پایگاه خبری تحلیلی بازی دراز ۱۹:۰۹ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۳

حرف های جنجالی محسن یگانه درباره بقیه خواننده ها و ...

محسن یگانه یک چنین شخصیتی است. سرشار از تناقض های رنگ وارنگ. رفتارهایی غیرعادی و بعضا عجیب که البته این رفتارها را با تکیه کلام همیشگی اش می پوشاند: «ما از پشت کوه اومدیم، ولی با هلی کوپتر!»
یکی از شاخصه های مهم «محسن یگانه»، تناقض های مختلف درباره شخصیت هنری و شخصی اوست. قضاوت ها و صحبت های فراوانی درباره میزان محبوبیت و منفوریتش گفته و شنیده می شود ولی چیزی که هست، تعداد این قضاوت هاست که باعث شده نتیجه گیری کسانی که از دور شاهد هنرنمایی خواننده مورد علاقه شان هستند، سخت و سخت تر شود.
عده ای او را هنرمندی سختگیر در کار و بی محابا در برقرار کردن روابط کاری و شخصی می دانندو خیلی ها هم از او به عنوان خواننده ای پرخاشگر و بداخلاق با رفتاری تند یاد می کنند. برخی گفت و گوها و اظهار نظرها از سوی او در به وجود آمدن این فضا تاثیرگذار بوده و اتفاقاتی از قبیل دعواهای حقوقی اش با تهیه کننده های بازار موسیقی که باعث شد او در مقاطعی به خبر اول رسانه ها تبدیل شود هم در به وجود آمدن این قبیل ذهنیت ها نقش اساسی داشته.
خیلی ها هم از رابطه صمیمی و دوستانه او با طرفدارانش خبر ندارند و بدون علم به این موضوع، درباره یگانه اظهار نظر می کنند. چند سکانس واقعی درباره برخی واکنش ها که محسن یگانه محور آنها بوده را بخوانید و خودتان تصمیم بگیرید خواننده «حباب» چه جور آدمی است.
چرا می گویند محسن یگانه خواننده محبوبی است؟
باید یک استادیوم رو»ی پروپاقرص باشی تا بفهمی«محسن یگانه» چقدر ممکن است محبوب باشد ...
باید صبح کله سحر به عشق اینکه جای بهتری در استادیوم نصیبت شود، از خانه بیرون بزنی تا انتظار 10 ساعته ات برای شروع بازی شروع شود. باید روی سکوها و صندلی های خیس آزادی خوابت ببرد و با چند نفری سر ساندویچ های کثیف آن کیوسک های خاکستری دعوا کنی تا آرام آرام به بهتر شناختن «محسن یگانه» نزدیک شوی.
باید حسابی دم دستشویی های صفی آن راهروهای متروک، این پا و آن پا بشوی تا به اندازه کافی بتوانی استاد را و میزان تاثیرگذاری اش بر حال و روز این روزهای مخاطبان موسیقی را درک کنی. باید دو ساعت مانده به شروع بازی برسد و سیستم صوتی ورزشگاه آرام آرام با بی مزه گی های آقای مجری تست شود و بعد از کلی شعار و جو دادن های لوس و حرف های الکی، نوبت اصل ماجرا برسد.
ترانه های مجاز یکی یکی Play شوند و دوروبری هایت شروع کنند به خوشحالی های از سر نوجوانی، بزرگترها «باباکرم» بازی درآورند و میانسال ها هم تلخندی بزنند در دلشان به «دل خوش کنک»های این نسل.
از همان لحظه اول پخش در استادیوم، دیگر نه خبری از خوشحالی های از سر نوجوانی است، نه «بابا کرم» و نه تلخندی ... همه با هم آن را با صدای بلند می خوانند: «روزای سخت نبودن با تو/ خلا امید و تجربه کردم / داغ دلم که بی تو تازه می شد / هم نفسم شد سایه سردم...».
همه این ترانه را از حفظ می خوانند و هر چقدر به ترجیع بندش نزدیکتر می شوند، شور و حال و انرژیشان بیشتر و بیشتر می شود تا بالاخره وقتش می رسد: «سکوت قلبتو بشکن و برگرد/ نذار این فاصله بیشتر از این شه/ نمی خوام مثل گذشته که رفتی/ دوباره آخر قصه همین شه...»
فرقی ندارد کدام سکو نشسته باشی. این شاید تنها نقطه مشترک تیفوسی های آفتاب خورده باشد که هر دو طرف بدون کل کل سراغش می روند و همه سعی شان این است که بتوانند بیشتر و بهتر از نیمه آن وری، آن را زمزمه کنند و خوش بگذرانند. شاید تنها اختلاف آنها بر سر طرف مورد نظرشان است که در متن شعر از او خواسته شده: «سکوت قلبش را بشکند و برگردد...». نیمه ای «فرهاد» و نیمه دیگر »کریمی»...
اینجا استادیوم آزادی است... همین چند  ماه گذشته و دربی بزرگ پایتخت...
چرا می گویند محسن یگانه دشمن زیاد دارد؟
باید یک «خوره موسیقی» باشی که بفهمی «محسن یگانه» چرا در موسیقی این همه مخالف دارد...
