بخش «اخبار» تلویزیون، به ویژه اخبار ساعت ۲۱ شکبهی یک سیما، رسمیترین نهادِ رسانهٔ ملی است. یادم میآید تا حدود دو دهه پیش اخبارگوها عمدتاً مرد بودند. اما کمکم پای خانمهای اخبارگو به تلویزیون باز شد، البته عموماً با حجاب چادر. اکنون که بخشهای خبری سیما را میبینم، همانقدر که به تعداد خانمهای اخبارگو اضافه شده از کیفیت حجاب آنها کاسته شده است.
امروزه دیگر تقریباً هیچ اخبارگوی زن چادری –به غیر از چند نفر استثناء- در تلویزیون وجود ندارد. امروزه حتی مجری گفتوگوهای چالشی تلویزیون مانند گفتوگوی ویژهٔ خبری شبکهٔ دو را هم زن میگذارند! گفتوگوهایی که نیاز است مجری با مهمان برنامه وارد چالش شده و بین صحبت هم بپرند و نگاهشان در نگاه هم قفل شود، آیا لازم است که حتماً مجری زن داشته باشد که اسلام او را به پردهپوشی در برخورد با نامحرم امر کرده است؟ واقعاً چه ضرورت و اصراری بر این کار است؟
این البته وضعیت رسمیترین بخش تلویزیون در استفاده از خانمها بود. سریالهای سیما که از قدیم وضعیت بدتری در حوزة حجاب داشتند. اکنون هم همین نسبت برقرار است و بلکه بدتر هم شده. لااقل قدیمترها قابهای کلوزآپ از خانمها کمتر گرفته میشد و گریمها رقیقتر بودند که امروزه به یکی از بدیهیترین امور در سریالسازی تبدیل شدهاند. برنامههای ترکیبی و زنده و مناسبتی هم وضعیت رو به وخامتی را پشت سر گذاشتهاند. اما امروزه نه تنها استفاده از مجریهای خانم در اینگونه برنامهها بیشتر شده که کیفیت حجاب آنها نیز کاهش پیدا کرده است. امروزه دیگر استاندارد حجاب مانتو و مقنعه جاافتاده است. به ویژه اگر برنامه برای نوجوانان و جوانان باشد و مجری هم خانمی نوجوان یا جوان باشد. همان استانداردی که برای مجریهای زن برنامههای کودک بسیار سادهتر گرفته شده و ایشان انواع رنگهای جیغ را هم البته میتوانند بپوشند.
در برنامههای مناسبتی و ویژه برنامهها مردم یاد گرفتهاند که اگر امامی شهید شده یا سر ظهر ویژه برنامهای برای اذان پخش میشود یا شبکهٔ قرآن سیما را میبینند مجریان و کارشناسان خانم برنامهها چادری باشند. اما اگر برنامهها شاد و ویژه برنامههای خانوادگی و کارشناسی باشند مجریان و کارشناسان خانم عموماً مانتویی هستند. با این نوع فرهنگسازی چه انتظاری بیش از این وجود دارد که در بهترین حالت خانمها فقط در هیأتها و مساجد و حرمها و ختمها شاید چادر بپوشند و در بقیهٔ اوقات مانتو. این الگو را تا حد زیادی رسانهٔ ملی جا انداخته است. سکولار کردن مردم از این حرفهایتر؟ جدایی دین از حوزههای دیگر اجتماعی که همان سکولاریزاسیون است، از این بهتر؟
در این شرایط، مخاطب با پارادوکس مواجه شده است: از سویی در و دیوار شهر و کلام مسوؤلان و مبلغان، شعار «حجابِ برتر چادر است» را مستقیماً به مردم القاء میکنند. و از سوی دیگر خانمهای رسانهٔ ملی را در تریبون رسمی جمهوری اسلامی ایران عمدتاً با حجاب مانتو و بعضاً با رنگهای جیغ و مهیج و گریم زیاد میبیند. از سویی رفتن به ورزشگاه برای خانمها ممنوع است و از سوی دیگر رسانهٔ ملی لطف کرده و اخیراً تصاویر خانمهای حاضر در ورزشگاهها در بازیهای خارجی را نمایش میدهد که جدیدترین آن در بازیهای جام ملتهای اروپا یوفا بود که همین چند هفتهٔ پیش پخش شد. اینها تضاد نیستند؟! تضاد بین القاء مستقیمی که تلویزیون میکند و القاء غیرمستقیم آن.
