پایگاه خبری تحلیلی بازی دراز ۰۴:۲۵ - ۱۳۹۵/۰۷/۰۳
همسر شهید:

شهدا رفتند تا امنیت و آرامش را به ما هدیه کنند /همسرم راه شهادت را با افتخار انتخاب کرد / تواضع،فروتنی وبخشندگی ازخصوصیات بارز شهید حسینی

بازی دراز1404 : همسر شهید حسینی گفت : همسرم بسیار متواضع و فروتن و بخشنده بود و راه شهادت رابا افتخار انتخاب کرد تا امنیت و آرامش رابه ما هدیه کند.

به گزارش بازی دراز، در دوران هشت سال دفاع مقدس که مقدس ترین دفاع ها برای مردان و زنان سرزمینمان شد مردانی با حضور در جبهه ها بی ادعا رفتند تا درس ایثار بدهند و زنانی  چون حضرت زینب (س) ایستادند و پیام رسان خون شهدا شدند.

به مناسبت هفته دفاع مقدس به سراغ همسر شهید بگ میرزا حسینی یکی از شهدای والامقام روستای آینه از توابع شهرستان سرپل ذهاب رفتیم  و مصاحبه با ایشان ترتیب داده ایم، تا از صبوری و مقاومت همسر شهید درسی عبرت آموز بگیریم.  

کوکب علیمرادی ، همسر شهید بگ میرزا حسینی  در گفتگو با خبرنگار ما به معرفی این شهید والامقام پرداخت و گفت: شهید بگ میرزا حسینی آئینه فرزند عباس میرزا اهل و ساکن شهرستان سر پل ذهاب در آذر ماه سال 1340 در خانواده ای متوسط و مذهبی دیده به جهان گشود . با عنایت به سوابق مبارزاتی خانواده ایشان در زمان انقلاب انگیزه وی جهت دفاع از کیان اسلامی دو چندان شده و به افتخار پوشیدن لباس ارتش در لشگر 81 و تیپ 3 ابوذر در شهریور ماه سال 58 نائل آمدند.

 

وی یادآور روزهای آغازین زندگی مشترک با همسرش شد و افزود: خانواده من و همسرم اقوام بودیم ،. وقتی شهید به خواستگاری من آمد پدرم وی را می شناخت و در برخوردهای اولیه متوجه شده بودند که شهید فرد با ایمان و راستگویی است. آن زمان برای خانواده ها این مسائل مهم تر بود تا کار و خانه و... اواخر سال1359 تصمیم به ازدواج گرفت و عقد کردیم و اوایل  سال1360 زندگی مشترکی  سرشار ازمعنویات و ایمان قوی آغاز کردیم.

 

این همسرصبور اذعان داشت: پس از آغاز جنگ تحمیلی این شهید شجاع ، در عملیاتهای گوناگون از جمله والفجر 8، فتح المبین، کربلای 9 ، عملیات عاشورا و در مناطقی همچون میمک،کورک،قاسم آباد،حاجیان، ازگله،گرده نو،دشت ذهاب حضور سبز و پر فعالیت داشتند.

وی یادآور شد: آن روز روزهای جنگ بود و شهید حسینی نیز جزو اولین نفراتی بود که برای دفاع از این مرز و بوم  لباس رزم پوشید وبه خط مقدم جبهه رفت.

خانم علیمرادی گفت: زمانی چند از زندگی مشترک نگذشته بود که همسرش راه مقدس جبهه را در پیش گرفت و بخاطر بمباران شدید و ناامنی درشهرستان سرپل ذهاب ما به اسلام اباد غرب رفتیم و پس از آنکه سکونت گزیدیم همراه خانواده پدری برای رزمندگان خط مقدم تدارکات آماده کردیم و به آن دسته ازآنان که به پشت خط جبهه می آمدند این تدارکات را میرساندیم تا به دست دیگر همرزمانشان در خط مقدم برسد.

 

 خانم علیمرادی از رشادت های این شهید والامقام بازگو کرد و گفت: شهید بگ میرزا حسینی تمام وقت زندگیش در دوران هشت سال جنگ تحمیلی در خط مقدم گذراند و یک بار در منطقه عملیاتی میمک  در جنوب کشور زخمی شد و حتی با این وضعیت سخت جسمی ، بارها مورد تشویق فرماندهان عملیات قرار گرفت زیرا که موجب محاصره تانک های رژیم بعثی عراق شد که برای تجاوز به خاک میهن اسلامی به رژه درآمده بودند .

