در شرایطی که کشور درگیر یک جنگ چندبعدی پیچیده در حوزههای نظامی، امنیتی، اقتصادی، رسانهای و اجتماعی است، حفظ انسجام اجتماعی بهعنوان مهمترین مؤلفه قدرت ملی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. در این میان، سرمایهای که میتواند مسیر تابآوری یک ملت را تعیین کند، وحدت و همبستگی ملی است؛ سرمایهای که هر سخن نسنجیده قادر است آن را در معرض فرسایش قرار دهد.
به گفته همتی، کارشناس سیاسی، در همه جنگها، نخستین و تعیینکنندهترین سرمایه، وحدت اجتماعی است. هیچ ملتی بدون انسجام درونی نمیتواند از میدانهای پیچیده نبرد، چه نظامی و چه اقتصادی و چه رسانهای، سربلند خارج شود و همین مسئله امروز نیز مصداقی روشن در شرایط فعلی کشور دارد.
در فضای کنونی جامعه، حضور اقشار مختلف مردم با سبکهای زندگی و سلیقههای متفاوت در کنار یکدیگر، یکی از مهمترین نشانههای سرمایه اجتماعی کشور به شمار میرود. این همزیستی اجتماعی، نهتنها بیانگر بلوغ جامعه ایرانی است، بلکه خود بهعنوان یک مؤلفه مؤثر قدرت ملی عمل میکند که در بسیاری از مواقع از ابزارهای سخت نیز اثرگذارتر است.
ضرورت هوشمندی در گفتار عمومی
در چنین شرایط حساسی، نقش گفتارهای عمومی و تریبونهای رسمی بیش از پیش برجسته میشود. هرگونه ادبیات تند یا تقابلی نسبت به گروههای اجتماعی، میتواند زمینهساز شکاف و واگرایی در جامعه شود؛ شکافی که در نهایت به تضعیف انسجام ملی منجر خواهد شد.
در این زمینه، اظهارات اخیر حجتالاسلام رسول فلاحتی، امام جمعه رشت، درباره موضوع حجاب و برخی تعابیر بهکاررفته در سخنان وی، مورد توجه و تأمل قرار گرفته است. کارشناسان اجتماعی معتقدند، هرچند موضوع حجاب در بستر فرهنگی و دینی جامعه ایران جایگاه مهمی دارد، اما شیوه بیان و ادبیات پرداختن به آن نیز در اثرگذاری اجتماعی نقش تعیینکنندهای ایفا میکند.
در جامعهای متکثر همچون ایران، مدیریت اجتماعی بیش از آنکه بر طرد و تقابل استوار باشد، نیازمند گفتوگو، اقناع و تقویت همبستگی است. هرگونه دوگانهسازی اجتماعی میتواند زمینه تبدیل اختلافات فرهنگی به تقابل اجتماعی را فراهم کند؛ وضعیتی که در نهایت به زیان کلیت جامعه خواهد بود.
سرمایه اجتماعی در برابر جنگ چندلایه
در شرایط جنگ چندبعدی امروز، یکی از اهداف اصلی فشارهای خارجی، تضعیف انسجام اجتماعی از درون است. تجربههای گذشته نشان داده است که تبدیل اختلافات فرهنگی به بحرانهای اجتماعی، یکی از ابزارهای اصلی در پروژههای فشار علیه کشورهاست.
از این منظر، کوچکترین سخن یا موضعی که بتواند مردم را در برابر یکدیگر قرار دهد، میتواند ناخواسته در راستای همان اهدافی عمل کند که به دنبال ایجاد شکاف اجتماعی هستند. به همین دلیل، حفظ انسجام اجتماعی نه یک توصیه اخلاقی صرف، بلکه یک ضرورت راهبردی در سطح امنیت ملی محسوب میشود.
مسئولیت سنگین صاحبان تریبون
کارشناسان تأکید میکنند که مسئولیت صاحبان تریبونهای رسمی در چنین شرایطی دوچندان است. سخن آنان تنها یک اظهار نظر شخصی تلقی نمیشود، بلکه میتواند آثار گسترده اجتماعی به همراه داشته باشد.
به باور تحلیلگران، مسائل فرهنگی و اجتماعی با ادبیات تقابلی حل نمیشود، بلکه نیازمند رویکردی مبتنی بر گفتوگو، احترام متقابل و کار فرهنگی مستمر است. تجربههای اجتماعی نیز نشان داده است که تحقیر و طرد، نه تنها به حل مسائل فرهنگی کمکی نمیکند، بلکه زمینه تعمیق شکافها را فراهم میسازد.
در نهایت، جامعه ایران در شرایط امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند همبستگی، آرامش و انسجام اجتماعی است. سرمایه اصلی کشور، مردم با همه تفاوتها و تنوعهایشان هستند؛ سرمایهای که حفظ آن نیازمند پرهیز از هرگونه گفتار و رفتاری است که بتواند میان اقشار مختلف جامعه فاصله ایجاد کند.
بهمن کریمی؛ فعال رسانهای