پیر و جوان ندارد؛ انگار جملگی قرار است همین امسال به سن تکلیف برسیم و نخستین فریضه روزه را امتحان کنیم! هم مست و مسروریم، هم حامل نوعی اضطراب! اضطرابی ناب و مقدس که با واهمه های روزمره و ترس های معمولی، تفاوت اساسی دارد! یک جور اضطراب شیرین، خوب و خواستنی!!
بگذار اعترافی بکنم؛ سال گذشته در چنین ایامی، یک متن ماه رمضانی نوشتم که توسط یکی از بزرگان، دیده بلکه پسندیده شد، منتهی این عزیز نازنین به ۲ جمله ای که در ادامه می آورم، نقدی مهم داشت.
جایی از متن نوشته بودم؛ «روزه با این که تکراری است اما هرگز تکراری نمی شود». نیز نوشته بودم؛ «ماه رمضان یعنی ائتلاف ما با خدا».
این استاد ما می گفت:
«اولا، میان این سو و آن سوی هر ائتلافی باید حداقلی از تناسب وجود داشته باشد، حال آنکه ما کجا و خدا کجا؟! بهتر بود مثلا می نوشتی؛ “ماه رمضان، ائتلاف آدمی با همه خوبی هاست زیر سایه بندگی خداوند“. ثانیا، روزه هر روزی، مثل نماز هر وعده ای، از اساس، فریضه ای جدید و تکلیفی تازه است که نه در گذشته تکرار شده، نه در آینده تکرار می شود. لذا جمله “روزه با این که تکراری است اما هرگز تکراری نمی شود” اگر چه قشنگ و ادیبانه است، لیکن خیلی هم بی ایراد نیست! این را هم بهتر بود مثلا همچین می نوشتی؛ “هر روزه ای، دقیقا روزه همان روز است. نه تکرار روزه های قبل است، و نه با روزه های بعدی، کهنه و قدیمی می شود“. تو وقتی نماز صبح امروزت قضا می شود، قضا شده رفته! تا آخر عمر هم، همه نماز صبح ها را سر وقت بخوانی، نماز صبح امروز را از دست داده ای. فقط ظاهر این نمازها مثل هم است، اما هر کدام مختص به یک روز و اختصاص به یک وعده دارد. اصلا تکراری نیست! جمله تو این معنی را می رساند که این نمازها و روزه ها، هر چند تکراری است، اما برای ما تکراری نمی شود. یک جور منت گذاشتن سر خدا!! یک جور کلاس گذاشتن برای خدا!! که؛ خدایا! ببین… با اینکه احکام تو تکرار مکررات است، ما اما آنقدر بندگان خوبی هستیم که این احکام برای مان اصلا تکراری نمی شود! من اتفاقا می خواهم بگویم که این احکام شاید یک وقت هایی برای ما تکراری شود یا تکراری به نظر برسد، لیکن اصلا و ابدا تکراری نیست. روزه نیمه ماه مبارک رمضان… مثلا سال ۸۸ شمسی، دقیقا و عینا روزه نیمه ماه مبارک رمضان همان سال ۸۸ است؛ نه ربطی به روزه های قبلی دارد و نه دخلی به روزه های بعدی».
پیش خود گفتم در آستانه ماه رمضان ۹۲ شمسی، بد نیست با این ۲ تذکر مهم استاد، ورود کنیم در شهر الله الاعظم که نیک اگر بنگری، ماه سلام بر عباس تشنه لب دشت کربلاست…
عشق! عشق! عشق!
خدا را شکر که روزه های ما جملگی عطر روضه دارد… و مگر می توان تشنه بود و یاد علمدار کربلا را در دل زنده نکرد؟! الحمدلله که بر وزن هم اند روزه و روضه…
چگونه عشق، شداید شهادت را بدل به شهدی شیرین، و سختی های اسارت را تبدیل به «ما رایت الا جمیلا» می کند؟! چگونه عشق، قطعه قطعه شدن را «احلی من العسل» می کند؟!… و چگونه عشق، کنار علقمه بودن و آب ننوشیدن را آسان می کند؟!
این همه را در ماه مبارک رمضان می توان پاسخ گرفت.
خدایا! مباد که ذره ای از عشق و معرفت ما به تو… و به حسین تو، به عباس تو، به عاشورا و رمضان تو… به خون تو و ماه تو… به ولایت تو و ولایت فقیه تو کم شود که هر چه می کشیم از همین بی عشقی است… از همین بی معرفتی است.
