پیمان لطیفی در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ اظهار داشت: در میانه تلاطمهای ژئوپلیتیک قرن بیست و یکم، تنگه هرمز فراتر از یک گذرگاه جغرافیایی، به مرکز ثقل معادلات قدرت در خاورمیانه بدل شده است؛ آنچه امروز در این گلوگاه رخ میدهد، نتیجه تقابل بنیادین میان حق حاکمیت ملی و جاهطلبیهای نوین استعمارگری است.
وی افزود: ریشههای تنشهای اخیر در تنگه هرمز برآمده از یک استراتژی ساختاری است؛ ایالات متحده و برخی متحدان منطقهای میکوشند این گذرگاه را از فضای تحت حاکمیت ایران به منطقه تحت مدیریت بینالمللی تبدیل کنند؛ تلاشی برای کاهش قدرت حاکمیتی ایران و تبدیل این گلوگاه حیاتی به ابزار اعمال فشار سیاسی.
این کارشناس مسائل سیاسی تأکید کرد: وضعیت مذکور، تجلی تقابل میان استقلال راهبردی ایران و سیاستهای سلطهجویانه غرب است.
لطیفی تصریح کرد: تحولات اخیر، فرآیند تغییر پارادایم در امنیت منطقهای را شتاب بخشیده است؛ حضور نظامی مفرط قدرتهای فرامنطقهای نهتنها به ثبات منجر نشده، بلکه با ایجاد معمای امنیت، توازن قدرت را به سمت بازدارندگی متقابل سوق داده است؛ شکاف میان امنیت صوری تحمیلی و امنیت واقعی، نشاندهنده افول رویکرد تکقطبی است.
وی ادامه داد: رویکرد جمهوری اسلامی ایران در برابر این چالشها بر عقلانیت استراتژیک استوار است؛ این رویکرد سه محور دارد: بازدارندگی فعال مبتنی بر توان دفاعی مدرن، پایبندی مقتدرانه به حقوق دریاها، و دیپلماسی منطقهای با تأکید بر اصل امنیت توسط خود منطقه؛ ایران هم ضامن امنیت تجارت جهانی است و هم نگهبان مرزهای دریایی خود.
این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: ادعای ایجاد ناامنی در تنگه هرمز یک افسانه استراتژیک است؛ هرگونه اختلال در عبور و مرور، حمله به امنیت انرژی کل نظام بینالملل محسوب میشود؛ اگرچه مداخلات غرب ممکن است در کوتاهمدت هزینههای بیمه و نوسانات روانی ایجاد کند، اما واقعیت ژئولوژیک و حقوقی، تنگه هرمز را به مسیری اجتنابناپذیر تبدیل کرده است.
لطیفی تأکید کرد: پایداری تجارت جهانی در این گلوگاه نه با حضور ناوگانهای بیگانه، بلکه با پذیرش و احترام به حاکمیت ملی ایران تضمین میشود.
وی در پایان عنوان کرد: تنگه هرمز میدان آزمون اقتدار ملی در برابر سلطهگری است؛ ایران با تکیه بر حق مشروع خود و توان بازدارندگیاش ثابت کرده که این آبهای سرزمینی تحت مدیریت مقتدرانه قرار دارد؛ امنیت این گلوگاه نه امتیازی از سوی قدرتهای جهانی، بلکه حق حاکمیت ایران است.