واقعه اي را که برايتان مي نويسم شب احياي بيست و يکم در حرم مطهر رضوي توسط حجت الاسلام رفيعي نقل شد و اگرچه تمام چندصدهزار نفري که در حريم بارگاه رضوي توفيق حضور داشتند و همچنين بينندگان سيماي خراسان و حتي برخي شبکه هاي سراسري اين حکايت را شنيده اند اما حتما عده بسياري نيز به خاطر حضور در ديگر اماکن مذهبي و مساجد اين قصه را نشنيده اند به همين خاطر نوشتن آن را خالي از لطف و فايده نديدم تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد.
اما اصل ماجرا، مرد سرمايه داري در تهران از راه کازينوداري و قمارخانه داري ثروت باد آورده فراواني جمع کرده بود با اين که گرداننده آن مرکز فساد و حرام خواري بود و سرمايه اش نيز از حرام جمع شده بود سالي چند بار از تهران براي زيارت امام رضا(ع) به مشهد مي آمد!!
او شبي در يکي از هتل هاي مشهد اقامت گزيده بود تا پس از استراحت به زيارت امام رضا(ع) مشرف شود در خواب مي بيند که قصد ورود به حرم دارد اما عده اي از خدام جلوي او را مي گيرند، ناگاه گويا مرد در آن جمع چشمش به امام(ع) مي افتد که حضرت خطاب به خدام مي فرمايند او اهل «حرام» است نه اهل «حرم» !
در اين حالت مرد قمارخانه دار از «خواب» برمي خيزد و نالان به سمت حرم مي رود گوشه اي بيرون از حرم مي ايستد و به زاري چنين نجوا مي کند: من «اهل حرامم» نه «اهل حرم» و بارها اين جمله را تکرار مي کند و اشک مي ريزد، بيدار دل مؤمني، از کنار او مي گذرد و نجواي او مي شنود قصه را جويا مي شود، مرد، قصه دل با او باز مي گويد، مؤمن بيداردل و آگاه او را به توبه و اصلاح رهنمون مي سازد، آن مرد به تهران باز مي گردد تمام اموال خرد و کلان خود را مي فروشد و با مجموع آن نزد آيت ا... خوانساري مي رود و مي گويد هر چه صلاح مي دانيد انجام دهيد و قصه خود را هم باز مي گويد.
از آن پس مرد قمار خانه دار، هم توبه کرد و هم با دورکردن مال حرام از زندگي اش، به اصلاح خود همت گماشت و «عاقبت به خيري» را از خداوند مسئلت کرد.
غرض بيان کننده اين ماجرا، ارزش توبه بود و از آن بالاتر ارزش حرکت به سمت اصلاح و البته ديگر نکته تامل برانگيز و راهنمايي و اميدوارکننده اين که هر انساني با هر درجه از خطا و گناه «مي تواند»، آري «مي تواند» اگر به خدا توکل کند و «بخواهد» مي تواند هم توبه کند و هم خود را اصلاح کند و از دامن پلشت و پليد حرام و گناه به دامن پاک و امن حلال و ثواب الهي بشتابد. امام رئوف چه اشارت ها، دستگيري ها و چه کرامت ها که ندارد.
آخرین مطالب
- ■همنوایی مادران سرپلذهاب با نالههای رباب(س)؛ اجتماع باشکوه شیرخوارگان حسینی در حرم احمد بن اسحاق(ع)
- ■طنین «روله لای لای، علی لای لای» در سرپلذهاب؛ اشک و عشق مادران حسینی در جوار حرم احمد ابن اسحاق(ره)
- ■گهوارههای حسینی به حرکت درآمدند؛ حماسه مادران سرپلذهاب در سوگ ششماهه کربلا
- ■سرپلذهاب میزبان یادواره شهدای جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان؛ تجدید میثاق با راه شهیدان مقاومت
- ■فرمانده تیپ ۷۱ ابوذر در یادواره شهدای جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان: ملت ایران هرگز در برابر زورگویان سر فرود نخواهد آورد
- ■امام جمعه موقت سرپلذهاب: ملت ایران با تبعیت از رهبری و حفظ وحدت، از حقوق خود کوتاه نخواهد آمد
- ■حضور پرشور مردم سرپلذهاب در آیین عبادی ـ سیاسی نماز جمعه
- ■واژگونی مرگبار تراکتور در سرپلذهاب ؛ زن ۳۸ ساله جان باخت.
