متأسفانه در پی یک سانحه رانندگی جان خود را از دست داد.
دردناکتر اینکه پس از حادثه، وقتی پیگیر وضعیت او شدیم، از غسالخانه خبر دادند که هیچکس برای تحویل پیکرش مراجعه نکرده است؛ نوجوانی غریب و بیپناه، دور از خانواده.
همین موضوع دلهای مردم را به درد آورد. با فراخوانی عمومی، مردم شریف، بااصالت، مهماننواز و غیرتمند سرپلذهاب یکدل شدند تا اجازه ندهند این فرزند ایران، غریبانه بدرقه شود.
تشییعی باشکوه با حضور حدود هزار نفر برگزار شد؛ زن و مرد، پیر و جوان، همه اشکبار و داغدار. شهری که شاید او را نمیشناخت، آن روز خانوادهاش شد.
وقتی فهمیدیم آقا محمد در چه فقر و سختیای زندگی میکرده و حتی شناسنامه هم نداخته، غممان چند برابر شد. امروز مردم سرپلذهاب خود را برادر و خواهر او میدانند و تصمیم گرفتهاند برای مادر سالخوردهاش سرپناهی تهیه کنند.
آقا محمد دیگر تنها نیست؛
او حالا فرزند یک شهر است.
نامش در دلهای ما ماندگار خواهد ماند.