آخرین مطالب
- ■افتتاح مرکز فرهنگی سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: کمبود زیرساخت فرهنگی، علت اصلی کاهش مصرف فرهنگی در کشور است
- ■افتتاح پروژههای فرهنگی در ۱۱ استان؛ وزیر فرهنگ: سرپلذهاب نماد استقامت و شایسته توسعه فرهنگی است
- ■تکمیلنشدن ساختمانهای اداری پس از زلزله و بیتوجهی به مساجد و کتابخانه قصرشیرین نگرانکننده است
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب ؛ نقطه عطفی در فعالیتهای فرهنگی منطقه
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب با حضور وزیر ارشاد
- ■دکتر صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد به همراه دکتر حبیبی استاندار کرمانشاه با استقبال دکتر فتح الله حسینی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و مهندس رحیمی فرماندار سرپلذهاب بهمراه جمعی از اعضای شورای تأمین ، وارد شهرستان شدند
- ■بارندگیهای امسال کرمانشاه کمتر از حد نرمال است/ کاهش نگرانکننده ورودی سدهای استان
- ■بانوی نویسنده کرمانشاهی که آثارش جهانی شد
پربازدیدترین ها
- ■در گرامیداشت اعیاد پربرکت شعبانیه و به مناسبت میلاد با سعادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) و روز جانبازبا جانبازان 70 درصد شهرستان سرپلذهاب دیدار و گفتگو شد
- ■اهدای تجهیزات پیشرفته پزشکی به بیمارستان شهدای سرپلذهاب توسط خیرین سلامت
- ■برگزاری مراسم جشن اعیاد شعبانیه در پادگان تیپ ۷۱ پیاده مکانیزه ابوذر
- ■تقدیر از جانبازان حوزه سلامت در آستانه ولادت حضرت ابوالفضلالعباس(ع) و روز جانباز
- ■جشن بندگی دانش آموزان سرپلذهابی برگزارشد
- ■از معابر برفروبی نشده تا تعطیل نکردن مدارس
- ■دیدار بازاریان و اصناف با فرمانده سپاه ناحیه سرپل ذهاب
- ■دیدار مدیران و کارکنان اداره راه و حمل و نقل جادهای سرپلذهاب
- ■جشن تکلیف دانش آموزان دختر مدرسه ۱۷ شهریور سرپلذهاب برگزار شد
- ■اجباریشدن زایمان طبیعی مانعی بر سر راه فرزندآوری
- ■دانش آموزان سرپل ذهابی رسیدن به سن تکلیف را جشن گرفتند
- ■مجلس علمای پاکستان: اقدام علیه رهبر انقلاب یعنی اعلان جنگ!
- ■متلاشی شدن ۲ هزار باند قاچاق مواد مخدر توسط ایران
- ■موکبهای اربعین پای کار بازسازی اماکن تخریب شده در اغتشاشات
- ■پزشک احمدی مخالفان را در زندان حذف کرد
- ■جشن بزرگ تکلیف ۴۵۰ دانشآموز سرپلذهابی در جوار حرم مطهر
- ■پایان برداشت مرکبات از باغات قصرشیرین
- ■کرمانشاه، پیشرو در جذب مخاطب سینما
- ■ساحل خزر در چنگ ویلاهای لوکس+عکس
- ■بازداشت دلال ارزی در مترو
روزتلخ
بازی دراز 1404/درروزگارقدیم حکایتی بود . مردمانی بودند کم سن و سال ولی ازجوانمردی چیزی کم نداشتند . همه بی ادعا و پرمحتوا . کسانی بودند که چفیه های یشان بوی تهجد می داد و کوله بارشان چیزی نبودبه جز معنویت . یک روزکه همراه شهید هوشنگ خانمحمدی به مسجد پادگان ابوذررفتم ، دعای کمیل برپا بود ، هرکسی با گویش خودش درگوشه ای ازمسجد این پادگان با معبود خود رازونیاز می کرد. اکثر قشر جوان سیزده ساله تا بیست و پنج ساله بودند و این رازو نیاز با خلوص نیت و به دوراز هر ریایی بود.
درآن موقع هنوز به سن تکلیف نرسیده بودم ، احساس سبکی می کردم و گویی ملائک آسمان بربامهای 5 طبقه نشسته و نظاره گر این رازو نیاز بودند . آسمان رنگ ونوری دیگرداشت. یک هفته از این دعا و نیایش گذشت که در تاریخ 16/12/1363 درساعت 11:45 هواپیماهای دشمن از دهلیز قلعه شاهین عبور کردند و همچون خفاشهای خون آشام که قصد طعمه کرده باشند، روانه پادگان ابوذرشدند . اولین شهدای پادگان ، خدمه های ضد هوایی بودند که دراطراف پادگان استقرارداشتند ودیگر پادگان ستون دفاعی نداشت وجولانگاه هواپیماهای دشمن شده بود . درهمان ساعت که رزمندگان مهیای اقامه نماز ظهروعصر در مسجد پادگان ابوذربودند ، با بمبهای خوشه ای و راکت به شهادت رسیدند واینان همان کسانی بودند که در مسجد ابوذر با بصیرت بالا دعای العفو العفو می خواندندوچقدر زود دعایشان مستجاب شد وهریک با دستهای قلم شده و پیکربی سر و جسم های کاملا سوخته به دیارمعبود خویش شتافتند.
من با شهید هوشنگ خانمحمدی دوستی دیرینه ای داشتم پس جویای سلامتی اش شدم که خبرمجروح شدنش را به من دادند . سراسیمه به پادگان آمدم و خودم را به بیمارستان ولیعصر پادگان رساندم همان بیمارستانی که درطول جنگ خدمات زیادی به رزمندگان محورعملیاتی غرب ارائه میداد و این بار مملو از مجروح و شهید شده بود.هزاران هزار مجروح و شهید روی تختها بودند و من برای پیداکردن شهید خانمحمدی در تلاش و تکاپو بودم و به هرجایی سرک می کشیدم . صدای یا حسین و یا مهدی از هرگوشه ای به گوش می رسید . پرستاران و پزشکان با لباسهایی کاملا خونی به بالین مجروحان می آمدند گویی که خود آنها نیز مجروح و زخمی شده اند. در آخرین لحظات زندگی شهید خانمحمدی توانستم او را درحالیکه شرش درآغوش برادرش بود ، پیدا کنم . و آخرین دیدار من با دوست دیرینه ام همان لحظه و همانجا بود .
دوباره صدای هواپیماهای دشمن به گوش رسید . ساعت 2 بعدازظهر و دوباره موج عظیم مجروحین و شهدا به سمت بیمارستان روانه بود . هیچ کسی باقی نمانده بود .همه ساختمانهای پادگان خالی شده بودند .پادگان درخاک و خون غوطه وربود .هر کسی با هر سنی به کمک برادران تعاون می رفت تا به مجروحین کمک کند یا شهدا را به عقب بیاورد . برادران تعاون با هر وسیله ای سعی می کردند هرچه زودتر مجروحین و شهدا را منتقل کنند . تویوتا ، وانت ، اتوبوسهایی که صندلیهایش را برداشته بود ، خلاصه با هر وسیله ای سعی در رساندن مجروحین به شهرهای اسلام آبادغرب و کرمانشاه را داشتند.
درآن زمان که روستای ما بمباران شد ، از اعضای خانواده خانمحمدی 17 نفر واز خانواده های صفری و شاه صنمی 5 نفر ، درمجموع 22 نفر شهید شدند .