- ■صد و نهمین فریاد انتقام در سومین شب محرم؛ سرپلذهاب در جوار احمد بن اسحاق(ره) یکصدا با حسین(ع) عهد بست
- ■محرم و کربلا؛ درس ماندگار حمایت از امام حق/ مسئول تعلیم و تربیت سپاه سرپلذهاب: حضور مردم پشت ولایت، سرچشمه اقتدار جامعه اسلامی است
پربازدیدترین ها
- ■نخستین شب محرم؛ هیئت قمر بنیهاشم(ع) سرشار از شور حسینی و حماسه عاشورایی شد
- ■پس خون رهبرم چی؟
- ■مردم سرپلذهاب در یکصدوششمین اجتماع «نحن المنتقمون» حماسهای دیگر آفریدند
- ■یادواره شهدای محله و شهدای جنگ رمضان در سرپلذهاب برگزار شد
- ■اشک بر حسین(ع) و حماسه حضور، بار دیگر در اجتماع «نحن المنتقمون» به هم گره خورد.
- ■مشکل قطعی آب روستای آینه سرپلذهاب با تعویض پمپ آب برطرف شد
- ■پروژه آبرسانی مجتمع تپانی تا پایان تیر به بهرهبرداری میرسد
- ■تجلیل از خانواده شهید سرهنگ مهدی شریفی در سرپلذهاب ؛ شهدا چراغ راه عزت و امنیت کشور هستند.
- ■کشف یکی از بزرگترین پروندههای زمینخواری کشور در تهران
- ■برگزاری مراسم عزاداری شب اول محرم در جوار حرم مطهر احمد بن اسحاق(ره) و اجتماع مردمی «نحن المنتقمون»
- ■تشنگی مردم قلعهشاهین در سایه پروژههای نیمهتمام
- ■ردپای دو یوز ناشناس دوباره پیدا شد+فیلم
- ■منظور رهبر انقلاب از «خطای محاسباتی مسئولان» چیست؟
- ■فرمانده نیروی قدس سپاه: ملت ایران اثبات کرد خون بر شمشیر پیروز است
- ■بقائی: لبنان و خاتمه جنگ در لبنان بخش لاینفک تفاهم خاتمه جنگ است
- ■منبع آگاه: ایران مانع ورود موضوع موشکی و منطقه به مذاکرات شد
- ■ترامپی که دنبال «سرنگونی» ایران بود، به باز کردن تنگه هرمز بسنده کرد
- ■موج ۱۰۶ مقاومت؛ فریاد وحدت و ایستادگی مردم سرپلذهاب در حماسه خیابان
- ■فرماندار سرپلذهاب: حضور مردم در جنگ رمضان، توطئه فروپاشی نظام را خنثی کرد
- ■حزبالله لبنان: یادداشت تفاهم ایران و آمریکا، دستاورد بزرگی بود
حکايت مرد قمارخانه دار تهراني و حرم امام رضا(ع)
واقعه اي را که می خوانید شب احياي بيست و يکم در حرم مطهر رضوي توسط حجت الاسلام رفيعي نقل شده است.
واقعه اي را که برايتان مي نويسم شب احياي بيست و يکم در حرم مطهر رضوي توسط حجت الاسلام رفيعي نقل شد و اگرچه تمام چندصدهزار نفري که در حريم بارگاه رضوي توفيق حضور داشتند و همچنين بينندگان سيماي خراسان و حتي برخي شبکه هاي سراسري اين حکايت را شنيده اند اما حتما عده بسياري نيز به خاطر حضور در ديگر اماکن مذهبي و مساجد اين قصه را نشنيده اند به همين خاطر نوشتن آن را خالي از لطف و فايده نديدم تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد.
اما اصل ماجرا، مرد سرمايه داري در تهران از راه کازينوداري و قمارخانه داري ثروت باد آورده فراواني جمع کرده بود با اين که گرداننده آن مرکز فساد و حرام خواري بود و سرمايه اش نيز از حرام جمع شده بود سالي چند بار از تهران براي زيارت امام رضا(ع) به مشهد مي آمد!!
او شبي در يکي از هتل هاي مشهد اقامت گزيده بود تا پس از استراحت به زيارت امام رضا(ع) مشرف شود در خواب مي بيند که قصد ورود به حرم دارد اما عده اي از خدام جلوي او را مي گيرند، ناگاه گويا مرد در آن جمع چشمش به امام(ع) مي افتد که حضرت خطاب به خدام مي فرمايند او اهل «حرام» است نه اهل «حرم» !
