پایگاه خبری تحلیلی بازی دراز ۱۲:۵۹ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۲

جوانی که لبخند رضایت بر لبان رهبر انقلاب نشاند

بازی دراز 1404:در شبی که حسینیه امام خمینی(ره) لبریز از نوای قرآن بود، جوانی با صدایی استوار و تلاوتی سنجیده پشت تریبون رفت و آیات را چنان خواند که تحسین‌های پیاپی و لبخند رضایت رهبر انقلاب را برانگیخت. لحظه‌ای کوتاه اما ماندگار که به اوج مجلس انس با قرآن بدل شد.

عصر که آرام‌آرام به غروب نزدیک می‌شد، خیابان‌های اطراف حسینیه امام خمینی(ره) حال‌وهوای دیگری داشت. چهره‌ها آشنا بودند، بسیاری‌ از آنها سال‌هاست که هر رمضان، خود را به این محفل می‌رسانند. از لهجه‌ها می‌شد فهمید که جمع فقط از تهران نیامده است، از شهرهای دور و نزدیک، از جنوب و شمال و شرق و غرب کشور، قاریان و حافظان قرآن راهی پایتخت شده بودند تا دیدار سالانه‌شان با رهبر انقلاب را تازه کنند.دیداری که امسال، در میانه برخی فضاسازی‌ها و پیش‌بینی‌های بدخواهانه، رنگ و بوی خاص‌تری گرفته بود، اما در نهایت همان‌گونه که انتظار می‌رفت، با حضور رهبر معظم انقلاب برگزار شد و حسینیه بار دیگر میزبان نوای قرآن شد.آغاز محفلی سالانه با عطر قرآنبا گشوده شدن درهای حسینیه، ابتدا سکوتی آمیخته با انتظار در فضا پیچیده بود. فضای حسینیه به‌تدریج پر می‌شد بسیاری از فرصت استفاده می‌کردند و پی از آغاز برنامه یک جزء قرآن روزانه ماه رمضان را می‌خواندند، نوجوانان جدی اما مشتاق، کنار استادان پیشکسوت نشسته بودند. برخی در حال مرور آیات بودند، برخی زیر لب تحریرها را تمرین می‌کردند و برخی فقط چشم به جایگاه دوخته بودند.با زیاد شدن جمعیت شعار‌ها هم آغاز شد، ای پسر فاطمه منتظر شماییم، حیدر حیدر، اباالفضل علمدار خامنه‌ای نگه‌دار، برنامه با سخن آغازین مجری و چند تلاوت شکل رسمی‌تری به خود گرفت تا اینکه با ورود رهبر معظم انقلاب به طور رسمی آغاز شد.

 

به محض ورود آقا شور و هیجان خاصی در حسینیه برپا شد و همه فریاد زدند حیدر حیدر، احمد ابوالقاسمی که کنار مجری نشسته بود میکروفون را به سمت خودش چرخاند و ابتهال ورود پیامبر(ص) به مدینه را خواند و همه حاضران او را یاری کردند.طَلَعَ الْبَدْرُ عَلَیْنامِنْ ثَنِیّاتِ الْوَداعوَجَبَ الشُّکْرُ عَلَیناما دَعی للهِ داعچقدر زیبا بود کار ابوالقاسمی و چقدر حال و هوای حسینیه را زیبا کرد، مجلس که تمام شد به سراغش رفتم و او درباره این کارش پرسیدم، گفت: با ورود آقا بیشتر صدای فریاد به گوش می‌رسید و شعارها نظم نداشت، یک آن ناخودآگاه میکروفون را گرفتم و طلع البدر و علینا خواندم، حاضران هم بلافاصله همراهی کردند و جلسه نظم گرفت.با نشستن رهبر انقلاب، خیلی زود سکوتی عمیق فضای حسینیه را گرفت، سکوتی از جنس گوش سپردن. اینجا قرار بود کلمات خدا شنیده شود و همه می‌دانستند که اصل مجلس، همین تلاوت‌هاست.نخستین قاری پشت تریبون رفت، صدایش که در حسینیه پیچید، گویی سقف و دیوارها هم گوش شدند. آیات با طمأنینه و دقت ادا می‌شد و هر وقف و ابتدا، حساب‌شده و سنجیده بود. رهبر انقلاب با دقت گوش می‌دادند، گاه سر تکان می‌دادند، به نشانه تأیید و تحسین.نوجوانانی که مجلس را به اوج بردندیکی از جلوه‌های ویژه این دیدار، حضور پررنگ قاریان نوجوان بود. قامت‌های کم‌سن‌وسال، اما صداهایی پخته و استوار. وقتی نوجوانی پشت تریبون قرار می‌گرفت، نگاه‌ها مهربان‌تر می‌شد، اما همین که تلاوت آغاز می‌شد، همه چیز رنگ جدیت می‌گرفت. تحریرهای دقیق، تسلط بر مقامات و اطمینان در ادای آیات، نشان می‌داد که سال‌ها تمرین و ممارست پشت این چند دقیقه ایستادن نهفته است.