وی به اخلاق و کرداربسیار رئوف شهید حسینی اشاره کرد و گفت: این شهید والامقام بسیارمتواضع ، فروتن و بخشنده بود زمانی که به خانواده سر می زد با راضیت هم، از وسایل های جهیزیه زندگی مشترکمان همچون سماور،ظرف و بسته های خوراکی برای رزمندگان که تدارک دیده بودم می برد تا وضعیت معیشت بهتری برای همرزمانش فراهم کند.

همسر شهید در ادامه خاطراتی از زندگی مشترکش با شهید والامقام در دوران دفاع مقدس بیان کرد تا در انتقال حس آن روزها به کسانی که عرصه را درک نکردند بیشتر کمک کند.

 

ایشان در ادامه به ثمره های زندگی مشترکش اشاره کرد و گفت: در سال1363 زمان فارغ شدن فرزند اولم که پسری به نام محمد نام دارد ،همسرم به سختی از فرماندهش مرخصی گرفته بود و در حد یک روز دریکی از روستاهای توابع شهرستان کرند غرب در کنارم ماند و از آن پس دوباره به مناطق جنگی بازگشت.

خانم علیمرادی بیان کرد: برای به دنیا آمدن دخترم در اواخر سال 1364 خوشبختانه همسرم در مرخصی بود و در کنارم در بیمارستان امام خمینی (ره) اسلام آباد غرب با ذکرتسبیحات خدای سبحان موجب آرامش و تقویت روحیه ام شد و بعد از دو روز دوباره به خط مقدم رفت.

 

وی به تلخ ترین خاطره زندگیش اشاره کرد و گفت: دخترم الهام هنوز 5 ماه بیش سن نداشت که همسرم در مورخ 24/1/1365در منطقه عمومی کوشک به عالیترین مقام انسانیت که همان شهادت در راه خدا می باشد نائل آمد.

 

خانم علیمرادی عنوان کرد: با همکاری نیروهای ارتش پیکرمطهر شهید بگ میرزا حسینی از مناطق عملیاتی کوشک به اسلام آباد غرب منتقل شد و رفتیم پیکراین شهید والامقام  را تحویل گرفتیم و پس از تشییع باشکوهی با حضور مردم شهید پرور روستای آینه ،در گلزار شهدای این روستا در جوار دیگر شهدا که اکثرا از اقوام نزدیک این شهید والامقام بودند آرام گرفت.

این همسر صبور اظهار داشت: چندی از زندگی مشترکمان با دو تا فرزند کوچک که چشم انتظار دیدن پدر فداکار و مهربانشان بودند نگذشته بود که بار مسئولیت دوچندانی به دوشم افتاد و با مشقت و سختی فراوانی در دوران جنگ تحمیلی و حتی بعد از آن دوران، فرزندانم را برای ادامه دادن راه والا و عرفانی همسر شهیدم تربیت کردم.

وی تصریح کرد: با توکل به خدا و توسل به حضرت زینب(س) و الگو گرفتن از صبر و ایستادگی این بانوی بزرگوار در زندگی، توانستم فرزندانم به درجات عالی از سطح علمی برسانم و اکنون  پسرم محمد حسینی پس از گذراندن دوره دکترا دانپزشکی در دانشگاه تهران اکنون جراح دندان پزشکی می باشد و دخترم الهام حسینی برای خدمت به جامعه فداکار و صبور خانواده های شهدا،جانبازان و ایثارگران در اداره بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان مشغول به خدمت است.  

 

این همسر مکرمه زینب وار ، تمام هم و غم خود را برای به ثمر رساندن زحمات خویش در قبال فرزندانش ، در کنار آنها بوده و هم اکنون نیز پشتیبان و همراه آنهاست.

 

لازم به ذکر است همسر این شهید بزرگوار خواهر شهید محمدحسن علیمرادی از تکاوران ویژه تیپ 65 نوحد می باشد.

شهرستان سرپلذهاب درغرب استان کرمانشاه با جمعیتی بالغ بر 90 هزارنفر تعداد 870 شهید ، 163 آزاده و 840 جانباز را تقديم این نظام و این انقلاب كرده است.

انتهای پیام/ب