در سنت ما، «چهلم» مرحله تثبیت خاطره است. جامعه بعد از چهل روز از شوک عبور میکند و وارد مرحله فهم میشود. این همان نقطهای است که باید از هیجان فاصله گرفت و به پرسشهای جدی پرداخت: ما از این حادثه چه آموختیم؟ چه چیزی باید اصلاح شود؟ چگونه میتوانیم رنج خانوادهها را به سرمایهای برای همبستگی ملی تبدیل کنیم؟نگاه فرهنگی یعنی تمرکز بر سه محور: روایت درست، تربیت نسل جدید و تبدیل سوگ به کنش سازنده.اول، روایت. اگر ما روایت نکنیم، دیگران روایت میکنند. باید خاطره شهدا و جانباختگان با دقت، صداقت و پرهیز از اغراق ثبت شود. تولید مستندهای کوتاه، کتابهای خاطرهمحور، نمایشگاههای سیار در مدارس،دانشگاهها،تشکلهای دینی و مردمی و هیئات مذهبی شاخص و ایجاد آرشیو دیجیتال از زندگینامهها، کارهایی است که میتواند حافظه جمعی را از سطح شعار به سطح شناخت ببرد. روایت وقتی دقیق باشد، احترام میآورد؛ وقتی شعاری شود، بیاثر میشود.دوم، تربیت. چهلم میتواند بهانهای برای گفتوگو درباره مسئولیت اجتماعی، مدارا، امنیت و همبستگی در کلاسهای درس، حلقههای فرهنگی در مساجد و بقاع متبرکه باشد. برگزاری نشستهای گفتوگومحور به جای سخنرانیهای یکطرفه، کارگاههای مهارت همدلی برای نوجوانان، و مسابقات فرهنگی با محور «ایرانِ امنتر چگونه ساخته میشود؟» میتواند سوگ را به آموزش تبدیل کند. نسل جدید باید بفهمد چرا جان انسانها ارزشمند است، نه فقط اینکه چه اتفاقی افتاده است.سوم، کنش اجتماعی. بهترین بزرگداشت شهدا، بهبود واقعی زندگی مردم است.
میتوان به نام شهدا و جانباختگان، پویشهای خدمترسانی راهاندازی کرد؛ از اهدای خون و کمک به نیازمندان گرفته تا کاشت درخت یا حمایت از دانشآموزان مناطق کمبرخوردار. وقتی نام شهدا با کار خیر گره بخورد، یاد آنان زنده و سازنده میماند.همچنین پیشنهاد میشود یک «روز گفتوگوی ملی» در چهلم برگزار شود؛ فضایی برای شنیدن دیدگاههای مختلف در چارچوب احترام. فرهنگ وقتی رشد میکند که گفتوگو جایگزین تقابل شود. بزرگداشت فرهنگی یعنی تقویت ظرفیت شنیدن، نه فقط تکرار مواضع.در نهایت، چهلم شهدا نباید پایان یک موج احساسی باشد، بلکه باید آغاز یک برنامه مستمر فرهنگی باشد؛ برنامهای که هر سال بهروزرسانی شود، ارزیابی شود و از تجربهها بیاموزد. جامعهای که از رنج خود درس بگیرد، بالغ میشود. جامعهای که فقط عزاداری کند و بازگردد به عادتهای قبلی، درجا میزند.یاد شهدا زمانی ماندگار است که در سبک زندگی ما اثر بگذارد؛ در اخلاق عمومی، در مسئولیتپذیری، در انصاف و در مراقبت از یکدیگر. فرهنگ، همین تغییرهای آرام اما عمیق است؛ تغییرهایی که شاید تیتر نشوند، اما آینده را میسازند.