وقتی که در یک استودیوی خفن، ناظر ضبط «وکال» یک خواننده رپ هستی و دور و بری ها و نوچه های آقای «رپر»، در حال تعریف و تمجید از «سلطانشان» هستند. موسیقی پاپ برای آنها زجرآور است و همه «محسن»های دنیای پاپ (اعم از یگانه و چاوشی و آن یکی دیگر!) را خرده ریزه های غیرقابل حسابی می دانند و خاطراتشان را در تحقیر ستاره های پاپ، یکی یکی با صدای بلند (طوری که رپر بهشان چشم غره برود)، تعریف می کنند: «سه بار آدم فرستاده که یه «فیت» با ما بده. همه کاراش هم بدون استثنا مال این و اونه. ولی خداییش نبوغ خوبی تویکنار هم گذاشتن خط ملودی ها داره. ولی می دونی؟ کدوم یکی از اینا بعد از سه تا آلبوم موندن؟ قبلی ها کجان؟».
اینجا طبقه منفی 2 یک آپارتمان حوالی میدان هروی است... اردیبهشت همین سال 91...
چرا می گویند محسن یگانه بداخلاق است؟
باید یک خبرنگار بی رودربایستی موسیقی باشی تا بفهمی «محسن یگانه» چطور شخصیتی دارد...
وقتی در پشت صحنه کنسرتش مثل امیر قلعه نویی با یک اشاره چشم به «علی»، بخواهد تا خبرنگارها را از «بک استیج» بیرون بروند. وقتی برای هر مطلب و نقد گزنده ای اس ام اس بازی اش شروع می شود و در برابر انتقادها، اصلا کوتاه نمی آید. وقتی برای علی دایی قیافه می گیرد و از اینکه در کنسرتش، بیشتر از خودش تشویق می شود، به او حسادت می کند.
وقتی باید همیشه عکس رهبر ارکسترش روی پوسترهای تبلیغاتی اش بیاید، وقتی به واژه «کاور» آلرژی دارد، وقتی هدف های بزرگش را می بینی که دم از جهانی شدن می زند. وقتی با دوستان گرمابه و گلستانش قطع رابطه می کند. وقتی در استودیوی شخصی اش خودش را هشت روزتمام حبس می کندتا مبادا قاطی شدن بیش از حدش در روزمرگی به آثارش بوی تکرار بدهد...
محسن یگانه یک چنین شخصیتی است. سرشار از تناقض های رنگ وارنگ. رفتارهایی غیرعادی و بعضا عجیب که البته این رفتارها را با تکیه کلام همیشگی اش می پوشاند: «ما از پشت کوه اومدیم، ولی با هلی کوپتر!»
حرف های جنجالی محسن یگانه درباره بقیه خواننده ها
هر جور می خوای فکر کن
در سال های اخیر هر خبری از محسن یگانه در رسانه ها با واکنش های فراوانی روبرو شده و خیلی ها اعتقاد دارند همین تنش های او در رسانه هاست که باعث شده او بتواند همچنان خودش را در سطح اول اخبار موسیقی کشور وحفظ کند.
همین تنش ها و جنجال ها باعث شده ولع مخاطبان موسیقی برای شنیدن محصول جدید این خواننده بیشتر شود. چند نمونه از تنش زاترین اظهارنظرهای یگانه را بخوانید تا بیشتر و بهتر در جریان ریز این اتفاقات باشید.
درباره محسن چاوشی:
«نشکن دلمو» از ساخته های من است. شاعر و گیتاریست آن کار من بود، نه محسن چاوشی. برای پریدن به محسن چاوشی این را نمی گویم اما خیلی ها این قطعه را به نام او می شناسند. هیچ وقت این اتفاق برعکس نیفتاد که با یک تراک محسن یگانه معروف شود. من در مورد چاوشی هیچ وقت نظر مغرضانه ای نداشته ام ولی امیدوارم کسی هم مغرضانه برخورد نکند چون دوست دارم موزیک های بهتری از محسن بشنوم از او انتقاد می کنم. کاری هم به دوستی مان ندارم بلکه فقط از طرف یک طرفدار با او حرف زدم. خیلی ها می خواهند از خیلی چیزها سوء استفاده کرده و اتفاقات کوچک را بزرگ جلوه دهند.
پاسخ چاوشی: سکوت...
درباره بنیامین بهادری:
نمونه عینی آدم هایی که از خود بی خود شدند کسی نیست جز بنیامین بهادری. او که حتی درک درستی از هفت نت موسیقی هم ندارد، به راحتی کل جامعه هنری ایران را زیر سوال می برد و به آنها بی احترامی می کند. چرا ما باید لنگ یک سری افراد بی هنر باشیم که سر یکسری اتفاقات خاص رو آمده اند و فکر می کنند که موجشان ماندگار است. بفرمایید، این هم آلبوم جدید بنیامین!
 چرا ما باید اجازه بدهیم که یک «بچه»، یک بچه از لحاظ هنری، بیاید و در صحبت هایش این همه هنرمند را زیر سوال ببرد؟ آلبوم دوم همین آقا همه انسجام بازار موسیقی ما را بعد از عید از بین برد. او به شعور مردم ما توهین کرد و تازه دو قورت و نیمش هم باقی است.