فردا بيست و ششمين سالروز عمليات كربلاي ۴ است. متأسفانه كربلاي ۴ در حاشيه فتوحات كربلاي ۵ مظلوم واقع شده و كمتر نامي از اين عمليات برده مي شود. در سينما و شب خاطره و شعر و مستند دفاع مقدسي و... گويا كربلاي ۴ حاشيه نشين غريب كربلاي ۵ شده است. حال اينكه ريشه پيروزي هاي كربلاي ۵ را، خوب اگر بگردي، به كربلاي ۴ مي رسي. به قطره قطره خون شهداي بي ادعا و گمنام اين عمليات. شايد به همين دليل غريبانه است كه هر سال يكي دو روز مانده به كربلاي ۴ قدرت الله رحماني جانباز ويلچرنشين دوران دفاع مقدس كه مدرك دكترايش را نه در دانشگاه هاوايي، بل روي همين صندلي چرخدار و به مشقت تحصيل و رنج كلاس و درس گرفته، پيامكي به صاحب اين قلم مي فرستد:
«سلام بر بدن هاي سوخته از آتش نيزارهاي گر گرفته هور... سلام بر تن هاي زخمي افتاده در گل و لاي ام الرصاص كه در بامداد فيروزه اي كربلاي ۴ تير خلاص خوردند و مزد اخلاص گرفتند... ۴ دي سالروز فتح الفتوح كربلاي ۴ گرامي باد».
تقسيم بندي خوبي نيست اينكه عمليات هاي دفاع مقدس را با عناويني چون «موفقيت آميز»، «عدم الفتح» يا «شكست خورده» از هم جدا مي كنيم. تو وقتي از عملياتي مثل كربلاي ۴ يا مثلاً رمضان، تعبير به «عدم الفتح» يا از اين بدتر، «شكست خورده»، مي كني، نتيجه مي شود همين غربت كربلاي چهاري ها يا مظلومي رمضاني ها. از شهداي شان بگير تا جانبازان و رزمنده ها، ايضاً خانواده هاي محترم ايشان.
اما به راستي جاي يك سؤال اساسي باقي است: اگر ما در كربلاي ۴ به دلايل نظامي شكست خورديم و تا ابدالدهر به بهانه اين شكست نظامي بايد روي صورت كربلاي ۴ و كربلاي چهار ها خاك هجران و غربت بنشيند، پس كربلاي حسين بن علي (ع) در سال ۶۱ هجري قمري، مگر چيزي جز شكستي همه جانبه بود؟!
باورم هست بعد از شنيدن نام مقدس كربلاي ۴ اولين چيزي كه بايد در اذهان من و تو رسم شود، نه شكست، كه ايثار و فداكاري و شهادت و رنج و ايستادگي و اخلاص و عزت است. مگر شهداي عمليات كربلاي ۴ در زمينه گذشتن از جان و مقاومت تا آخرين قطره خون، كم از شهداي كربلاي ۵ گذاشتند؟! حتي باورم هست بعد از شنيدن نام مقدس كربلاي ۵ هم اولين چيزي كه بايد در قلب من و تو ماندگار شود، نه پيروزي كه ايثار و فداكاري و شهادت و رنج و ايستادگي و اخلاص و عزت است.
القصه! يك بار رفتم تا با مادر يكي از شهداي عمليات كربلاي ۴ مصاحبه كنم. آخر مصاحبه اين مادر شهيد در مقام گلايه حرف حساب مهمي زد:
«يا اصلاً هيچ چيز از كربلاي ۴ نمي گويند يا مي گويند در اين عمليات شكست خورديم، يعني جگرگوشه من، شهيد شكست بود؟!»
حرف هاي اين مادر را براي قدرت الله رحماني تعريف كردم گلايه پيرزن را. گفت: به خدا حق دارد.
و حالا كه نگاه مي كنم، مي بينم، جنگ فقط فتح خرمشهر و كربلاي ۵ نبود. عمليات، عمليات است و شهيد، شهيد. تا خون حسين (ع) در اين جهان مي جوشد، ما هرگز شهيدي به نام شهيد شكست نداريم و نخواهيم داشت.
بايد دگر بار سلامي گرم و جانانه فرستاد شهداي كربلاي ۴ عزيز را، اين غريب ترين بچه هاي پاك جنوب.
من اما گاهي از قصد دنبال بهانه مي گردم كه به جاي سياست، از شهادت بنويسم. جز اينكه عاقبت نام ستونم در روزنامه جوان «پلاك» است، نكته اينجاست كه در سياست، گمانم به مرز صادرات عمار هم رسيده ايم! عمار اما راستش را بخواهي، همين شهداي كربلاي ۴ هستند؛ شهدايي كه به همه آنچه من و تو داريم مي گوييم، به همه اين شعارهاي زيبا، با اهداي خون خود، لباس عمل پوشاندند.
