پربازدیدترین ها

سرویس: تازه های خبر کد خبر: 245782 ۱۴:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۷

انفعال تجویز تداوم جنگ

بازی دراز 1404:تحولاتی پر شتاب در جریان است، نه قصد داریم مواضعی بگیریم که در این شرایط سخت، همسو با معدودی از ماهیگیران سیاسی از وضع گل‌آلود جنگی، کار را برای تصمیم‌گیران سخت کنیم و نه می‌توانیم بر اساس شناختی که نسبت به میدان‌داران داشته‌ایم آنها را در میان این همه شیطان خارجی واین همه فشار داخلی بدون پشتوانه رها کنیم؛

انفعال تجویز تداوم جنگ

با این حال معتقدیم عبور ایران از توطئه‌های چندلایه شیاطین آمریکائی -صهیونیستی جز با اتخاذ سیاست هجومی و پرهیز شدید از سیاست انفعالی میسر نیست.در این زمینه به چند نکته اشاره می‌کنیم:

۱-جنگ آمریکا ورژیم صهیونیستی علیه ایران یک جنگ وجودی و ادامه‌دار است.اتخاذ سیاست انفعالی در ایران و پرهیز از درگیری با دشمن به‌ویژه پس از شهادت حاج‌قاسم سلیمانی،رژیم صهیونی را به این ارزیابی رسانده است که با پشتیبانی آمریکا، امکان ادامه جنگ تا رسیدن به هدف برای آنها میسر خواهد بود.آنها فقط در صورتی از ایران دست می‌کشند که اراده مستحکم مسئولان ایرانی در به کارگیری قدرت نظامی وضربه بی محابا ودیوانه وار به منافع حیاتی آنها را به خوبی درک کنند. هر نوع مماشات وسستی در آشکار کردن و اعمال این اراده ،راه را برای ادامه جنگ هموارتر خواهد کرد.

 

۲- بزرگترین اهرم ایران برای پایان دادن به جنگ وجلوگیری از حمله مجدد دشمن، محافظت جدی از اورانیوم غنی شده ۶۰ درصد و حرکت رو به جلو در این حوزه است. اگر با رقیق شدن ارده ها تن به رقیق کردن وبی خاصیت کردن وخدای نکرده واگذار کردن آن داده شود، جنگ با حملات وحشیانه وخطرناک این شیاطین که هیچ خط قرمزی برای جنایت وبی رحمی نمی شناسند ، تا فروپاشی نظام وتجزیه ایران ادامه خواهد داشت.برای درک این حقیقت هوش بالائی لازم نیست.کافی است به اصرار دشمن برای به چنگ آوردن یا نابود کردن این مواد از طریق حملات هوایی در جنگ ۱۲ روزه وهلی برن در جنگ ۴۰ روزه و مذاکره اخیر! کمی توجه کنند.۳-قوی بودن اراده ها و سیاست هجومی در جنگ یعنی اینکه اجازه ندهیم آمریکا همان تجربه اسرائیل در نقض آتش بس در لبنان وفلسطین را در مورد ایران به کار گیرد.پاسخ ندادن به حملات دشمن و به اصطلاح عرب ها سوف سوف کردن برای پاسخ، چیزی جز جسارت بیشتر دشمن و حملات سهمگین تر ونا امنی دائمی را به دنبال ندارد. یک حمله آنها باید کافی باشد تا هر چه در اختیار داریم به صورت غافلگیرانه بر سر آنها وهم پیمانان آنها خالی کنیم.تا زمانی که موشک هایمان به آمریکا نرسد نباید برای نایس جلوه کردن در بین همسایگان از زدن پایگاهها ومنافع آمریکا و منافع رژیم های جدا نشده وبرائت نجسته از دشمن تردید داشته باشیم. است.

