روز گذشته خبری منتشر شد؛ مبنی بر اینکه ربع پهلوی از شیعیان متدین خواسته است در مبارزه با جمهوری اسلامی پیشگام شوند.دوگانهای باطل و تکراری البته این در حالی است که برخی از همسفرهها و حامیان او ـ از جمله علی کریمی ـ در روزهای گذشته اظهاراتی تند و جنجالی در فضای مجازی منتشر کردند؛ از جمله توییتی که در آن مطالبی درباره قرآن و مساجد مطرح شده بود و واکنشهای گستردهای به دنبال داشت. افزون بر دعوت ربع پهلوی، افراد دیگری نیز مطالبی توهینآمیز منتشر کردند که با انتقادهای فراوان روبهرو شد. حتی در نمونهای دیگر، کاربری در توییتی مدعی شده بود «زولبیا و بامیه برای ما ایرانیها نیست و گز و سوهان برای ماست»؛ گزارهای که بهعنوان نشانهای از دوگانهسازی و مرزبندی فرهنگی تعبیر میشود آن هم دوگانهای فارغ از عقلانیت و افراطی.گفتنی است علی کریمی ساعاتی بعد مواضع خود را تعدیل کرد و به نوعی عقب نشینی کرد.چهرههای جدید و موجه پهلویچیها اما همین درخواست و اعلام آمادگی برای همکاری نشان میدهد که دوستداران و حامیان پهلوی وارد مسیری تازه شدهاند؛ بهگونهای که احتمال میرود در روزهای آینده افراد بسیاری (که ساختگی هستند و در فضای مجازی هم اعلام حضور خواهند کرد) با چهرههایی موجه و ظاهری متفاوت در حمایت از ربع پهلوی ظاهر شوند.حتی در همان روز نیز نمونهای آشکار شد؛ خانمی با پوشش و ظاهری موجه در فضای ایکس (توییتر سابق) از پهلوی دفاع کرده بود.او با چنین ادبیاتی نوشته بود: «فحاشی به ادیان، آتش زدن کتابهای مذهبی و… از حقوق هر ایرانی است و بخشی از آزادی بیان محسوب میشود.»
این در حالی است که در چارچوب آزادی بیان، توهین جایگاهی ندارد و افراد میتوانند بدون اهانت، دیدگاههای خود را مطرح کنند.در بخش دیگری نیز نوشته بود: «من برای آقا علی کریمی طرح هم کشیدم. ایشان شریفاند و در جای درستی ایستادهاند. همه ما ایرانی هستیم، با وجود تفاوتهایمان.»عادیسازی چنین نوع برخورد و ادبیاتی، و نیز تطهیر چهره افرادی که سر خواهر خودشان هم کلاه گذاشتند و از کشور فرار کردند، از دیگر روشهایی است که مسئولیت آن بر عهده افرادی چون فائزه علوی گذاشته میشود.یک تمثیل برای این آدمهاالبته برای توضیح این وضعیت میتوان از یک تمثیل استفاده کرد: تصور کنید دو درخت در کنار یکدیگر روییدهاند؛ هر دو سبز و ظاهراً استوارند. یکی ریشهای عمیق و استوار در خاک دارد و دیگری بیریشه یا با ریشهای سست است. از ظاهرشان نمیتوان بهسادگی تشخیص داد کدام اصیل و پابرجاست و کدام پشتوانهای ندارد. این تصویر میتواند نمونهای از نفاق باشد؛ وضعیتی که در آن ظاهرها فریبندهاند و تمایز میان حقیقت و تظاهر دشوار میشود. به نظر میرسد چنین پدیدهای این روزها بیش از گذشته گسترش یافته و تشخیص سره از ناسره را پیچیدهتر کرده است.