میراث فرهنگی و آثار بر جای مانده از اعصار گذشته، صرفاً اشیایی نمادین یا بناهایی خاموش در دل تاریخ نیستند؛ بلکه این آثار، رگهای حیاتی و بخشی از حافظه جمعی یک ملت محسوب میشوند که هویت امروز را به ریشههای دیروز پیوند میزنند. در جهان معاصر، میراث تاریخی به عنصری کلیدی در مفهوم «مقاومت فرهنگی» تبدیل شده است.
نگاهی به منازعات چند دهه اخیر در منطقه نشان میدهد که بسیاری از جنگها، فراتر از نبردهای سرزمینی و سیاسی، در لایههای عمیق خود تلاشی سازمانیافته برای حذف هویت تاریخی جوامع بودهاند. از تخریب بیرحمانه آثار تمدنی در عراق و سوریه توسط گروههای افراطی گرفته تا ویرانی بناهای باستانی در افغانستان و همچنین تعرضات اخیر به خاک عزیز کشورمان ایران، همگی گواه آن است که دشمنان بیش از هر چیز، «حافظه تاریخی» ملل را هدف قرار دادهاند.
پژوهشگران و جامعهشناسان حوزه فرهنگ بر این باورند که هدف قرار دادن بناهای تاریخی، موزهها و آئینهای کهن، در حقیقت تضعیف ریشههای هویت ملی و فروپاشی انسجام اجتماعی است. وقتی ملتی پیوند خود را با گذشتهاش از دست بدهد، در برابر تندبادهای حوادث و بحرانهای امنیتی و سیاسی، آسیبپذیرتر خواهد بود. در چنین فضایی، میراث فرهنگی به عاملی برای تقویت «تابآوری اجتماعی» تبدیل میشود. ملتهایی که درک عمیقتری از پیشینه تمدنی خود دارند و به داراییهای فرهنگیشان ببالند، در برابر بحرانها از قدرت بازسازی و ایستادگی بیشتری برخوردارند. میراث فرهنگی، آن پیوند نامرئی است که آحاد جامعه را فارغ از تفاوتهای سلیقهای، زیر چتر یک نام و یک تاریخ واحد گرد هم میآورد و در لحظات حساس، به ابزاری برای مقاومت بدل میشود.
ایران، به عنوان یکی از کهنترین و غنیترین گهوارههای تمدن بشری، از ظرفیت شگفتانگیزی در این حوزه بهره میبرد. گستره جغرافیایی ایران تنها یک سرزمین نیست، بلکه گنجینهای از تنوع فکری، زبانی و فرهنگی است. هزاران اثر تاریخی ثبتشده، میراث ناملموس، هنرهای سنتی منحصربهفرد و آئینهای بومی که در گوشه و کنار این مرز و بوم جاری است، تنها داراییهای موزهای نیستند؛ بلکه سرمایههای راهبردی کشور در حوزه «دیپلماسی فرهنگی» به شمار میروند. ایران با اتکا به این پشتوانه عظیم میتواند پیام صلح، تمدن و اقتدار فرهنگی خود را به گوش جهان برساند و در برابر سناریوهای هویتزدایی دشمن، سدی نفوذناپذیر ایجاد کند.
در این میان، استان کرمانشاه به عنوان «چهره زیبای ایران اسلامی» و سرزمینی که تنوع آئینی و تاریخی را در خود جای داده، جایگاهی ممتاز دارد. از کتیبه عظیم بیستون که راوی قدرت و تدبیر ایرانیان باستان است تا طاقبستان که شکوه هنر و معماری را به رخ میکشد، همگی نشاندهنده آن است که این منطقه همواره دیدهبان بیدار فرهنگ ایرانی بوده است. آثار تاریخی کرمانشاه و میراث معنوی آن، نه تنها متعلق به یک جغرافیا، بلکه بخشی از ستونهای استوار هویت ملی ماست که باید در پاسداشت آنها، نگاهی ملی و حتی فراملی داشت.
فرا رسیدن هفته میراث فرهنگی، فرصتی مغتنم است تا دوباره به این پرسش بیندیشیم که چگونه میتوانیم نگهبانان شایستهای برای این امانت الهی و تاریخی باشیم. واقعیت این است که حفاظت و صیانت از میراث فرهنگی نباید تنها به یک هفته خاص یا به دغدغه نهادهای دولتی محدود شود. میراث فرهنگی زمانی زنده میماند که در متن زندگی مردم جاری باشد و هر شهروند، خود را یک میراثبان بداند. صیانت از یک بنای قدیمی، پاسداری از یک آئین محلی و انتقال دانش هنرهای سنتی به نسلهای آینده، هر کدام گامی در مسیر افزایش همبستگی ملی و تقویت اقتدار کشور است.
امید است با افزایش آگاهی عمومی و درک ضرورتهای فرهنگی، حفاظت از این ثروتهای بیپایان به یک دغدغه همیشگی و همگانی تبدیل شود. میراث فرهنگی، شناسنامه اعتبار ماست و تا زمانی که این شناسنامه ورق میخورد و با احترام پاس داشته میشود، هیچ قدرت بیگانه و هیچ جنگ ترکیبی نخواهد توانست هویت ایرانی را به بند بکشد یا آن را از ساحت جهان حذف کند. تداوم این مسیر، ضامن بقای ایران در قلل رفیع تمدن بشری است.
نویسنده: مهدی خالوندی؛ فعال گردشگری و رسانه