سرپلذهاب؛ از خط مقدم دفاع مقدس تا نماد نوعدوستی امروز
مردم سرپلذهاب با تشییع باشکوه یک نوجوان کارگر از سیستان و بلوچستان و حمایت گسترده از خانواده او، بار دیگر روحیه همدلی و نوعدوستی این شهر مقاوم را به نمایش گذاشتند.
روایت همدلی مردم شهرستان سرپلذهاب اینبار با بدرقه باشکوه یک نوجوان کارگر از اهالی سیستان و بلوچستان گره خورده است؛ نوجوانی که سالها پیش، پس از زلزله و در جستوجوی کار، به همراه مادر و خواهرش راهی این شهر شد تا با کارگری، چرخ زندگی خانواده را بچرخاند، اما چند روز پیش در سانحهای با موتورسیکلت جان خود را از دست داد. در غربت و بیآنکه خویشاوندی در کنارشان باشد، خانواده این نوجوان با اندوهی سنگین روبهرو شدند؛ اما مردم سرپلذهاب اجازه ندادند پیکر او بیمشایعت بماند. با فراخوان یکی از ماموستاهای اهل سنت منطقه، بیش از دو هزار نفر در آیین تشییع و خاکسپاری حضور یافتند و مراسمی باشکوه و آبرومندانه برگزار کردند. صحنهای که برای بسیاری یادآور روزهایی بود که خود این شهر در سختترین شرایط، دست یاری دیگران را بر شانه خود احساس کرد.
زلزله سال ۱۳۹۶، سرپلذهاب را در کانون توجه کشور قرار داد. خانههای ویران، شبهای سرد چادرنشینی و نگرانی از آینده، روزهای دشواری را برای مردم رقم زد. در همان ایام، مسیرهای منتهی به مناطق زلزلهزده شاهد ترافیک طولانی خودروهای حامل کمکهای مردمی بود؛ کامیونها، وانتها و خودروهای شخصی که از اقصی نقاط کشور، اقلام ضروری، مواد غذایی، پوشاک و چادرهای امدادی را به این منطقه میرساندند. اوج انساندوستی و همدلی در آن روزها چنان بود که بسیاری از ناظران، آن را نمونهای کمنظیر از همبستگی ملی توصیف کردند. مردم شهرها و روستاهای مختلف، بیتفاوت نماندند و با هرآنچه در توان داشتند، به یاری هموطنان زلزلهزده شتافتند. همین تجربه تاریخی، در حافظه جمعی مردم سرپلذهاب ماندگار شد. اکنون بسیاری از شهروندان این شهرستان میگویند آنچه در تشییع این نوجوان سیستان و بلوچستانی رخ داد، بازتاب همان روزهاست؛ روزهایی که کشور در کنار آنان ایستاد و آنان امروز خود را قدردان آن همدلی میدانند.
سرپلذهاب پیش از زلزله نیز نامی آشنا در تاریخ معاصر ایران بود. در دوران دفاع مقدس، این شهر مرزی در خط مقدم مقابله با ارتش بعث عراق قرار داشت. مردم مرزنشین منطقه، سالها زیر آتش مستقیم و تهدید حملات دشمن ایستادگی کردند و با وجود خسارات فراوان، از مرزهای غربی کشور دفاع کردند. مقاومت آنان، سرپلذهاب را به یکی از نمادهای پایداری در سالهای جنگ تبدیل کرد. همین پیشینه تاریخی، به باور بسیاری از تحلیلگران اجتماعی، در شکلگیری روحیه همبستگی و مسئولیتپذیری جمعی در میان مردم این شهرستان نقش داشته است؛ روحیهای که امروز در قالب اقدامات خیرخواهانه و مردمی نمود پیدا میکند. از دریافتکننده کمک تا پیشگام یاریرسانی پس از عبور از بحران زلزله، مردم سرپلذهاب تنها دریافتکننده کمک نماندند. طی سالهای اخیر، در حوادث و بلایای طبیعی در دیگر نقاط کشور، گروههای مردمی این شهرستان در جمعآوری کمکهای مالی و غیرمالی پیشگام بودهاند. به گفته فعالان اجتماعی منطقه، پویشهای مردمی برای سیلزدگان، زلزلهزدگان و خانوادههای آسیبدیده در نقاط مختلف کشور، بارها از همین شهر آغاز شده است. اکنون نیز در ماجرای درگذشت این نوجوان کارگر، مردم با راهاندازی پویشی تازه، حدود پنج میلیارد تومان برای حمایت از مادر و خواهر او جمعآوری کردهاند؛ مبلغی که قرار است صرف تأمین هزینههای زندگی و خرید یک واحد مسکونی برای این خانواده شود. اقدامی که از نگاه ناظران، سرپلذهاب را بیش از پیش به نمادی از نوعدوستی و همبستگی اجتماعی در کشور تبدیل کرده است.
ماموستای اهل سنت که تلاش بسیاری در برگزاری مراسم تشییع و خاکسپاری این نوجوان و جمع آوری کمک های مردمی برای بازماندگان آن انجام داده در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید: «این جوان، مهمان شهر ما بود. او برای کار و نان حلال آمده بود و در اینجا زندگی میکرد. وقتی دیدیم خانوادهاش در غربت هستند، وظیفه دینی و انسانی ما بود که اجازه ندهیم تنها بمانند.» وی افزود: «ما روزهای سخت زلزله را فراموش نکردهایم؛ روزهایی که مردم سراسر ایران در کنار ما ایستادند. امروز نوبت ماست که نشان دهیم قدردان آن مهربانیها هستیم. دین و انسانیت به ما میآموزد که در غم یکدیگر شریک باشیم، فارغ از قومیت و مذهب.» این ماموستا تأکید کرد: «سرپلذهاب شهری مرزی است؛ ما در جنگ ایستادگی کردیم، در زلزله صبر کردیم و امروز در مهربانی نیز میخواهیم پیشقدم باشیم. امیدواریم این حرکت، الگویی برای تقویت همبستگی در سراسر کشور باشد.»
آنچه در روزهای گذشته در سرپلذهاب رخ داد، تنها یک مراسم تشییع نبود؛ بلکه بازتاب تاریخی از مقاومت، قدرشناسی و انساندوستی مردمی بود که سختی را تجربه کردهاند و اکنون، در بزنگاه اندوه دیگران، خود پیشگام همدلی شدهاند.