بخش فارسی بیبیسی، اخیراً در گزارشی کوشیده است تا با یک داستانسرایی وضعیت حقوق بشر در عصر پهلوی را تا جایی که میتوان مثبت جلوه دهد.
آنچه که میتوان از ادعای بیبیسی فارسی برداشت کرد، بهطور خلاصه این است: «وضعیت ایران در زمینه حقوق بشر در دوره پهلوی بسیار خوب بود و ایران اکنون آن جایگاه عالی را از دست داده است».
مثلاً در بخشی از این گزارش آمده است: «صبح دوم اردیبهشت ۱۳۴۷، مقابل ساختمان مجلس سنای ایران، او تانت، دبیرکل سازمان ملل متحد، به استقبال شاه و شهبانو رفت که برای افتتاح اولین کنفرانس جهانی حقوق بشر به محل برگزاری آن آمده بودند... دههها بود که میزبانی کنفرانسهایی با موضوع حقوق بشر به نام سوئیس، و بهویژه شهر ژنو، گره خورده بود. اما این بار میزبانی به ایران رسید».
درواقع نویسنده این، مطلب تلاش کرده با تکیه به این موضوع ایران در سال ۱۳۴۷ همچون سوئیس توانسته بود همچون سوئیس، میزبان «کنفرانس حقوق بشر» شود، مخاطب را به این نتیجه برساند که «احتمالاً ایران از وضع خوبی در زمینه حقوق بشر برخوردار بوده که میزبانی این کنفرانس را به ایران داده بودند».
هرچند در این گزارش بهصورت خیلی مختصر و گذرا به برخی اقدامات ضد حقوق بشری توسط رژیم پهلوی اشاره میشود، اما هرگز گفته نمیشود که ایران در آن دوران، از سوی دبیرکل عفو بینالملل، بدترین کشور در زمینه حقوق بشر شناخته شده بود.
پروفسور «جیمز بیل» استاد روابط بینالملل کالج ویلیامزبورگ ویرجینیا، در کتاب «عقاب و شیر: تراژدی روابط ایران و آمریکا» مینویسد: «مارتین انالز، دبیر کل عفو بینالملل، در سال ۱۳۵۲ گفت: سابقه هیچ کشوری در جهان در زمینه حقوقبشر، بدتر از ایران نیست». (عقاب و شیر، جیمز بیل، صفحه ۱۸۷.)
همچنین «جان فوران» استاد جامعهشناسی در دانشگاه سانتا باربارا کالیفرنیا، در کتاب «مقاومت شکننده: تاریخ تحولات اجتماعی ایران از سال ۱۵۰۰ میلادی تا انقلاب» مینویسد: «عفو بینالملل در سال ۱۳۵۵ وضعیت حقوق بشر و آزادی بیان در زمان محمدرضا شاه را این گونه توصیف میکند: تعداد زندانیان سیاسی ایران بین ۲۵ تا ۱۰۰ هزار نفر برآورد میشوند و هیچ کشور دیگری در جهان از نظر سوءسابقه در حقوق بشر به پای ایران نمیرسد». (مقاومت شکننده، جان فوران، صفحه ۴۶۶.)