لشکر کشی آمریکا به خلیج فارس و تهدید ایران را در دو وجه میتوان بررسی کرد.نخست ایالات متحده در پی آغاز جنگ با ایران است و برای آن نیز هزینه کرده و تسلیحات و تجهیزات نظامی فراوانی را به منطقه گسیل کرده است.
این را میتوان یک تاکتیک دانست.این رفتار در حالی است که آمریکا در منطقه دارای دهها پایگاه نظامی است. اما دوم؛ قشون کشی ترامپ به خلیج فارس برای ارعاب و تحت فشار قرار دادن و سپس تسلیم شدن ایران است.هر دو این گزینهها محتمل است اما یکی از آنها محتملتر است. هر کدام که هزینه کمتری برای ایالات متحده داشته باشد، اجرا خواهد شد.آمریکا در صدد آن است تا ایران را وادار به تسلیم کند، خواه این خواسته از راه جنگ به دست آید خواه بدون جنگ. جنگ برای هر دو طرف هزینههای سنگینی دارد، اما جنگ احتمالی، فراتر از ایران خواهد رفت و کل منطقه به آتش کشیده خواهد شد. دست و پا زدنهای کشورهای منطقه و همسایه برای جلوگیری از بروز جنگ برای آن است که جنگی در نگیرد چرا که نمیخواهند در این نبرد آسیبی ببینند، اما در صورت بروز جنگ، گریزی از آن نیست. نمایش ناوهای جنگی آمریکایی، از هواپیمابر و دیگر ناوهای راهی شده به سوی خلیج فارس، تا نشان دادن هواپیماهای جنگی آمریکا، همه برای به آشوب کشیدن کشور، با بهره بردن از یک نبرد سنگین تبلیغاتی و رسانهای است تا بدون شلیک حتی یک گلوله پیروز میدان شود.ویتکاف دستیار ترامپ و مذاکره کننده هستهای آمریکا با ایران به تازگی گفته است؛« ترامپ بسیار متعجب است که چطور ایران با این فشار نظامی ما هنوز تسلیم نشده است.»این تسلیم نشدن باید ادامه پیدا کند، آمریکا تلاشهای آخرش را میکند. شگفتی ترامپ از تسلیم نشدن ایران با فشار نظامی و جنگ روانی عمیق و گستردهای که علیه ایران اسلامی به راه انداخته است، نشان میدهد که هدف ترامپ به زانو در آوردن ایران بدون عملیات و حمله نظامی است.هر چند در این میدان نبرد، نباید فریب مواضع و سخنان افرادی چون ویتکاف را خورد و غافلگیر شد.
اگر آمریکا ارتش مجهز و تجهیزات پیشرفته نظامی دارد، نیروهای مسلح ایران نیز دارای قابلیتهای بسیار بالایی هستند که در زمان خود رونمایی خواهد شد که باعث شگفتی دشمن میشود. آیا ایران، از ژاپن دوران جنگ جهانی اول که توانست چند فروند ناو هواپیمابر آمریکایی را غرق کند، کمتر است؟ قطعاً چنین نیست؛ اگر ژاپنیها توانستند با عملیات «کامیکازه» چند فروند ناو آمریکایی را با هدایت هواپیماهای جنگی خود به سوی این ناوها غرق کنند، ایران قابلیتهای لازم برای غرق کردن ناوهای هواپیمابر آمریکایی را دارد. از انواع موشکها، تا قایقها و پهپادهای انتحاری و البته آن سلاحی که فرمانده کل قوا به آن اشاره کردند که میتواند ناوهای آمریکایی را به قعر دریا بفرستد.آمریکا برای نشان دادن قدرت و تواناییهای نظامی خود، همواره سعی کرده است با بزرگنمایی و فریب افکار عمومی، یک قدرت افسانهای در ذهن مردم دنیا شکل دهد و با ساخت فیلمهای سینمایی جنگی این قدرت را به تصویر بکشد و به نمایش بگذارد،اما آیا آمریکا تاکنون به یک کشور قدرتمند با نیروهای مسلح کارآمد، دلاور و جان بر کف همچون ایران روبرو شده است؟به زبان ساده، آمریکا میخواهد دل مردم را با لشکر کشی به خلیج فارس خالی کند و اگر در این ترفند و تاکتیک خود موفق شود،افکار عمومی در عملیات روانی و رسانهای دشمن شکست خواهند خورد حتی اگر نیروهای مسلح پای کار داشته باشند.آمریکا مانند آن غول بازیهای کامپیوتری با هیبتی ترسناک و بزرگ وارد میشود اما با شلیک، ذره ذره جان از بدنش خارج میشود و بر زمین میافتد.سیاست ترس از جنگ از سوی آمریکا علیه ایران به راه افتاده است، سیاستی که از خود جنگ تأثیر گذارتر است.
بار روانی جنگ و عملیات روانی رسانهای آمریکا را باید با اقدامات رسانهای خالی کرد و کاهش داد. ادامه چنین فضایی باعث واکنشهایی از سوی برخی مردم میشود که تبعات آن دامن کشور را خواهد گرفت. خریدهای بیش از اندازه تحت تأثیر تبلیغات رسانههای دشمن یکی از آن رفتارهایی است که فضای اقتصادی و بازار را به تلاطم میاندازد.باید مردم به این باور برسند که فرزندانشان در ارتش، سپاه و بسیج توانایی مقابله با عملیاتی شدن تهدیدات نظامی آمریکا را دارند و در این میان نگران تحت تأثیر قرار گرفتن مردم در مقابل تبلیغات و جنگ روانی و رسانهای آمریکا هستند.