این یک قاعده است که تأثیرگذاری در مخاطب همیشه بیش از آنکه از طریق القاء مستقیم باشد، از راه القاء غیرمستقیم است. مستقیماً میگوید با حجاب کامل باشید و غیرمستقیم خلاف آن را ترویج میکند. تلویزیون چه بسیار ویژهبرنامههایی که برای تبیین حجاب پخش کرده و چه فراوان کارشناسانی که به صورت مستقیم از قاب رسانهٔ ملی با مردم در اینباره صحبت کردهاند، اما تأثیرگذاری آنها به مراتب کمتر از وقتی است که مخاطب با چشمان خود میبیند که بیشتر مجریها و اخبارگوهای تلویزیون چادری نیستند و رعایت حیاء و حجاب در ابعاد مختلف آن خیلی وقتها گم شده است.
اینجاست که بین قول و فعل رسانهٔ ملی دربارهٔ حجاب فرسنگها فاصله دیده میشود. مخاطب حرف زدنهای رسانهٔ ملی پیرامون حجاب را باور کند یا عملش را؟ حرف کارشناسها را باور کند یا تصویر مجریها و اخبارگوها و خالهها و… را؟ اینجاست که در مسألهٔ وضعیت اسفبار حجاب در جامعه قبل از آنکه گشت ارشاد برای مردم بگذاریم بهتر است گشت ارشاد برای رسانهٔ ملی بگذاریم.
به علاوه، اگر در حدیث شریف آمده که مردم به دینِ حاکمانشان هستند «الناسُ علی دینِ مُلوکِهِم»، وقتی حجاب چادر در تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی به امری استثنائی تبدیل شده، چه انتظاری از عموم جامعه میتوان داشت که حجاب معمولی خود را هم داشته باشند؟ همهٔ مردم که در حد استاندارد رفتار نمیکنند. اگر ترازِ حجاب در تریبون رسمی نظام، مانتو باشد حتماً در بین مردم باید انتظار مانتوهای کوتاه، تنگ، با رنگهای جیغ و هزار مدل دیگر را داشت.
اما ای کاش داستان به همین جا ختم میشد! حجاب که تنها به لباس نیست. شقوق مکمل حجاب پوشش، از نحوهٔ ارتباط بین زن و مرد، تا نوع صحبت کردن و نگاه کردن و نشست و برخاست کردن و تعامل با مخاطب و… ابعاد مختلف حیاء هستند که باید در خانمهای رسانهٔ ملی به نحو احسن دیده شوند. متأسفانه بعضی از مجریهای تلویزیون با وجود اینکه حجاب چادر هم به تن دارند این مسائل را رعایت نمیکنند. آنچنان جسور و بیپرده با مخاطب یا مهمان برنامه برخورد میکنند که برخی مجریهای مرد جلوی آنها کم میآورند. خوب طبیعی است که خانمها در فضای عمومی جامعه هم در ارتباط با نامحرم اگر رعایت حجاب در پوشش را بکنند، پردههای حیاء در کلام و نگاه و رفتار را درمینوردند. چون در جای دیگری به نام رسانهٔ ملی این حدود رعایت نشدهاند.
این وضعیت در رادیو که بسیار فاجعهبارتر است. رادیو بصری نیست و مجبور است همهٔ حس را از طریق تنها قوهٔ تک بعدی شنوایی به مخاطب منتقل کند. لذا رعایت حیاء در ابعاد کلامی و ارتباط بین زن و مرد حتی میتواند به تعبیر دوستان! مخلّ برنامهسازی و جذب مخاطب باشد. استفاده از ترکیب مجریهای زن و مرد که در تلویزیون کمتر جاری و ساری است در رادیو امری بسیار عادی و بدیهی است.
این مسأله در رادیوهایی با مخاطب جوانتر به ویژه مانند رادیو جوان بسیار حادّتر است. اگر پسر و دختری در خیابان یا دانشگاه با یکدیگر شوخی کنند بیحیائی و پردهدری است اما اگر در رادیوی رسمی جمهوری اسلامی، مجری زن و مرد برای گرم شدنِ! برنامه و جذب مخاطب با یکدیگر شوخی کنند و از فرط خنده کنار هم قهقهه بزنند هیچ اشکالی ندارد. مجریهای زنِ رادیو حتی بعضاً با صداهایی طنازانه قربون و صدقهٔ مخاطبی میروند که بین آنها مردان نیز هستند. این چه اتفاقی است که در عرصهٔ رسمی فرهنگ در حال رخ دادن است؟ اگر همین قربون و صدقه رفتنها چهره به چهره در خیابان و بین دو نامحرم اتفاق بیافتد هزار عیب و ایراد به آن گرفته میشود اما از پشت میکروفون رادیو هیچ اشکالی متوجه آن نیست!
