آخرین مطالب
- ■عاشورا مکتب عزت است و ملت ایران هرگز زیر بار ذلت و زورگویی نخواهد رفت
- ■سرپلذهاب، میعادگاه عاشقان حسینی؛ اجتماع ۱۱۹ «نحن المنتقمون» با حضور پرشور مردم برگزار شد
- ■حجتالاسلام سید محمدعلی ساداتی امام جمعه گیلانغرب شد
- ■آیین گرامیداشت رهبر شهید همزمان با تشییع و خاکسپاری ایشان به بهترین نحو در سرپل ذهاب برگزار میشود
- ■اعزام ۱۰۰ بسیجی سرپلذهابی به تهران برای حضور در آیین تشییع رهبر شهید انقلاب
- ■امام جمعه سرپلذهاب: شهید بهشتی معمار عدالت اسلامی و الگوی خدمت صادقانه به نظام بود
- ■مسئول مرکز افق حرم مطهر احمد بن اسحاق(ره): اجتماع «نحن المنتقمون» نماد تداوم راه عاشورا و زنده نگه داشتن پیام امام سجاد(ع) است
- ■یکصد و هجدهمین اجتماع «نحن المنتقمون» همزمان با شب شهادت امام سجاد(ع) در جوار حرم مطهر احمد بن اسحاق(ره) برگزار شد
- ■اجتماع رهروان زینبی در حرم مطهر احمد بن اسحاق(ره) سرپلذهاب برگزار شد
- ■فرماندار سرپلذهاب: تعامل دستگاه قضایی و مجموعه اجرایی، پشتوانه امنیت، عدالت و خدمترسانی به مردم است
پربازدیدترین ها
- ■تجلی وحدت و ارادت در تاسوعای حسینی سرپلذهاب
- ■بازیدراز هنوز بوی کربلا میدهد...
- ■دروازه کربلا در تاسوعای حسینی در سوگ اباعبدالله(ع) غرق ماتم شد
- ■سرپلذهاب؛ از حریم احمد بن اسحاق(ره) تا بلندای بازیدراز، همه یکصدا فریاد زدند: «لبیک یا حسین(ع)»
- ■در روز عاشورا، سرپلذهاب یکپارچه «یا حسین(ع)» شد.
- ■اقامه باشکوه نماز ظهر عاشورا در جوار حرم مطهر احمد بن اسحاق(ره) سرپلذهاب
- ■حماسه عشق و ایثار در روز عاشورا
- ■تاسوعا؛ روز غیرت، وفاداری و حماسه در سرپلذهاب
- ■حجتالاسلام ساداتی: هر آنچه در توان داشتم برای خدمت به مردم و تقویت وحدت در سرپلذهاب به کار گرفتم
- ■سفیران نجات در خیمه عشق؛ هلالاحمر در خط مقدم خدمت به عزاداران حسینی
- ■وداعی آمیخته با اشک و دعا؛ حجتالاسلام سید محمدعلی ساداتی با مردم سرپلذهاب خداحافظی کرد
- ■شمع غم روشن کنید، شام غریبان امشب است...
- ■امام جمعه سرپلذهاب: وحدت ملت ایران، رمز پیروزی در برابر جنگ ترکیبی دشمنان است
- ■فرماندار سرپلذهاب: امام جمعه نقش محوری در تقویت وحدت و همدلی اجتماعی دارد
- ■تأکید مسئولان و علما بر وحدت، خدمترسانی و تداوم مسیر انقلاب در آیین معارفه امام جمعه جدید سرپلذهاب
- ■فرمانده سپاه سرپلذهاب: محبوبیت حجتالاسلام ساداتی حاصل اخلاص، تقوا و خدمت صادقانه به مردم است
- ■رئیس دادگستری سرپلذهاب: ۵۲ درصد پروندهها با صلح و سازش مختومه شد / میانگین زمان رسیدگی ۴۲ روز است
- ■حجتالاسلام سلیمی: وحدت میان شیعه، اهل سنت و اهل حق، رمز پیشرفت و اقتدار سرپلذهاب است
- ■ماموستا ثنایی: وحدت شیعه و اهل سنت رمز عزت، اقتدار و پیروزی ملت ایران است
- ■برگزاری جلسه شورای اداری سرپلذهاب و آیین معارفه امام جمعه جدید شهرستان
روزتلخ
بازی دراز 1404/درروزگارقدیم حکایتی بود . مردمانی بودند کم سن و سال ولی ازجوانمردی چیزی کم نداشتند . همه بی ادعا و پرمحتوا . کسانی بودند که چفیه های یشان بوی تهجد می داد و کوله بارشان چیزی نبودبه جز معنویت . یک روزکه همراه شهید هوشنگ خانمحمدی به مسجد پادگان ابوذررفتم ، دعای کمیل برپا بود ، هرکسی با گویش خودش درگوشه ای ازمسجد این پادگان با معبود خود رازونیاز می کرد. اکثر قشر جوان سیزده ساله تا بیست و پنج ساله بودند و این رازو نیاز با خلوص نیت و به دوراز هر ریایی بود.
