پربازدیدترین ها

کد خبر: 245702 ۱۳:۵۳ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۴

عضو هیأت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه:

پوپولیسم رسانه‌ای، ابزار قدرت در جنگ ترکیبی است

بازی دراز 1404:عضو هیأت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه پوپولیسم رسانه‌ای را راهبردی برای قبضه قدرت در جنگ ترکیبی توصیف کرد و گفت: تناقض‌گویی هدفمند، افکار عمومی را به ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی تبدیل می‌کند.

پوپولیسم رسانه‌ای، ابزار قدرت در جنگ ترکیبی است

فریبرز پیرو در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه اطلاع‌رسانی «مرصاد»؛ اظهار داشت: در جنگ تحمیلی حاضر که به جنگ محتوا نیز ورود کرده است، اخبار متعدد و گاه متناقض را به‌خصوص از سوی ترامپ شاهد هستیم که این محتواها می‌تواند کاملاً هدفمندانه طراحی شده باشد.

وی افزود: این اقدامات می‌تواند تلاشی آگاهانه برای در دست گرفتن میدان محتوا باشد، درست مانند آنچه که در جنگ جهانی دوم روی داد و در نهایت به پیروزی متفقین منجر شد؛ بنابراین باید پرسید تحلیل محتوا در این شرایط چه اهمیتی دارد.

عضو هیأت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه ادامه داد: عملکرد ترامپ در توئیت‌های مختلف چگونه می‌تواند تلاش و ابزاری برای در دست گرفتن قدرت باشد؟ پاسخ به این پرسش‌ها نیازمند درک عمیق‌تری از چیستی و کارکرد تحلیل محتوا در فضای رسانه‌ای و سیاسی امروز جهان است.

پیرو تصریح کرد: تحلیل محتوا در درجه نخست ابزاری بسیار قدرتمند برای سنجش دقیق افکار عمومی و شناختن عمیق و همه‌جانبه مخاطب به شمار می‌رود. با این ابزار می‌توان ابعاد پیدا و پنهان ذائقهٔ فکری جامعه را شناسایی کرد.

وی افزود: به‌طوری‌که با رصد مستمر و نظام‌مند محتواها می‌توان به‌روشنی پی برد که در هر مقطع زمانی مشخص، کدام گفتمان به گفتمان غالب و مسلط تبدیل شده است و کدام گفتمان در حاشیه قرار گرفته و رو به افول گذاشته است.

عضو هیأت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه گفت: باید دید که گفتمان غالب، گفتمان صلح و مذاکره است، یا گفتمان آتش‌بس و یا تسلیم و سازش؛ مرز میان این گفتمان‌ها بسیار باریک است و تحلیل محتوا می‌تواند این تمایزات را برای ما آشکار و قابل فهم کند.

پیرو در ادامه افزود: تحلیل محتوا از سوی دیگر می‌تواند به ما کمک کند تا نقاط قوت و ضعف یک جامعه را به‌طور شفاف و دقیق مشخص کنیم و سپس با برنامه‌ریزی، روی نقاط ضعف در راستای تضعیف آن جامعه بهره‌برداری هدفمند و مؤثری انجام دهیم.

وی خاطرنشان کرد: شناسایی استدلال‌های ضعیف و یافتن شکاف‌های فکری، می‌تواند به شناسایی نقاط جدید و احتمالی برای حمله در تمامی عرصه‌ها، اعم از سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای منجر شود و دست برتر را به تحلیل‌گر بدهد.

عضو هیأت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه تأکید کرد: احتمال پیروزی و بُرد در میدان نبرد گفتمانی برای طرفی که بتواند خود را هوشمندانه با گفتمان غالب همراه و هماهنگ کند و یا اینکه قدرت و خلاقیت تولید یک گفتمان جدید و جذاب را داشته باشد، به‌طور چشمگیری بالا می‌رود.

پیرو سپس تصریح کرد: با استفاده از ابزار تحلیل محتوا می‌توان بین روایتگری و واقعیت، یک مرزبندی جدید و هوشمندانه ایجاد کرد؛ این کار تا جایی پیش می‌رود که روایتگری می‌تواند کاملاً جای واقعیت را بگیرد و این‌گونه معماری افکار یک جامعه را به طور کامل در دست گرفت.

وی با اشاره به سخنان ترامپ گفت: با رصد سخنان رئیس‌جمهور آمریکا، در ظاهر به نظر می‌رسد که وی از انسجام فکری و تعادل روانی لازم برخوردار نیست، اما با نگاهی عمیق به نظریات سیاست و گفتمان می‌توان به تحلیل دیگری رسید و گفت این یک تاکتیک است.

عضو هیأت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه در پایان گفت: ناپایداری گفتمانی تلاشی عامدانه برای رسیدن به یک هژمونی و سلطهٔ گفتمانی است، به‌طوری‌که جامعه‌شناسان سیاست نیز به آن اذعان داشته‌اند؛ عوام‌فریبی یک سبک سیاسی همراه با اجراهای نمایشی است و تناقض‌گویی تلاشی برای سردرگم‌سازی رقیب و ایجاد میدانی باز برای تصمیم‌گیری سیاسی بدون پرداخت هزینه‌های سنگین است.