در آخر باید گفت این یک قاعده است: «کف حجاب و حیاء در رسانهٔ رسمی جمهوری اسلامی، سقف حجاب و حیاء در بین عموم مردم خواهد بود.» فهم این قاعدهٔ بسیار مهم راز کار فرهنگی – تبلیغی است. هر وقت حجاب عموم اخبارگوها و مجریهای تلویزیون جمهوری اسلامی چادر شد و بیشترین حیاء را رعایت کردند، میتوان انتظار داشت که عموم مردم احتمالاً حجاب خوبی داشته باشند. مردم به عمل نگاه میکنند نه به حرف. القاء غیر مستقیم اثر میگذارد نه القاء مستقیم. همیشه در حوزهٔ فرهنگ از آنچه تبلیغ و ترویج میشود درصد کمتری باید انتظار اجرا و اثرگذاری را داشت.
آخرین مطالب
- ■قلب سرپلذهاب همچنان برای وطن و ولایت میتپد
- ■سرپلذهاب؛ شهری که با عشق به ایران به خیابان آمد
- ■تجلیل از معلمان جهادی دبستان ۱۷ شهریور سرپلذهاب به مناسبت هفته معلم
- ■رهاسازی موفق یک مادهآهو پس از درمان در پناهگاه حیاتوحش قراویز
- ■دیدار امدادگران هلالاحمر سرپلذهاب با امام جمعه شهرستان به مناسبت هفته هلالاحمر
- ■امام جمعه سرپلذهاب: هلالاحمر نماد ایثار، خدمت و امید در حوادث است
- ■برداشت باقلا در سرپلذهاب آغاز شد؛ تولید ۶۰۰ تن محصول نوبرانه در ۶۰ هکتار
- ■سرپلذهاب؛ شهری که با عشق به ایران به خیابان آمد
- ■خروش نوجوانان ولایی سرپلذهاب در شب هفتاد و یکم
- ■کاروان اقتدار در سرپلذهاب؛ فریاد وحدت و وفاداری به ایران
پربازدیدترین ها
- ■وقتی دلهای سرپلذهاب برای ایران یکی شد
- ■امام جمعه سرپلذهاب: اقتصاد مقاومتی و افزایش جمعیت، دو ضرورت مهم امروز کشور است
- ■آیین برگزاری نماز جمعه سرپلذهاب به روایت تصویر
- ■صعود از مرحله گروهی هدف تیم ملی است
- ■شکاف آماری ترامپ درباره ایران؛ چه کسی دروغ میگوید؟
- ■وقتی کودکان سرپلذهاب عهدشان را با شهدا تازه کردند
- ■روایت عشق و همدلی مردم سرپلذهاب در موج ۶۸ وعده شبانه
- ■مردم شهیدپرور سرپلذهاب بار دیگر حماسه آفریدند
- ■صاحب این اکانت به فیض شهادت نائل آمد
- ■برگزاری شصتونهمین اجتماع عظیم مردم انقلابی در سرپلذهاب
- ■برگزاری هفتادمین شب اجتماع مردمی در سرپلذهاب
- ■قاچاقچیان کنگر در کرمانشاه ناکام ماندند
- ■درآمدزایی پایدار برای مددجویان با نصب نیروگاه خورشیدی
- ■اژهای: انتشاردهندگان دروغ پیادهنظام دشمن هستند
- ■خسروپناه: مصوبه تاثیر قطعی معدل در کنکور تغییر نکرده است
- ■امتحانات دانشگاه آزاد فعلا مجازی است
- ■▫️حضور کودکان و نوجوانان سرپلذهاب در حمایت از وطن
- ■پیام اولیانوف به آمریکا: ارعاب ایرانیها جواب نمیدهد
- ■دلهایی که هنوز برای ایران میتپد
- ■شبهای روشن سرپلذهاب با حضور کودکان و نوجوانان انقلابی
کف حجاب در رسانهی ملی، سقف حجاب در جامعه!
بخش «اخبار» تلویزیون، به ویژه اخبار ساعت ۲۱ شکبهی یک سیما، رسمیترین نهادِ رسانهٔ ملی است. یادم میآید تا حدود دو دهه پیش اخبارگوها عمدتاً مرد بودند. اما کمکم پای خانمهای اخبارگو به تلویزیون باز شد، البته عموماً با حجاب چادر. اکنون که بخشهای خبری سیما را میبینم، همانقدر که به تعداد خانمهای اخبارگو اضافه شده از کیفیت حجاب آنها کاسته شده است.
