پربازدیدترین ها

کد خبر: 245360 ۱۶:۳۲ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۶

یادداشت؛

«گفتاردرمانی» تنها سلاح باقی‌مانده کاخ سفید

بازی دراز 1404:سقوط محبوبیت، گرانی سوخت و هراس از پاسخ ایران، ترامپ را به بن‌بست کشانده است؛ او اکنون برای فرار از شکست، به جای جنگ به «گفتاردرمانی» و مانورهای رسانه‌ای نمایشی پناه برده است.

«گفتاردرمانی» تنها سلاح باقی‌مانده کاخ سفید

تحولات اخیر در تقابل میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، نشان‌دهنده تغییرات معناداری در الگوی رفتاری دونالد ترامپ است. در حالی که ادبیات تهاجمی همچنان بخش جدایی‌ناپذیر کلام اوست، اما در مقام عمل، شاهد کاهش چشمگیر ریسک‌پذیری و تمایل وی به درگیری مستقیم هستیم. این وضعیت را می‌توان نتیجه تلاقی فشارهای اقتصادی، سیاسی و واقعیت‌های میدانی دانست که واشینگتن را در یک «برزخ استراتژیک» قرار داده است.

در لایه نخست، ترامپ با واقعیتی تلخ در داخل مرزهای آمریکا مواجه است. فرسایشی شدن روند تقابل و تناقض‌گویی‌های مستمر، پایگاه رای وی را به شدت متزلزل کرده است. کاهش محبوبیت به ۳۴ درصد و عبور قیمت بنزین از مرز ۵ دلار، کابوسی است که هرگونه ماجراجویی نظامی جدید را برای او به بن‌بست می‌کشاند. در واقع، ترامپ به جای طراحی یک پیروزی نظامی واقعی، اکنون به دنبال یک «عملیات غافلگیرانه» و محدود است تا صرفاً از برچسب شکست فرار کرده و با مانور رسانه‌ای، احساس پیروزی کاذب را به افکار عمومی تزریق کند. اما حتی در این مسیر نیز واهمه از کیفیت و شدت واکنش ایران، او را به سمت «گفتاردرمانی» به جای اقدام عملی سوق داده است.

از سوی دیگر، تقویم سیاسی و اجتماعی آمریکا نیز دست و پای کاخ سفید را بسته است. نزدیکی به انتخابات میان‌دوره‌ای و میزبانی مسابقات بزرگی چون جام جهانی فوتبال، ریسک هرگونه بی‌ثباتی را برای دولت ترامپ به حداقل رسانده است. او به خوبی می‌داند که شعله‌ور شدن آتش جنگ در منطقه خلیج فارس، ثبات بازارهای جهانی را برهم زده و هزینه‌های سیاسی و اقتصادی جبران‌ناپذیری را بر میزبانی و انتخابات پیش‌رو تحمیل خواهد کرد.

در حوزه راهبردی نیز، محاسبات واشینگتن درباره اثربخشی محاصره دریایی با بن‌بست مواجه شده است. اگرچه فشار بر مبادی دریایی بی‌تاثیر نبوده، اما واقعیت جغرافیای سیاسی ایران نشان می‌دهد که تکیه بر بنادر شمالی، شرقی و غربی، ظرفیت‌های جایگزینی را برای صادرات و واردات فراهم کرده است که عملاً رویای تسلیم ایران از طریق بستن خلیج فارس را به خیالی باطل تبدیل می‌کند. این ناکامی زمانی برجسته‌تر می‌شود که سیل درخواست‌های بین‌المللی و نامه‌های اضطراری از سوی کشورهای منطقه و اروپا برای عبور امن از تنگه هرمز افزایش یافته است؛ موضوعی که نشان‌دهنده عمق بحران برای متحدان غرب و ناتوانی آمریکا در مدیریت امنیت این گذرگاه حیاتی است.

در نهایت، باید به این نکته توجه داشت که انتقال گسترده تجهیزات نظامی به منطقه، بیش از آنکه جنبه عملیاتی داشته باشد، رنگ و بوی اقتصادی دارد. حتی با وجود نابودی برخی پایگاه‌های کلیدی آمریکا در منطقه، واشینگتن تلاش می‌کند هزینه این لشکرکشی را به کشورهای منطقه تحمیل کرده و از طریق فروش تسلیحات، سود سرشاری را نصیب کارخانه‌های اسلحه‌سازی خود کند. در مجموع، ترامپ اکنون میان ترس از واکنش ایران و فشار بحران‌های داخلی گرفتار شده و ترجیح می‌دهد به جای نبرد در میدان، به هیاهوی تبلیغاتی بسنده کند.

نویسنده: محمدحسن فشی؛ فعال رسانه