آري! كربلاي ۴ و شهدايش اگر نبودند، خبري از فتح در كربلاي ۵ نبود. حتي ۹ دي را هم خوب اگر ريشه يابي كني، مي رسي به بدن هاي سوخته و سرهاي جدا... و مي رسي به گلايه مادر شهيدي كه داشت حرف حساب مي زد.
آخرین مطالب
- ■افتتاح مرکز فرهنگی سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: کمبود زیرساخت فرهنگی، علت اصلی کاهش مصرف فرهنگی در کشور است
- ■افتتاح پروژههای فرهنگی در ۱۱ استان؛ وزیر فرهنگ: سرپلذهاب نماد استقامت و شایسته توسعه فرهنگی است
- ■تکمیلنشدن ساختمانهای اداری پس از زلزله و بیتوجهی به مساجد و کتابخانه قصرشیرین نگرانکننده است
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب ؛ نقطه عطفی در فعالیتهای فرهنگی منطقه
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب با حضور وزیر ارشاد
- ■دکتر صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد به همراه دکتر حبیبی استاندار کرمانشاه با استقبال دکتر فتح الله حسینی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و مهندس رحیمی فرماندار سرپلذهاب بهمراه جمعی از اعضای شورای تأمین ، وارد شهرستان شدند
- ■بارندگیهای امسال کرمانشاه کمتر از حد نرمال است/ کاهش نگرانکننده ورودی سدهای استان
- ■بانوی نویسنده کرمانشاهی که آثارش جهانی شد
پربازدیدترین ها
- ■اهدای تجهیزات پیشرفته پزشکی به بیمارستان شهدای سرپلذهاب توسط خیرین سلامت
- ■بارندگیهای امسال کرمانشاه کمتر از حد نرمال است/ کاهش نگرانکننده ورودی سدهای استان
- ■جشن بندگی دانش آموزان سرپلذهابی برگزارشد
- ■دیدار بازاریان و اصناف با فرمانده سپاه ناحیه سرپل ذهاب
- ■دیدار مدیران و کارکنان اداره راه و حمل و نقل جادهای سرپلذهاب
- ■دکتر صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد به همراه دکتر حبیبی استاندار کرمانشاه با استقبال دکتر فتح الله حسینی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و مهندس رحیمی فرماندار سرپلذهاب بهمراه جمعی از اعضای شورای تأمین ، وارد شهرستان شدند
- ■وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: کمبود زیرساخت فرهنگی، علت اصلی کاهش مصرف فرهنگی در کشور است
- ■از معابر برفروبی نشده تا تعطیل نکردن مدارس
- ■کرمانشاه بهعنوان گنجینه مفاخر فرهنگی نیازمند توجه بیشتر است
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب با حضور وزیر ارشاد
- ■افتتاح مرکز فرهنگی سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■جشن تکلیف دانش آموزان دختر مدرسه ۱۷ شهریور سرپلذهاب برگزار شد
- ■مجلس علمای پاکستان: اقدام علیه رهبر انقلاب یعنی اعلان جنگ!
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب ؛ نقطه عطفی در فعالیتهای فرهنگی منطقه
- ■تکمیلنشدن ساختمانهای اداری پس از زلزله و بیتوجهی به مساجد و کتابخانه قصرشیرین نگرانکننده است
- ■دانش آموزان سرپل ذهابی رسیدن به سن تکلیف را جشن گرفتند
- ■اگر آمار کشته سازی اینترنشنال به ۷۱۶۶۲ نفر رسید تعجب نکنید
- ■متلاشی شدن ۲ هزار باند قاچاق مواد مخدر توسط ایران
- ■موکبهای اربعین پای کار بازسازی اماکن تخریب شده در اغتشاشات
- ■صنایع دستی کرمانشاه حافظه تاریخی زاگرس
تير خلاص و مزد اخلاص
تير خلاص و مزد اخلاص
فردا بيست و ششمين سالروز عمليات كربلاي ۴ است. متأسفانه كربلاي ۴ در حاشيه فتوحات كربلاي ۵ مظلوم واقع شده و كمتر نامي از اين عمليات برده مي شود. در سينما و شب خاطره و شعر و مستند دفاع مقدسي و... گويا كربلاي ۴ حاشيه نشين غريب كربلاي ۵ شده است. حال اينكه ريشه پيروزي هاي كربلاي ۵ را، خوب اگر بگردي، به كربلاي ۴ مي رسي. به قطره قطره خون شهداي بي ادعا و گمنام اين عمليات. شايد به همين دليل غريبانه است كه هر سال يكي دو روز مانده به كربلاي ۴ قدرت الله رحماني جانباز ويلچرنشين دوران دفاع مقدس كه مدرك دكترايش را نه در دانشگاه هاوايي، بل روي همين صندلي چرخدار و به مشقت تحصيل و رنج كلاس و درس گرفته، پيامكي به صاحب اين قلم مي فرستد:
«سلام بر بدن هاي سوخته از آتش نيزارهاي گر گرفته هور... سلام بر تن هاي زخمي افتاده در گل و لاي ام الرصاص كه در بامداد فيروزه اي كربلاي ۴ تير خلاص خوردند و مزد اخلاص گرفتند... ۴ دي سالروز فتح الفتوح كربلاي ۴ گرامي باد».
