین بار در تاریخ پیدایش اش به فیلمساز ایرانی -اصغر فرهادی- برای ساخت فیلم بعدی اش پول می دهد معنی اش چیست؟ قصد پشت این عملشان چه بوده؟ چنین چیزی هیچگاه در دنیا سابقه نداشته و مدیریت فرهنگی ما مقصد اصلی پیدایش چنین فضای غلطی است.   *مستغاثی: گفتمان انقلابی ما را جشنواره های بین المللی بر نمی تابند/حتی در اتاق های کوچک بازار کن هم نمیگذارند فیلم ضد صهیونیستی نمایش داده شود   فارس: یعنی اصل تقصیرها بر گردن مدیریت فرهنگی است؟ مستغاثی: قطعا. سینماگر که تقصیری ندارد. متاسفانه ما یک چیزی را هنوز باور نکردیم، اینکه در این کشور توسط مردم انقلابی رخ داده و دلیلش آن بوده که گفتمان دینی را حاکم کند. متاسفانه این تفکر و گفتمان را مدیریت فرهنگی ما به هیچ عنوان نتوانسته  به مدیریت سینما و حتی مدیریت جامعه بیاورد. سینماگر ما که تقصیری ندارد. در سینمای امریکا گفتمان ایدئولوژی غرب حاکم است و اصلا لازم نیست که کسی به کسی بخشنامه بدهد و بگوید این کار را بکن و آن کار را نکن. آنجا خودشان میدانند باید چه کنند و ممیزی و سانسورها توسط خود کمپانی ها و جشنواره ها انجام میگیرد. درست است که آقای ساداتیان می فرمایند ما عقاید مختلفی داریم، ولی انقلاب اسلامی ای که با تفکرات اکثریت قاطع مردم بر سر کار آمد، آمده که چه چیز را حاکم کند؟ این را اما متاسفانه مدیریت فرهنگی ما درک نکرده و به گمانش با نشان دادن یک نماز ریاکارانه و دعای کمیل متظاهرانه ماجرا حل است... و بعد از این میرسیم به این توضیح که گفتمان انقلابی ما را جشنواره های بین المللی موجود بر نمیتابند و حتی در اتاق های کوچک بازار فیلم کن هم نمیگذارند فیلم ضد صهیونیستی نمایش داده شود.   فارس: البته مثال های نقضی مثل بچه های آسمان هم هست... مستغاثی: من درباره یک جریان حرف می زنم نه یکی دو مورد. سینمای ما تا به امروز به گفتمان انقلاب حتی نزدیک هم نشده. با جرقه ها و تلاش ها کاری ندارم و این مشکلات را گردن فیلمساز نمی اندازم، قطعا مقصر اصلی و متهم ردیف اول مدیریت فرهنگی است. *مستغاثی: تا قبل از اصلاح سینمایمان نباید در جشنواره ها شرکت کنیم فارس: خوب راه حل چیست؟ شما میگویید نگاه جشنواره ها در یک برآیند کلی کاملا ایدئولوژیک و سیاست زده است، حالا ما باید چه کنیم؟ یعنی از نظرتان نباید به جشنواره های خارجی برویم؟ مستغاثی: نه، نباید برویم! ما باید ابتدا سینمایمان را از اساس درست کنیم و بعد سر وقت دیگر موارد برویم. متاسفانه این گرفتاری را در فوتبال هم داریم. قبل از اینکه ساختار تیم هایمان را درست کنیم می گوییم می خواهیم برویم جام جهانی. برویم جام جهانی که چه؟ تاج و گل سرمان میگذارند؟ ما سه بار جام جهانی رفتیم فوتبالمان چه تغییری کرده؟ پورصباغ: در سینما بعد از آنکه اسکار گرفتیم بدترین تولیدات را داشتیم... ساداتیان: چون استراتژی نداریم، فردی کار می کنیم نه بر اساس منافع جمع. علم الهدی: به این هم دقت کنیم هر فیلمی که در جشنواره های خارجی حاضر می شود به منزله  فیلم نظام جمهوری اسلامی ایران نیست، این نگاه باید تصحیح شود... فارس: خوب به هر حال فیلم ایرانی است و به نام ایران ثبت می شود... علم الهدی: نه اینطور نیست، در هیچ جای جهان اینطور نبوده. در آمریکا از مجموع ششصد فیلم سینمایی بیش از سیصد فیلم آمریکا را بد نشان می دهد. پورصباغ: اغراق میکنید آقای علم الهدی! فیلمهای آنها