خدایا! بوسه می خواهد روی ماه تو… که تازه تازه تازه است!
آخرین مطالب
- ■▫️حضور کودکان و نوجوانان سرپلذهاب در حمایت از وطن
- ■برگزاری هفتادمین شب اجتماع مردمی در سرپلذهاب
- ■سرپلذهاب؛ ۷۰ شب حماسه و ایستادگی برای ایران
- ■فرماندار سرپلذهاب:مقابله با گرانفروشی ، کم فروشی و احتکار با جدیت در دستور کار است
- ■معاون فرماندار سرپلذهاب: ظرفیت گروه «یاوران زاگرس» در پیشگیری و اطفای حریق مراتع تعیینکننده است
- ■مردم شهیدپرور سرپلذهاب بار دیگر حماسه آفریدند
- ■شبهای روشن سرپلذهاب با حضور کودکان و نوجوانان انقلابی
- ■برگزاری شصتونهمین اجتماع عظیم مردم انقلابی در سرپلذهاب
- ■دلهایی که هنوز برای ایران میتپد
- ■کرم محمدی در اجتماع شصتونهم سرپلذهاب: ملت ایران در جنگ چهلروزه مقابل قدرتمندترین ارتشهای جهان ایستاد
پربازدیدترین ها
- ■امام جمعه و فرماندار سرپلذهاب با خانواده شهید «رضا فلاحی» دیدار کردند
- ■حریق در میقان؛ سناریوی عمدی بودن قوت گرفت
- ■وقتی دلهای سرپلذهاب برای ایران یکی شد
- ■بازوند: بخشهایی از تونل پاطاق تا اربعین و پایان سال به بهرهبرداری میرسد
- ■زلزله ۵ ریشتری گیلانغرب هیچ خسارتی در سرپلذهاب نداشته است / ستاد بحران و دستگاههای امدادی در آمادهباش کامل هستند
- ■انتقاد تند نماینده سرپلذهاب از رکود ۶ ساله پروژه سومار/ مطالبه برخورد با مقصران
- ■آغاز برخورد بیاغماض با گرانفروشان و محتکران در سرپلذهاب / پلمب، کمترین مجازات متخلفان
- ■حضور پررنگ دههنودیها در برنامههای سرپلذهاب
- ■شصتوششمین شب قیام؛ سرپلذهاب همچنان در خط مقدم ایستادگی
- ■نیروی دریایی سپاه: با پایان تهدید متجاوزان، عبور ایمن از تنگه هرمز فراهم میشود
- ■اسلام آباد: برای پایان دائمی جنگ ایران در تلاش هستیم
- ■بازوند: توقف پروژه سومار قابل قبول نیست/ برنامه جبرانی برای جبران عقبماندگیها
- ■خروش کاروانها در روز شصتوششم؛ سرپلذهاب در اوج اقتدار
- ■پزشکیان: گرانفروشی و احتکار قابلتحمل نیست
- ■دریاداری که خواب از دزدان دریایی این قرن ربوده بود
- ■تونل پاطاق تا اربعین به بهرهبرداری میرسد
- ■سرپلذهاب با ثبت ۲۱۲۹ فرصت شغلی، رتبه سوم اشتغال استان را کسب کرد
- ■حضور نتانیاهو در دادگاه فساد
- ■تأکید نماینده سرپلذهاب بر تأمین اعتبار پروژههای راهبردی و رفع گرههای ترافیکی محورهای مواصلاتی
- ■برگزاری برنامه شبانه کودکان و نوجوانان در سرپلذهاب در شب ۶۶
روی ماه خداوند را ببوس / رمضان تابستان و زمستان و بهار و خزان ندارد
تابستان و زمستان و بهار و خزان ندارد؛ هر سال در آستانه «اللهم رب شهر رمضان» چنان مست و مسرور، اما هوشیار و مراقبیم کانه اولین ماه مبارک عمرمان است! واقعا همین طور است. انگار می خواهیم ورود کنیم در یک میهمانی تا کنون تجربه نشده! نو و بدیع!
پیر و جوان ندارد؛ انگار جملگی قرار است همین امسال به سن تکلیف برسیم و نخستین فریضه روزه را امتحان کنیم! هم مست و مسروریم، هم حامل نوعی اضطراب! اضطرابی ناب و مقدس که با واهمه های روزمره و ترس های معمولی، تفاوت اساسی دارد! یک جور اضطراب شیرین، خوب و خواستنی!!