درآن موقع هنوز به سن تکلیف نرسیده بودم ، احساس سبکی می کردم و گویی ملائک آسمان بربامهای 5 طبقه نشسته و نظاره گر این رازو نیاز بودند . آسمان رنگ ونوری دیگرداشت. یک هفته از این دعا و نیایش گذشت که در تاریخ 16/12/1363 درساعت 11:45 هواپیماهای دشمن از دهلیز قلعه شاهین عبور کردند و همچون خفاشهای خون آشام که قصد طعمه کرده باشند، روانه پادگان ابوذرشدند . اولین شهدای پادگان ، خدمه های ضد هوایی بودند که دراطراف پادگان استقرارداشتند ودیگر پادگان ستون دفاعی نداشت وجولانگاه هواپیماهای دشمن شده بود . درهمان ساعت که رزمندگان مهیای اقامه نماز ظهروعصر در مسجد پادگان ابوذربودند ، با بمبهای خوشه ای و راکت به شهادت رسیدند واینان همان کسانی بودند که در مسجد ابوذر با بصیرت بالا دعای العفو العفو می خواندندوچقدر زود دعایشان مستجاب شد وهریک با دستهای قلم شده و پیکربی سر و جسم های کاملا سوخته به دیارمعبود خویش شتافتند.
من با شهید هوشنگ خانمحمدی دوستی دیرینه ای داشتم پس جویای سلامتی اش شدم که خبرمجروح شدنش را به من دادند . سراسیمه به پادگان آمدم و خودم را به بیمارستان ولیعصر پادگان رساندم همان بیمارستانی که درطول جنگ خدمات زیادی به رزمندگان محورعملیاتی غرب ارائه میداد و این بار مملو از مجروح و شهید شده بود.هزاران هزار مجروح و شهید روی تختها بودند و من برای پیداکردن شهید خانمحمدی در تلاش و تکاپو بودم و به هرجایی سرک می کشیدم . صدای یا حسین و یا مهدی از هرگوشه ای به گوش می رسید . پرستاران و پزشکان با لباسهایی کاملا خونی به بالین مجروحان می آمدند گویی که خود آنها نیز مجروح و زخمی شده اند. در آخرین لحظات زندگی شهید خانمحمدی توانستم او را درحالیکه شرش درآغوش برادرش بود ، پیدا کنم . و آخرین دیدار من با دوست دیرینه ام همان لحظه و همانجا بود .
دوباره صدای هواپیماهای دشمن به گوش رسید . ساعت 2 بعدازظهر و دوباره موج عظیم مجروحین و شهدا به سمت بیمارستان روانه بود . هیچ کسی باقی نمانده بود .همه ساختمانهای پادگان خالی شده بودند .پادگان درخاک و خون غوطه وربود .هر کسی با هر سنی به کمک برادران تعاون می رفت تا به مجروحین کمک کند یا شهدا را به عقب بیاورد . برادران تعاون با هر وسیله ای سعی می کردند هرچه زودتر مجروحین و شهدا را منتقل کنند . تویوتا ، وانت ، اتوبوسهایی که صندلیهایش را برداشته بود ، خلاصه با هر وسیله ای سعی در رساندن مجروحین به شهرهای اسلام آبادغرب و کرمانشاه را داشتند.
درآن زمان که روستای ما بمباران شد ، از اعضای خانواده خانمحمدی 17 نفر واز خانواده های صفری و شاه صنمی 5 نفر ، درمجموع 22 نفر شهید شدند .