پربازدیدترین ها

کد خبر: 231652 ۰۵:۴۷ - ۱۴۰۱/۰۶/۰۱

گفتگو با آزاده سرافراز سرپل ذهابی:

دردناک ترین و تلخ ترین خبر در دوران اسارت اعلام رحلت امام خمینی(ره)بود

بازی دراز 1404:عبدالحسین قلعه شاهینی می گوید: خبر اعلام رحلت امام خمینی(ره) دردناک ترین و تلخ ترین خبر در دوران اسارت برای من و همرزمانم بود،که آرزو می کردم این خبر خوابی بیش نباشد.

دردناک ترین و تلخ ترین خبر در دوران اسارت اعلام رحلت امام خمینی(ره)بود

عبدالحسین قلعه شاهینی از آزادگان هشت سال دفاع مقدس در گفتگو با خبرنگار ما اظهار داشت: در سن ۱۸ سالگی  در زمان جنگ تحمیلی با دیگر همرزمان عازم جبهه جنگ شدم،  

دفاع از آب و خاک ایران اسلامی،لبیک به فرمان امام خمینی(ره)برای این نیروهای بسیجی هدف مهمی بود که در جنگ حق علیه باطل در منطقه شیخ صله حضور پیدا کردیم.

وی گفت: در جبهه، شهادت والاترین مقامی بود که برای برخی از همرزمانم رقم‌خورد و اینکه ماندن من و رفتن آنها همیشه برایم خاطره تلخ و ناراحت کننده ای یادآور می کند، و از طرفی دیگر آوارگی هموطنان و همشهریان پیش از اسارتم بسیار ناراحت کننده بود.

ایشان بیان کرد:  در جریان عملیات شاخ شمیران به همراه پنج نفر دیگر از همرزمانم مجروح شدیم، هنگام اعزام به بیمارستان در طول مسیر شیخ صله به تازه آباد به کمین دشمن خوردیم، آمبولانس حامل ما را به رگبار بستند چهار نفر از همرزمانم به شهادت رسیدند. من و یکی دیگر به نام حسن قاصی خانی که علاوه بر مجروحیت قبلی مجدداً بر اثر اصابت گلوله مجروح شده بودیم را به اسارت خود درآوردند.

وی گفت: شکنجه های دوران اسارت توسط بعثی ها برای من بعد از گذشت سالها، کابوس های شبانه دارد و خاطرات تلخ آن زمان یاد آور شکنجه های بعثی عراق است و در این میان بدترین و تلخ ترین خاطره، خبر اعلام رحلت امام خمینی(ره)بود که دور از وطن و از دست دادن اماممان ،بسیار خبر ناگواری بود که آرزو می کردیم این خبر خوابی بیش نباشد.

قلعه شاهینی ادامه داد: تمام طول اسارت را در اردوگاه شماره ۱۰ رومادیه گذراندم در اردوگاههای خشن و سخت بعثی ها، لحظات سخت بی شماری داشتیم که همواره زخمی بر روح و تنمان بود از جمله نبود امکانات، دوری از خانواده و عزیزان.

وی در پایان گفت: یکی از شیرین ترین خبرها در پایان اسارتم، خبر تبادل اسرا یکی از خبرهای بود که در پایان اسارتم،التیام بخش درد و رنج های بود که کشیدم،  وقتی نوبت به اردوگاه ما رسید و به میهن عزیزمان برگشتیم انگار دوباره به دامان مادرم سر نهادم. بسیار خوشحال بودم و نه فقط من بلکه برای تمام اسرا حالتی غیر قابل وصف داشت.

شهرستان سرپلذهاب در غرب استان کرمانشاه ۴۸ کیلومتر مرز مشترک با کشور عراق دارد.