تقسيم بندي خوبي نيست اينكه عمليات هاي دفاع مقدس را با عناويني چون «موفقيت آميز»، «عدم الفتح» يا «شكست خورده» از هم جدا مي كنيم. تو وقتي از عملياتي مثل كربلاي ۴ يا مثلاً رمضان، تعبير به «عدم الفتح» يا از اين بدتر، «شكست خورده»، مي كني، نتيجه مي شود همين غربت كربلاي چهاري ها يا مظلومي رمضاني ها. از شهداي شان بگير تا جانبازان و رزمنده ها، ايضاً خانواده هاي محترم ايشان.
اما به راستي جاي يك سؤال اساسي باقي است: اگر ما در كربلاي ۴ به دلايل نظامي شكست خورديم و تا ابدالدهر به بهانه اين شكست نظامي بايد روي صورت كربلاي ۴ و كربلاي چهار ها خاك هجران و غربت بنشيند، پس كربلاي حسين بن علي (ع) در سال ۶۱ هجري قمري، مگر چيزي جز شكستي همه جانبه بود؟!
باورم هست بعد از شنيدن نام مقدس كربلاي ۴ اولين چيزي كه بايد در اذهان من و تو رسم شود، نه شكست، كه ايثار و فداكاري و شهادت و رنج و ايستادگي و اخلاص و عزت است. مگر شهداي عمليات كربلاي ۴ در زمينه گذشتن از جان و مقاومت تا آخرين قطره خون، كم از شهداي كربلاي ۵ گذاشتند؟! حتي باورم هست بعد از شنيدن نام مقدس كربلاي ۵ هم اولين چيزي كه بايد در قلب من و تو ماندگار شود، نه پيروزي كه ايثار و فداكاري و شهادت و رنج و ايستادگي و اخلاص و عزت است.
القصه! يك بار رفتم تا با مادر يكي از شهداي عمليات كربلاي ۴ مصاحبه كنم. آخر مصاحبه اين مادر شهيد در مقام گلايه حرف حساب مهمي زد:
«يا اصلاً هيچ چيز از كربلاي ۴ نمي گويند يا مي گويند در اين عمليات شكست خورديم، يعني جگرگوشه من، شهيد شكست بود؟!»
حرف هاي اين مادر را براي قدرت الله رحماني تعريف كردم گلايه پيرزن را. گفت: به خدا حق دارد.
و حالا كه نگاه مي كنم، مي بينم، جنگ فقط فتح خرمشهر و كربلاي ۵ نبود. عمليات، عمليات است و شهيد، شهيد. تا خون حسين (ع) در اين جهان مي جوشد، ما هرگز شهيدي به نام شهيد شكست نداريم و نخواهيم داشت.
بايد دگر بار سلامي گرم و جانانه فرستاد شهداي كربلاي ۴ عزيز را، اين غريب ترين بچه هاي پاك جنوب.
من اما گاهي از قصد دنبال بهانه مي گردم كه به جاي سياست، از شهادت بنويسم. جز اينكه عاقبت نام ستونم در روزنامه جوان «پلاك» است، نكته اينجاست كه در سياست، گمانم به مرز صادرات عمار هم رسيده ايم! عمار اما راستش را بخواهي، همين شهداي كربلاي ۴ هستند؛ شهدايي كه به همه آنچه من و تو داريم مي گوييم، به همه اين شعارهاي زيبا، با اهداي خون خود، لباس عمل پوشاندند.
آري! كربلاي ۴ و شهدايش اگر نبودند، خبري از فتح در كربلاي ۵ نبود. حتي ۹ دي را هم خوب اگر ريشه يابي كني، مي رسي به بدن هاي سوخته و سرهاي جدا... و مي رسي به گلايه مادر شهيدي كه داشت حرف حساب مي زد.