اکثرا در جهات منافعشان است و من می توانم مثالی بزنم که این حرف شما را نقض کند! علم الهدی: فیلم هایی که من می گویم اصلا به دست شما نمی رسد که ببینید! فیلمهایی که شما دیده اید همین فیلمهایی است که دور و ورمان پخش شده نه فیلمهای ضد آمریکایی که در خود آمریکا ساخته میشود. آن فیلمهایی در جشنواره ای مثل کن دیده می شود نه در کوچه و خیابان تمام کشورها. منظورم این است هر فیلمی که از ایران در خارج جایزه می گیرد به این معنی نیست که یک نظام انقلاب اسلامی پشت اش است...   *علم الهدی: هر وقت رابطه جشنواره فجر را با منافع ملی تعریف کردیم، آن وقت می توانیم درباره نسبت ِ منافع ملی و جشنواره های خارجی هم به یک تعریف مشخص برسیم فارس: در مورد نسبت منافع ملی ما با جشنواره های خارجی بگویید. علم الهدی: ببینید، ما هر وقت توانستیم رابطه ی خودمان را با منافع ملی و جشنواره فیلم فجر خودمان تعریف کنیم، آن وقت می توانیم درباره نسبت ِ منافع ملی و جشنواره های خارجی هم به یک تعریف مشخص برسیم. ما تکلیفمان با خودمان معلوم نیست آنوقت انتظار دارید تکلیفمان با فستیوال های دیگر کشورها مشخص باشد؟ در حال حاضر حتی رابطه سازمان سینمایی با معاونت فرهنگی و مطبوعاتی اش هم تعریف نشده. روند سینوسی اتفاقات جشنواره فیلم فجر در جشنواره امسال به اوج خود رسید و سیمرغ بهترین فیلم در جشنواره ی انقلاب به فیلمی تعلق گرفت که کاملا بر خلاف منافع ملی ست. جشنواره فجر به قول آقای مستغاثی بنا بود یک گفتمانی را آغاز و افقی را ترسیم کند، و همان طور که آقای ساداتیان گفتند چون افق مشخص نیست فیلمساز ناچار است بر اساس بضاعت خود فیلم بسازد. آقای فرهادی برای ساخت فیلم از من و شما اجازه نمی گیرد و بر اساس قوه تخیل خودش فیلم میسازد. اگر نتواند به راحتی در آسودگی در ایران فیلم بسازد در خارج از ایران این کار را میکند. حق نداریم به او کنایه بزنیم که بودجه فیلم آخرت را فلان اتحادیه اروپایی گرفتی و غیره، زیرا وقتی ما خودمان نتوانیم او را تامین و پشتیبانی کنیم کسی دیگر جای خالیمان را پر می کند. از نظر بنده هیچ ایرادی هم ندارد. اگر نظام، برای مدیریت فرهنگی کشور فکری نکند تا چهار سال دیگر اصلا چیزی به اسم پروانه نمایش در عرصه بین الملل نخواهیم داشت. فیلمساز به راحتی فیلم خود را به فستیوال ها ایمیل می کند و در کشور دیگری نمایش می دهد. آنوقت یا نظام باید فیلمساز را به زندان بیندازد -که تبعات بین المللی دارد- یا قبلش با یک مدیریت زیرپوستی هوشمند عنان کار را به دست بگیرد. پورصباغ: متقابل فیلمسازان هم بعضا زیرآبی میروند! مثل آقای فرهادی که در محافل خصوصی اپوزیسیون نمایی میکند. خوب مشخص است که سازمان سینمایی علاقه ای ندارد حلقه گل گردنش بیاندازد... مستغاثی: سازمان سینمایی که ادعا میکند برای اسکار فیلم فرهادی لابی کرده! علم الهدی: آقای پورصباغ! من جریان را عرض کردم نه یک فیلم و فیلمسازی خاص را... پورصباغ: مسئله این است که کارگردان فیلم جدایی... فارغ از فیلمش در فرامتن  اپوزیسیون نمایی کرده و معلوم است حاکمیت علاقه به تشویقش ندارد... علم الهدی: این چه حرفی است؟ اصلا آقای فرهادی به کنار، با آقای میرکریمی و مجیدی مگر چه برخوردی صورت گرفته؟ دست گل گردنشان انداخته اند؟ بزرگداشت و مراسم تجلیل برگزار کرده اند؟ خیر! این واکنش های دفعه بر انگیز فقط مختص به یک فیلم و یک نفر نبوده و همه جایی است... فارس: فکر نمیکنید داریم کمی زیادی ایرادات را گردن مدیریت فرهنگی می اندازیم؟ پس خود فیلمساز چه؟ آیا فیلمساز نباید دغدغه منافع ملی داشته باشد؟ علم الهدی: زیادی راجع به آقای فرهادی یک جانبه حرف نزنید. آقای فرهادی وقتی که داشت فیلمش را می ساخت در جشن خانه سینما حرفی را زد که... پورصباغ:که اسمش موج سوار بود... ساداتیان: حوزه تولید اندیشه حوزه خلاقی است و عموم کسانی که وارد حوزه فرهنگ و هنر می شوند آدم های باهوشی هستند که اگر هدایت نشوند، ممکن است نبوغ زیاد کار دستشان بدهد. در نوآوری و خلاقیت ممکن است خطایی رخ دهد. فارس: یعنی حمایت از فیلمسازان باید بیش از این باشد؟ ساداتیان: بسیار بسیار بیش از این. امروزه همه ی این بحث و جدل ها و محدودیت ها برای کسانی است که سعی دارند ابتکار به خرج دهند. من با بسیاری از کسانی که امروز مورد اتهام هستند از نزدیک آشنا هستم . خیلی هاشان اتفاقاً در خانواده های مذهبی تربیت شده اند و فرهنگ اسلامی در رفتارشان به وضوح دیده می شود. عرق ملی دارند و به آب و خاکشان عشق میورزند. ولی از بس تخریبشان می کنیم که آنها را ناخواسته به یک سری واکنش ها وا می داریم. ما باید اجازه دهیم ظرفیت هایی که در کشور داریم خودشان را بروز دهند...   پورصباغ: آقای ساداتیان من قبول دارم که مدیریت آقای شمقدری مدیریت غلطی بوده، اما کسی که در تلویزیون سریال ساخته و در این کشور ریشه دارد و سینما برایش مجال فیلمسازی فراهم کرده و موفقیتی -که به زعم من موفقیت نیست- را کسب کرده، آیا باید از یک فضای پرتنش و ملتهب سیاسی سوء استفاده کند؟   ساداتیان: چرا ماجراهای ساده را بی دلیل تا این حد سیاسی میکنید؟ ممکن است کسی  را پارتی بازی به زمین فوتبال بفرستند، ولی با پارتی که نمی شود نگه اش داشت. با پارتی بازی که نمیشود از کسی که فوتبال بلد نیست فوتبالیست بار آورد. چون دو تا پاس اشتباه میدهد و تماشاچی مسخره اش می کند. اسکار هم یک رقابت جهانی است و این توانایی و دانایی و قابلیت های آقای اصغر فرهادی بوده که جایزه های مختلف را نسیبش کرده... پورصباغ: این یک شکل اش است... ساداتیان: من با این مخالفم که هر کسی موفقیتی کسب کرد سریع به او انگ بچسبانیم و جایزه اش را بی ارزش کنیم و بگوییم با ما نیست و ضد ما است. *ساداتیان: موضوع پناهی اظهر من الشمس است فارس: جعفر پناهی چطور؟ پورصباغ: پناهی که دیگر با تک ماده هم قبول نیست! ساداتیان: موضوع ایشان اظهر و من الشمس است!   *مستغاثی: به هیچ وجه فیلمساز را مقصر نمی دانم   مستغاثی: همیشه همین طور بوده. در اغلب مواقع فیلم هایی که در مقایسه با سایر آثار ضعیف تر بودند جایزه اصلی را دریافت کرده اند. مثل آرگو. البته به آنها ایرادی وارد نیست. آنها کار خودشان را می کنند و خیلی هم خوب این کار را می کنند. در این میان بنده به هیچ وجه مقصر را فیلمساز ایرانی نمی دانم... فارس: یعنی فیلمساز نباید نگاهش به منافع ملی باشد؟ مستغاثی: چرا، اما در ردیف های پائین تر... مشکل ما بنیادی تر از این حرفها است. ریشه در تمام نقاط فرهنگی مان دارد. علوم انسانی ِ دانشگاه های ما منابعش از کجا است؟ تکثیر ِ فیلمسازان و فیلمنامه نویسانمان ما از کجا می آید؟ ریشه اش در چیست؟ اگر فیلمساز ما بخواهد فیلمی در مورد مشروطیت بسازد می رود در همین کتاب فروشی های کنار دستمان می چرخد، آنوقت چه کتابی دستش را میگیرد؟ کتابهایی که معلوم نیست نویسنده اش چه کسانی اند و پشتشان چه هاست. فضای فرهنگی امروز ما پُر از حفره و چاله چوله است. ما مدعی انقلاب اسلامی هستیم و یک گفتمان جدید جهانی. میخواهیم تمدن نوین جهانی را بر پا کنیم. اینها نیاز به آن دارد که در عرصه ی فکری و فرهنگی مان تغییراتی جدی ایجاد کنیم نه اینکه امروز یقه یک فیلمساز را بگیریم و فردا یقه فیلمساز دیگر را. گفتمان انقلاب باید به صورت یک تفکر در آید، مثل غرب. که همین کار را انجام داده و دیگر به بخش نامه و دستور احتیاجی ندارد. وقتی یازده سپتامبر اتفاق می افتد نیازی نیست بخش نامه ای از جایی به کسی زده شود، خود فیلم سازها و کمپانی ها در این جهت ساماندهی می شوند و کارشان را انجام میدهند. ما باید تغییر کنیم. چه در کلیات مدیریت  چه در جزییات.   فارس: ما قصد دفاع از شمقدری و مدیریت وی و گذشتگان را نداریم، اما آقای شمقدری و سجادپور بارها به نشانه اعتراض به فضای موجود گفته اند که چرا در این سی سال یک فیلمنامه نویس فیملنامه ای درباره تسخیر لانه جاسوسی ارائه نکرده است؟ چرا فیلمنامه قدرتمند درباره انقلاب نوشته نشده؟ خوب مدیران میگویند در چنین فضایی کاری از دستشان بر نمی آید...   ساداتیان: شما پرسیدید چرا کسی در این چند دهه فیلمنامه ای درباره تسخیر لانه جاسوسی آمریکا نداده، زیرا این کارها کارهای ملی و بسیار خطرناکی ست. به دست خود بنده تا به حال دو سه متن درباره حوادث پس از انقلاب رسیده ولی آنقدر ضعیف بوده که ترجیح دادم واردش نشوم... آیا به فیلمسازان ما اجازه میدهند به راحتی فیلمی در مورد تسخیر سفارت آمریکا بسازند؟ به نظر من به هیچ عنوان. فیلمساز ما احتمال دارد بخواهد چیزهایی در فیلمش بگوید که نگاه رسمی نپسندد. وقتی فرضا سر فیلم به رنگ ارغوان آن بلاها را آوردند انتظار دارید بروم به راحتی فیلمی در مورد تسخیر سفارت آمریکا بسازم؟!   علم الهدی: تخمین بزنید این وقتی را که آقای شمقدری برای ساختن پروژه لاله از سینمای ایران گرفته!   مستغاثی: و در آینده خواهد گرفت   * مستغاثی:باید هویت ما در سینمایمان امکان بروز یابد   اجازه بدهید در پاسخ به سوال شما در مورد منافع ملی و سینمای ملی از یک گفته آقای اسکورسیزی وام می گیرم. وی در مصاحبه ای در سال 2007 در تعریف سینمای ملی می گوید: "سینمایی که مشخصات و هویت و آرمان ها و فرهنگ و ارزش های یک ملت را داشته باشد و با فیلم هایش بشود آن ملت را شناخت". مثلا اگر فیلم وسترن ببینید سریع تشخیص میدهید که این یک فیلم امریکایی است. و وقتی کوروساوا را می بینید تشخیص می دهید که این فیلم ژاپنی است. یعنی باید هویت ما در سینمایمان امکان بروز یابد. حتی وقتی درباره خیانت فیلم می سازیم. سال گذشته در اسکار فیلمی با مضمون خیانت بود که به حد عجیبی این موضوع را مهیب و شوک آور می نماید، و در انتهای فیلم، خانواده ای که پراکنده بودند دوباره دور هم جمع میشوند و زمین های میراث پدری شان را حفظ میکنند. فیلمی تاثیرگذار در جهت تکریم بنیان خانواده. برعکس ِ ما که همین طور در فیلم هایمان مثل نقل و نبات خیانت ریخته ایم!   ما باید بازار های جهانی و اکران گسترده ی بین المللی را به دست بیاوریم. گرفتن گچ بلورین و بز طلایی به چه دردمان میخورد؟! این بازار و اکران جهانی و افکار عمومی مردم سراسر دنیا است که اهمیت دارد و باید سرفصل برنامه ریزی هایمان باشد.