گروه فرهنگ خبرگزاری فارس: سوم اسفند، سالروز کودتایی است که با حمایت مستقیم انگلیس و نفوذ جریانات صهیونیستی، رضاخان را به مسیر سلطنت سوق داد. این رویداد نه تنها آغاز دیکتاتوری پهلوی بود، بلکه نمادی از دخالتهای استعماری در تاریخ معاصر ایران به شمار میرود. گزارشهای تاریخی و اعترافات منابع صهیونیستی نشان میدهد که این کودتا، زمینهساز احیای فعالیتهای یهودی-صهیونیستی در ایران شد و رضاشاه را به ابزاری برای پیشبرد اهداف جهانی صهیونیسم تبدیل کرد.
ریشههای خانوادگی و ورود به عرصه نظامی
رضاخان، در سوادکوه مازندران، از خانوادهای ایرانی با ریشههای قفقازی در سمت مادری به دنیا آمد. اجداد مادری او پس از معاهده ترکمانچای و جدایی بخشهایی از قفقاز از ایران، به کشور پناهنده شدند. او در پانزدهسالگی به بریگاد قزاق پیوست و کار خود را به عنوان اصطبلدار آغاز کرد.رضاخان مدارج نظامی را در این بریگاد که تحت نفوذ مستقیم روسها بود – طی کرد و به دلیل شجاعت و بیپرواییاش، مورد تأیید مربیان روسی قرار گرفت. این صعود سریع نظامی، بستر لازم برای نقشآفرینی او در کودتای ۱۲۹۹ را فراهم آورد.
*چهره واقعی رضاشاه از نگاه گزارشهای دیپلماتیک
در یادداشتهای سیاسی آر.ام. بارل (جلد دهم، بخش اول)، رضاشاه فردی توصیف شده که محبوبیت ندارد، اما همه از او هراس دارند – امتیازی بزرگ در فضای شرقی. او ریاکار است، کلیبافی و دورویی را سلاحهای مناسبی میداند و به هر کس باهوشتر از خود مظنون است. فرماندهان موفق ارتش را بدون درنگ بازنشسته میکند و رفتار خشونتآمیز و لحن تندش، وفاداری واقعی زیردستان را از بین برده است. از سال ۱۹۳۰ به بعد، وزیر دربار دسترسی به شاه را بسیار دشوار کرده و او را از افکار عمومی جامعه دور نگه داشته است.رضاشاه فردی حریص و مالاندوز توصیف شده که از تمام ابزارها برای کسب ثروت و ملک استفاده میکند.
*کودتای سوم اسفند؛ طراحی انگلیسی با حمایت صهیونیستی
حسین اصغری، کارشناس تاریخ، تأکید میکند که رضاخان توسط جریانات صهیونیستی قدرتمند در دربار انگلیس به قدرت رسید. جالب آنکه یهودیان پس از کودتا، سوم اسفند را جشن میگرفتند و پایکوبی میکردند. تنها یک ماه پس از کودتا، اولین حزب صهیونیستی در ایران تشکیل شد. این شواهد، پیوند عمیق کودتا با اهداف صهیونیستی را نشان میدهد.حسین فردوست نیز در خاطرات خود، واسطههای رضاخان با انگلیسیها را معرفی میکند: خان اکبر (میرزا کریمخان رشتی)، اردشیر (پدر شاپور جی)، سردار اسعد بختیاری و بهویژه سلیمان بهبودی. بهبودی – محرمترین فرد در زندگی خصوصی رضاخان – دانشآموخته آموزشگاههای یهودی-صهیونیستی آلیانس و عضو لژ فراماسونری بود. دیگر رابطان شامل پزشکان یهودی مانند دکتر مسنن (دندانپزشک)، دکتر امینی (پزشک همدانی) و دکتر کورت اریش نومان (پزشک یهودی آلمانیتبار رضاخان) بودند.
نقش کلیدی فروغی و همسویی با پروژه صهیونیستی
محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)، یهودیتبار و استاد اعظم فراماسونری، نقش محوری در صعود رضاخان داشت و اولین نخستوزیر او پس از سلطنت شد. در دوره احمدشاه قاجار، بسیاری از رجال سیاسی از جمله رضاخان از فعالیتهای صهیونیستی آگاه بودند و حتی در مجالس آنها شرکت میکردند. وزارتخانهها مانع این فعالیتها نمیشدند.
مهاجرت یهودیان به فلسطین برای تشکیل دولت
یهودی، رکن اصلی فعالیت صهیونیسم در ایران بود و رضاشاه در طول سلطنت خود، تبلیغات ضدصهیونیستی مجامع اسلامی را در مطبوعات ممنوع کرد.تاریخنگاران و نویسندگان صهیونیست، دوره سلطنت رضاشاه را نظیر عصر کوروش کبیر و دوره محمدرضا را نظیر عصر داریوش اول توصیف کردهاند. رضاشاه به یهودیان اعتماد کامل داشت و پزشک مخصوصش دکتر کورت اریش نومان یهودی آلمانیتبار بود.صهیونیستها سوم اسفند را «روز تجدید استقلال و آزادی ایران» و احیای عظمت یهود میدانستند و هر سال با مراسم ویژه آن را گرامی میداشتند.کودتای سوم اسفند، نه یک جنبش داخلی، بلکه بخشی از پروژه استعماری انگلیس با پشتیبانی صهیونیسم جهانی بود. رضاخان، از یک نظامی ساده به دیکتاتوری تبدیل شد که ترس، حرص و وابستگی را بر استقلال و منافع ملت ترجیح داد. این رویداد، زمینهساز تقویت صهیونیسم و مهاجرت گسترده یهودیان به فلسطین شد و ایران را در مدار وابستگی قرار داد.امروز، مرور این صفحه تاریک تاریخ، یادآوری میکند که استقلال واقعی تنها با هوشیاری در برابر توطئههای خارجی و پایبندی به ارزشهای اسلامی و ملی به دست میآید. سوم اسفند، نماد آزادی نیست؛ نماد اسارت در چنگال استعمار است.