بگذار اعترافی بکنم؛ سال گذشته در چنین ایامی، یک متن ماه رمضانی نوشتم که توسط یکی از بزرگان، دیده بلکه پسندیده شد، منتهی این عزیز نازنین به ۲ جمله ای که در ادامه می آورم، نقدی مهم داشت.
جایی از متن نوشته بودم؛ «روزه با این که تکراری است اما هرگز تکراری نمی شود». نیز نوشته بودم؛ «ماه رمضان یعنی ائتلاف ما با خدا».
این استاد ما می گفت:
«اولا، میان این سو و آن سوی هر ائتلافی باید حداقلی از تناسب وجود داشته باشد، حال آنکه ما کجا و خدا کجا؟! بهتر بود مثلا می نوشتی؛ “ماه رمضان، ائتلاف آدمی با همه خوبی هاست زیر سایه بندگی خداوند“. ثانیا، روزه هر روزی، مثل نماز هر وعده ای، از اساس، فریضه ای جدید و تکلیفی تازه است که نه در گذشته تکرار شده، نه در آینده تکرار می شود. لذا جمله “روزه با این که تکراری است اما هرگز تکراری نمی شود” اگر چه قشنگ و ادیبانه است، لیکن خیلی هم بی ایراد نیست! این را هم بهتر بود مثلا همچین می نوشتی؛ “هر روزه ای، دقیقا روزه همان روز است. نه تکرار روزه های قبل است، و نه با روزه های بعدی، کهنه و قدیمی می شود“. تو وقتی نماز صبح امروزت قضا می شود، قضا شده رفته! تا آخر عمر هم، همه نماز صبح ها را سر وقت بخوانی، نماز صبح امروز را از دست داده ای. فقط ظاهر این نمازها مثل هم است، اما هر کدام مختص به یک روز و اختصاص به یک وعده دارد. اصلا تکراری نیست! جمله تو این معنی را می رساند که این نمازها و روزه ها، هر چند تکراری است، اما برای ما تکراری نمی شود. یک جور منت گذاشتن سر خدا!! یک جور کلاس گذاشتن برای خدا!! که؛ خدایا! ببین… با اینکه احکام تو تکرار مکررات است، ما اما آنقدر بندگان خوبی هستیم که این احکام برای مان اصلا تکراری نمی شود! من اتفاقا می خواهم بگویم که این احکام شاید یک وقت هایی برای ما تکراری شود یا تکراری به نظر برسد، لیکن اصلا و ابدا تکراری نیست. روزه نیمه ماه مبارک رمضان… مثلا سال ۸۸ شمسی، دقیقا و عینا روزه نیمه ماه مبارک رمضان همان سال ۸۸ است؛ نه ربطی به روزه های قبلی دارد و نه دخلی به روزه های بعدی».
پیش خود گفتم در آستانه ماه رمضان ۹۲ شمسی، بد نیست با این ۲ تذکر مهم استاد، ورود کنیم در شهر الله الاعظم که نیک اگر بنگری، ماه سلام بر عباس تشنه لب دشت کربلاست…
عشق! عشق! عشق!
خدا را شکر که روزه های ما جملگی عطر روضه دارد… و مگر می توان تشنه بود و یاد علمدار کربلا را در دل زنده نکرد؟! الحمدلله که بر وزن هم اند روزه و روضه…
چگونه عشق، شداید شهادت را بدل به شهدی شیرین، و سختی های اسارت را تبدیل به «ما رایت الا جمیلا» می کند؟! چگونه عشق، قطعه قطعه شدن را «احلی من العسل» می کند؟!… و چگونه عشق، کنار علقمه بودن و آب ننوشیدن را آسان می کند؟!
این همه را در ماه مبارک رمضان می توان پاسخ گرفت.
خدایا! مباد که ذره ای از عشق و معرفت ما به تو… و به حسین تو، به عباس تو، به عاشورا و رمضان تو… به خون تو و ماه تو… به ولایت تو و ولایت فقیه تو کم شود که هر چه می کشیم از همین بی عشقی است… از همین بی معرفتی است.
خدایا! بوسه می خواهد روی ماه تو… که تازه تازه تازه است!