فردا بيست و ششمين سالروز عمليات كربلاي ۴ است. متأسفانه كربلاي ۴ در حاشيه فتوحات كربلاي ۵ مظلوم واقع شده و كمتر نامي از اين عمليات برده مي شود. در سينما و شب خاطره و شعر و مستند دفاع مقدسي و... گويا كربلاي ۴ حاشيه نشين غريب كربلاي ۵ شده است. حال اينكه ريشه پيروزي هاي كربلاي ۵ را، خوب اگر بگردي، به كربلاي ۴ مي رسي. به قطره قطره خون شهداي بي ادعا و گمنام اين عمليات. شايد به همين دليل غريبانه است كه هر سال يكي دو روز مانده به كربلاي ۴ قدرت الله رحماني جانباز ويلچرنشين دوران دفاع مقدس كه مدرك دكترايش را نه در دانشگاه هاوايي، بل روي همين صندلي چرخدار و به مشقت تحصيل و رنج كلاس و درس گرفته، پيامكي به صاحب اين قلم مي فرستد:
«سلام بر بدن هاي سوخته از آتش نيزارهاي گر گرفته هور... سلام بر تن هاي زخمي افتاده در گل و لاي ام الرصاص كه در بامداد فيروزه اي كربلاي ۴ تير خلاص خوردند و مزد اخلاص گرفتند... ۴ دي سالروز فتح الفتوح كربلاي ۴ گرامي باد».
تقسيم بندي خوبي نيست اينكه عمليات هاي دفاع مقدس را با عناويني چون «موفقيت آميز»، «عدم الفتح» يا «شكست خورده» از هم جدا مي كنيم. تو وقتي از عملياتي مثل كربلاي ۴ يا مثلاً رمضان، تعبير به «عدم الفتح» يا از اين بدتر، «شكست خورده»، مي كني، نتيجه مي شود همين غربت كربلاي چهاري ها يا مظلومي رمضاني ها. از شهداي شان بگير تا جانبازان و رزمنده ها، ايضاً خانواده هاي محترم ايشان.
اما به راستي جاي يك سؤال اساسي باقي است: اگر ما در كربلاي ۴ به دلايل نظامي شكست خورديم و تا ابدالدهر به بهانه اين شكست نظامي بايد روي صورت كربلاي ۴ و كربلاي چهار ها خاك هجران و غربت بنشيند، پس كربلاي حسين بن علي (ع) در سال ۶۱ هجري قمري، مگر چيزي جز شكستي همه جانبه بود؟!
باورم هست بعد از شنيدن نام مقدس كربلاي ۴ اولين چيزي كه بايد در اذهان من و تو رسم شود، نه شكست، كه ايثار و فداكاري و شهادت و رنج و ايستادگي و اخلاص و عزت است. مگر شهداي عمليات كربلاي ۴ در زمينه گذشتن از جان و مقاومت تا آخرين قطره خون، كم از شهداي كربلاي ۵ گذاشتند؟! حتي باورم هست بعد از شنيدن نام مقدس كربلاي ۵ هم اولين چيزي كه بايد در قلب من و تو ماندگار شود، نه پيروزي كه ايثار و فداكاري و شهادت و رنج و ايستادگي و اخلاص و عزت است.
القصه! يك بار رفتم تا با مادر يكي از شهداي عمليات كربلاي ۴ مصاحبه كنم. آخر مصاحبه اين مادر شهيد در مقام گلايه حرف حساب مهمي زد:
«يا اصلاً هيچ چيز از كربلاي ۴ نمي گويند يا مي گويند در اين عمليات شكست خورديم، يعني جگرگوشه من، شهيد شكست بود؟!»
حرف هاي اين مادر را براي قدرت الله رحماني تعريف كردم گلايه پيرزن را. گفت: به خدا حق دارد.
و حالا كه نگاه مي كنم، مي بينم، جنگ فقط فتح خرمشهر و كربلاي ۵ نبود. عمليات، عمليات است و شهيد، شهيد. تا خون حسين (ع) در اين جهان مي جوشد، ما هرگز شهيدي به نام شهيد شكست نداريم و نخواهيم داشت.
بايد دگر بار سلامي گرم و جانانه فرستاد شهداي كربلاي ۴ عزيز را، اين غريب ترين بچه هاي پاك جنوب.
من اما گاهي از قصد دنبال بهانه مي گردم كه به جاي سياست، از شهادت بنويسم. جز اينكه عاقبت نام ستونم در روزنامه جوان «پلاك» است، نكته اينجاست كه در سياست، گمانم به مرز صادرات عمار هم رسيده ايم! عمار اما راستش را بخواهي، همين شهداي كربلاي ۴ هستند؛ شهدايي كه به همه آنچه من و تو داريم مي گوييم، به همه اين شعارهاي زيبا، با اهداي خون خود، لباس عمل پوشاندند.
آري! كربلاي ۴ و شهدايش اگر نبودند، خبري از فتح در كربلاي ۵ نبود. حتي ۹ دي را هم خوب اگر ريشه يابي كني، مي رسي به بدن هاي سوخته و سرهاي جدا... و مي رسي به گلايه مادر شهيدي كه داشت حرف حساب مي زد.