در اين حالت مرد قمارخانه دار از «خواب» برمي خيزد و نالان به سمت حرم مي رود گوشه اي بيرون از حرم مي ايستد و به زاري چنين نجوا مي کند: من «اهل حرامم» نه «اهل حرم» و بارها اين جمله را تکرار مي کند و اشک مي ريزد، بيدار دل مؤمني، از کنار او مي گذرد و نجواي او مي شنود قصه را جويا مي شود، مرد، قصه دل با او باز مي گويد، مؤمن بيداردل و آگاه او را به توبه و اصلاح رهنمون مي سازد، آن مرد به تهران باز مي گردد تمام اموال خرد و کلان خود را مي فروشد و با مجموع آن نزد آيت ا... خوانساري مي رود و مي گويد هر چه صلاح مي دانيد انجام دهيد و قصه خود را هم باز مي گويد.
از آن پس مرد قمار خانه دار، هم توبه کرد و هم با دورکردن مال حرام از زندگي اش، به اصلاح خود همت گماشت و «عاقبت به خيري» را از خداوند مسئلت کرد.
غرض بيان کننده اين ماجرا، ارزش توبه بود و از آن بالاتر ارزش حرکت به سمت اصلاح و البته ديگر نکته تامل برانگيز و راهنمايي و اميدوارکننده اين که هر انساني با هر درجه از خطا و گناه «مي تواند»، آري «مي تواند» اگر به خدا توکل کند و «بخواهد» مي تواند هم توبه کند و هم خود را اصلاح کند و از دامن پلشت و پليد حرام و گناه به دامن پاک و امن حلال و ثواب الهي بشتابد. امام رئوف چه اشارت ها، دستگيري ها و چه کرامت ها که ندارد.
واقعه اي را که برايتان مي نويسم شب احياي بيست و يکم در حرم مطهر رضوي توسط حجت الاسلام رفيعي نقل شد و اگرچه تمام چندصدهزار نفري که در حريم بارگاه رضوي توفيق حضور داشتند و همچنين بينندگان سيماي خراسان و حتي برخي شبکه هاي سراسري اين حکايت را شنيده اند اما حتما عده بسياري نيز به خاطر حضور در ديگر اماکن مذهبي و مساجد اين قصه را نشنيده اند به همين خاطر نوشتن آن را خالي از لطف و فايده نديدم تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد.
اما اصل ماجرا، مرد سرمايه داري در تهران از راه کازينوداري و قمارخانه داري ثروت باد آورده فراواني جمع کرده بود با اين که گرداننده آن مرکز فساد و حرام خواري بود و سرمايه اش نيز از حرام جمع شده بود سالي چند بار از تهران براي زيارت امام رضا(ع) به مشهد مي آمد!!
او شبي در يکي از هتل هاي مشهد اقامت گزيده بود تا پس از استراحت به زيارت امام رضا(ع) مشرف شود در خواب مي بيند که قصد ورود به حرم دارد اما عده اي از خدام جلوي او را مي گيرند، ناگاه گويا مرد در آن جمع چشمش به امام(ع) مي افتد که حضرت خطاب به خدام مي فرمايند او اهل «حرام» است نه اهل «حرم» !
در اين حالت مرد قمارخانه دار از «خواب» برمي خيزد و نالان به سمت حرم مي رود گوشه اي بيرون از حرم مي ايستد و به زاري چنين نجوا مي کند: من «اهل حرامم» نه «اهل حرم» و بارها اين جمله را تکرار مي کند و اشک مي ريزد، بيدار دل مؤمني، از کنار او مي گذرد و نجواي او مي شنود قصه را جويا مي شود، مرد، قصه دل با او باز مي گويد، مؤمن بيداردل و آگاه او را به توبه و اصلاح رهنمون مي سازد، آن مرد به تهران باز مي گردد تمام اموال خرد و کلان خود را مي فروشد و با مجموع آن نزد آيت ا... خوانساري مي رود و مي گويد هر چه صلاح مي دانيد انجام دهيد و قصه خود را هم باز مي گويد.
از آن پس مرد قمار خانه دار، هم توبه کرد و هم با دورکردن مال حرام از زندگي اش، به اصلاح خود همت گماشت و «عاقبت به خيري» را از خداوند مسئلت کرد.
غرض بيان کننده اين ماجرا، ارزش توبه بود و از آن بالاتر ارزش حرکت به سمت اصلاح و البته ديگر نکته تامل برانگيز و راهنمايي و اميدوارکننده اين که هر انساني با هر درجه از خطا و گناه «مي تواند»، آري «مي تواند» اگر به خدا توکل کند و «بخواهد» مي تواند هم توبه کند و هم خود را اصلاح کند و از دامن پلشت و پليد حرام و گناه به دامن پاک و امن حلال و ثواب الهي بشتابد. امام رئوف چه اشارت ها، دستگيري ها و چه کرامت ها که ندارد.