پیر و جوان ندارد؛ انگار جملگی قرار است همین امسال به سن تکلیف برسیم و نخستین فریضه روزه را امتحان کنیم! هم مست و مسروریم، هم حامل نوعی اضطراب! اضطرابی ناب و مقدس که با واهمه های روزمره و ترس های معمولی، تفاوت اساسی دارد! یک جور اضطراب شیرین، خوب و خواستنی!!
بگذار اعترافی بکنم؛ سال گذشته در چنین ایامی، یک متن ماه رمضانی نوشتم که توسط یکی از بزرگان، دیده بلکه پسندیده شد، منتهی این عزیز نازنین به ۲ جمله ای که در ادامه می آورم، نقدی مهم داشت.
جایی از متن نوشته بودم؛ «روزه با این که تکراری است اما هرگز تکراری نمی شود». نیز نوشته بودم؛ «ماه رمضان یعنی ائتلاف ما با خدا».
این استاد ما می گفت:
«اولا، میان این سو و آن سوی هر ائتلافی باید حداقلی از تناسب وجود داشته باشد، حال آنکه ما کجا و خدا کجا؟! بهتر بود مثلا می نوشتی؛ “ماه رمضان، ائتلاف آدمی با همه خوبی هاست زیر سایه بندگی خداوند“. ثانیا، روزه هر روزی، مثل نماز هر وعده ای، از اساس، فریضه ای جدید و تکلیفی تازه است که نه در گذشته تکرار شده، نه در آینده تکرار می شود. لذا جمله “روزه با این که تکراری است اما هرگز تکراری نمی شود” اگر چه قشنگ و ادیبانه است، لیکن خیلی هم بی ایراد نیست! این را هم بهتر بود مثلا همچین می نوشتی؛ “هر روزه ای، دقیقا روزه همان روز است. نه تکرار روزه های قبل است، و نه با روزه های بعدی، کهنه و قدیمی می شود“. تو وقتی نماز صبح امروزت قضا می شود، قضا شده رفته! تا آخر عمر هم، همه نماز صبح ها را سر وقت بخوانی، نماز صبح امروز را از دست داده ای. فقط ظاهر این نمازها مثل هم است، اما هر کدام مختص به یک روز و اختصاص به یک وعده دارد. اصلا تکراری نیست! جمله تو این معنی را می رساند که این نمازها و روزه ها، هر چند تکراری است، اما برای ما تکراری نمی شود. یک جور منت گذاشتن سر خدا!! یک جور کلاس گذاشتن برای خدا!! که؛ خدایا! ببین… با اینکه احکام تو تکرار مکررات است، ما اما آنقدر بندگان خوبی هستیم که این احکام برای مان اصلا تکراری نمی شود! من اتفاقا می خواهم بگویم که این احکام شاید یک وقت هایی برای ما تکراری شود یا تکراری به نظر برسد، لیکن اصلا و ابدا تکراری نیست. روزه نیمه ماه مبارک رمضان… مثلا سال ۸۸ شمسی، دقیقا و عینا روزه نیمه ماه مبارک رمضان همان سال ۸۸ است؛ نه ربطی به روزه های قبلی دارد و نه دخلی به روزه های بعدی».
پیش خود گفتم در آستانه ماه رمضان ۹۲ شمسی، بد نیست با این ۲ تذکر مهم استاد، ورود کنیم در شهر الله الاعظم که نیک اگر بنگری، ماه سلام بر عباس تشنه لب دشت کربلاست…
عشق! عشق! عشق!
خدا را شکر که روزه های ما جملگی عطر روضه دارد… و مگر می توان تشنه بود و یاد علمدار کربلا را در دل زنده نکرد؟! الحمدلله که بر وزن هم اند روزه و روضه…
چگونه عشق، شداید شهادت را بدل به شهدی شیرین، و سختی های اسارت را تبدیل به «ما رایت الا جمیلا» می کند؟! چگونه عشق، قطعه قطعه شدن را «احلی من العسل» می کند؟!… و چگونه عشق، کنار علقمه بودن و آب ننوشیدن را آسان می کند؟!
این همه را در ماه مبارک رمضان می توان پاسخ گرفت.
خدایا! مباد که ذره ای از عشق و معرفت ما به تو… و به حسین تو، به عباس تو، به عاشورا و رمضان تو… به خون تو و ماه تو… به ولایت تو و ولایت فقیه تو کم شود که هر چه می کشیم از همین بی عشقی است… از همین بی معرفتی است.
خدایا! بوسه می خواهد روی ماه تو… که تازه تازه تازه است!