 

رهبر انقلاب در برابر برخی فرازهای زیبا، با تحسین‌های کوتاه و روشن، قاریان را تشویق می‌کردند. لبخندی که بر لب می‌نشست یا جمله‌ای که با صدای آرام بیان می‌شد، برای این نوجوانان شاید از هر لوح و تقدیری ارزشمندتر بود. در چهره‌شان می‌شد دید که این تأیید، اعتماد به‌ نفسشان را چند برابر می‌کند.مجلس، لحظه‌به‌لحظه اوج می‌گرفت. هر آیه که با اوج صوتی همراه می‌شد، دل‌ها هم اوج می‌گرفت. گاهی در میان تلاوت، فریاد «احسنت» شنیده می‌شد و فضای صمیمی‌تری به جلسه می‌داد.تحسین‌های پیاپی در تلاوت یونس شاهمرادینوبت به تلاوت یونس شاهمرادی که رسید، سکوت حسینیه عمیق‌تر شد. صدایش گرم و رسا بود و با اطمینانی مثال‌زدنی آیات را جاری می‌کرد. انتخاب مقام‌ها سنجیده و انتقال میان آن‌ها نرم و دقیق بود. از همان دقایق نخست، توجه ویژه‌ای به تلاوت او جلب شد.در میانه تلاوت، رهبر انقلاب چند بار با جملاتی کوتاه و تحسین‌آمیز او را تشویق کردند. لبخند رضایتی که بر چهره داشتند، به‌روشنی نشان می‌داد که تلاوت بر دل نشسته است. این تحسین‌های پیاپی نه‌ تنها برای خود قاری که برای همه حاضران در جلسه، پیام روشنی داشت، تلاش دیده می‌شود و صدای خوب، قدر می‌بیند.شاهمرادی با همان تمرکز و آرامش، تلاوت را به پایان رساند. وقتی از پشت تریبون پایین آمد، چهره‌اش ترکیبی از آرامش و شعف بود، گویی یکی از مهم‌ترین لحظات زندگی‌اش را پشت سر گذاشته است.

 

فرصتی برای تجدید دیدارها و پیوند نسل‌هااین محفل فرصت کوتاهی برای تازه شدن دیدارها بود. حافظانی که سال‌هاست در این جلسات حضور دارند، با استادان و دوستان قدیمی احوال‌پرسی می‌کردند. برای بسیاری از شهرستانی‌ها، این سفر تنها یک برنامه رسمی نبود، سفری بود برای تجدید عهد با مسیری که انتخاب کرده‌اند.برخی از آنان می‌گفتند ماه‌هاست برای این چند دقیقه تلاوت تمرین کرده‌اند. برخی دیگر، حضور در این مجلس را بزرگ‌ترین انگیزه برای ادامه راه می‌دانستند. در نگاه‌ها می‌شد دید که این جلسه، فقط یک مراسم سالانه نیست، نقطه اتصال نسل‌هاست. نوجوانی که امروز تلاوت می‌کند، شاید چند سال بعد در جایگاه استاد بنشیند و تجربه‌هایش را منتقل کند.هم‌صدایی گروه‌های تواشیح نوجوان با شور و هیجاننوبت به گروه‌های تواشیح رسید. نوجوانانی که در کنار هم ایستادند و با هم‌خوانی منظم و هماهنگ آیات فضای حسینیه را رنگ دیگری بخشیدند. نوجوانان گروه اسوه بودند، کسانی که قرار است آینده تلاوت در کشور را روشن کنند. مضامین آیات با هارمونی صداها درهم آمیخته بود و حالتی از همدلی جمعی پدید آورده بود.ضرباهنگ کلمات، وقتی با هم‌صدایی چند نوجوان همراه می‌شد، مجلس را به شور می‌آورد. برخی از حاضران زیر لب همراهی می‌کردند و برخی چشم بسته، تنها گوش می‌سپردند. در آن لحظات، مرز میان اجراکننده و شنونده کمرنگ می‌شد، همه در یک موج واحد شناور بودند.

 

از تلاوت تا نماز، اوج معنویت مجلسبا نزدیک شدن به اذان مغرب، حال‌وهوای جلسه آرام‌تر و معنوی‌تر شد. آخرین تلاوت‌ها که به پایان رسید، همه آماده اقامه نماز شدند. صف‌های نماز جماعت به‌سرعت شکل گرفت، شانه به شانه، ساده و بی‌تکلف. صدای تکبیره‌الاحرام که بلند شد، حسینیه یکپارچه سکوت و حضور شد.گویی همه آن نغمه‌ها و تحریرها، مقدمه‌ای بود برای همین لحظه ایستادن در برابر خدا. آیات که ساعتی پیش با صوت خوش خوانده شده بود، حالا در نماز تکرار می‌شد و معنا عمیق‌تر در جان‌ها می‌نشست.پس از نماز، سفره افطار پهن شد، ساده و صمیمی، اما فضای مجلس سرشار از گرما و همدلی بود.دیدار قاریان و حافظان قرآن با رهبر انقلاب، بار دیگر نشان داد که این محفل، فراتر از یک برنامه رسمی است. مجلسی است که در آن صداهای جوان شنیده می‌شود، تجربه‌ها منتقل می‌شود و پیوند میان نسل‌ها با رشته قرآن محکم‌تر می‌شود. شبی که با تلاوت آغاز شد، با نماز و افطار به پایان رسید، اما شور آن نغمه‌ها و لبخندهای رضایت، بی‌شک تا مدت‌ها در دل حاضران باقی خواهد ماند.