۴-پس از این همه فراز ونشیب و پرداخت این اندازه از هزینه مادی ومعنوی ،کوتاه آمدن از اعمال حاکمیت بلامنازع در تنگه هرمز وگفتگو در این مورد با دشمن ،همان سیاست انفعالی است که چیزی جز امیدوار کردن دشمن ونا امید کردن مردم به پاخاسته به دنبال نخواهد داشت.

۵-ما باید برای هر تحرک دشمن معادله ای تعیین کنیم ؛زدن برخی کشورک های پررو و منافق در برابر زدن لبنان -حمله به مقامات هم پیمان با آمریکا واسرائیل و منهدم کردن کاخ های آنها در برابر ترور مقامات ایرانی ولبنانی - زدن فرماندهان کشورهایی که نوکری اسرائیل را با عادی سازی روابط پذیرفته انددر برابر ترور فرماندهان فلسطینی و هجوم دیوانه وار به زیر ساخت های منطقه در برابر تعرض به زیر ساخت ها، می تواند بخشی از این معادله باشد.مسئولان وفرماندهان ایرانی اگر چنین معادله ای تعریف نکرده وقاطعانه به آن عمل نکنند، بساط جنایت دشمن در ترور فرماندهان ومسئولان جبهه مقاومت جمع نخواهد شد ودیری نخواهد پایید که دشمن به سراغ تصمیم گیرندگان فعلی هم خواهد آمد.۶-شاید سیاست محدود کردن برد موشک ها در گذشته از توجیهی برخوردار بوده باشد اما امروز توقف بر آن سیاست نه تنها فاقد توجیه بلکه به مثابه باز گذاشتن سگ وبستن سنگ است.تولید موشک های قاره پیما وحداقل تهیه آنها از برخی کشورها از مهمترین اقدامات ضروری نیروهای مسلح است. ۷-با وجود صداقت شخص رئیس جمهور و ایستادگی ایشان دربرابر دشمن،اخباری از بی ارادگی برخی َمسئولان دولتی و ناامیدی آنها از توان وظرفیت کشور برای عبور از این وضعیت حکایت دارد.اگر برخی دستگاهها خواسته یا ناخواسته مشکلات اقتصادی کشور را به گونه ای اغراق آمیز گزارش کنند که گویی راهی جز تسلیم در برابر دشمن باقی نمانده است،آنها با شکستن مقاومت مسئولان ،عملا کشور را به سمت جنگ بی پایان وایجاد دریای خون و تجزیه ایران هدایت می کنند وچه بدانند یا ندانند از عناصر نفوذی دشمن و افراد خائن به وطن به شمار می آیند.

۸-کسی نمی تواند منکر تنگناهای معیشتی ومشکلات اقتصادی باشد اما اولا بخش اعظم این مشکلات ربطی به جنگ ندارد وثانیا مشکلی که در اثر محاصره دریایی برای صادرات نفت بر کشور تحمیل شده است،با توجه به اعلام رسمی رئیس جمهور چین مبنی بر تداوم خرید نفت از ایران و از طریق ناوگان کشتیرانی چینی والبته با دیپلماسی فعال مقامات ایرانی با مسئولان چینی قابل رفع است وثالثا واردات کالاهای اساسی و نهاده های دامی ومواد اولیه وسایر نیازهای کشور از طریق بنادر شمالی و ظرفیت ریلی و جاده ای شرقی وغربی کشور بدون نیاز به استفاده از بنادر جنوبی قابل انجام است رابعا تحمل برخی سختی ها به مراتب بهتر از قرار گرفتن عزت و عظمت ملت ایران زیر چکمه سرباران آمریکایی-صهیونیستی وداعشی خواهد بود.در خصوص ظرفیت بنادر شمالی و ظرفیت های ریلی وجاده ای وامکان تامین همه نیازهای کشور بدون استفاده از بنادر جنوبی نظرات تخصصی وکارشناسی دقیقی وجود دارد که توسط کارشناسان به مسئولان ذیربط اعلام شده است. محمد دهقان