امروزه دیگر تقریباً هیچ اخبارگوی زن چادری –به غیر از چند نفر استثناء- در تلویزیون وجود ندارد. امروزه حتی مجری گفتوگوهای چالشی تلویزیون مانند گفتوگوی ویژهٔ خبری شبکهٔ دو را هم زن میگذارند! گفتوگوهایی که نیاز است مجری با مهمان برنامه وارد چالش شده و بین صحبت هم بپرند و نگاهشان در نگاه هم قفل شود، آیا لازم است که حتماً مجری زن داشته باشد که اسلام او را به پردهپوشی در برخورد با نامحرم امر کرده است؟ واقعاً چه ضرورت و اصراری بر این کار است؟
این البته وضعیت رسمیترین بخش تلویزیون در استفاده از خانمها بود. سریالهای سیما که از قدیم وضعیت بدتری در حوزة حجاب داشتند. اکنون هم همین نسبت برقرار است و بلکه بدتر هم شده. لااقل قدیمترها قابهای کلوزآپ از خانمها کمتر گرفته میشد و گریمها رقیقتر بودند که امروزه به یکی از بدیهیترین امور در سریالسازی تبدیل شدهاند. برنامههای ترکیبی و زنده و مناسبتی هم وضعیت رو به وخامتی را پشت سر گذاشتهاند. اما امروزه نه تنها استفاده از مجریهای خانم در اینگونه برنامهها بیشتر شده که کیفیت حجاب آنها نیز کاهش پیدا کرده است. امروزه دیگر استاندارد حجاب مانتو و مقنعه جاافتاده است. به ویژه اگر برنامه برای نوجوانان و جوانان باشد و مجری هم خانمی نوجوان یا جوان باشد. همان استانداردی که برای مجریهای زن برنامههای کودک بسیار سادهتر گرفته شده و ایشان انواع رنگهای جیغ را هم البته میتوانند بپوشند.
در برنامههای مناسبتی و ویژه برنامهها مردم یاد گرفتهاند که اگر امامی شهید شده یا سر ظهر ویژه برنامهای برای اذان پخش میشود یا شبکهٔ قرآن سیما را میبینند مجریان و کارشناسان خانم برنامهها چادری باشند. اما اگر برنامهها شاد و ویژه برنامههای خانوادگی و کارشناسی باشند مجریان و کارشناسان خانم عموماً مانتویی هستند. با این نوع فرهنگسازی چه انتظاری بیش از این وجود دارد که در بهترین حالت خانمها فقط در هیأتها و مساجد و حرمها و ختمها شاید چادر بپوشند و در بقیهٔ اوقات مانتو. این الگو را تا حد زیادی رسانهٔ ملی جا انداخته است. سکولار کردن مردم از این حرفهایتر؟ جدایی دین از حوزههای دیگر اجتماعی که همان سکولاریزاسیون است، از این بهتر؟
در این شرایط، مخاطب با پارادوکس مواجه شده است: از سویی در و دیوار شهر و کلام مسوؤلان و مبلغان، شعار «حجابِ برتر چادر است» را مستقیماً به مردم القاء میکنند. و از سوی دیگر خانمهای رسانهٔ ملی را در تریبون رسمی جمهوری اسلامی ایران عمدتاً با حجاب مانتو و بعضاً با رنگهای جیغ و مهیج و گریم زیاد میبیند. از سویی رفتن به ورزشگاه برای خانمها ممنوع است و از سوی دیگر رسانهٔ ملی لطف کرده و اخیراً تصاویر خانمهای حاضر در ورزشگاهها در بازیهای خارجی را نمایش میدهد که جدیدترین آن در بازیهای جام ملتهای اروپا یوفا بود که همین چند هفتهٔ پیش پخش شد. اینها تضاد نیستند؟! تضاد بین القاء مستقیمی که تلویزیون میکند و القاء غیرمستقیم آن.
این یک قاعده است که تأثیرگذاری در مخاطب همیشه بیش از آنکه از طریق القاء مستقیم باشد، از راه القاء غیرمستقیم است. مستقیماً میگوید با حجاب کامل باشید و غیرمستقیم خلاف آن را ترویج میکند. تلویزیون چه بسیار ویژهبرنامههایی که برای تبیین حجاب پخش کرده و چه فراوان کارشناسانی که به صورت مستقیم از قاب رسانهٔ ملی با مردم در اینباره صحبت کردهاند، اما تأثیرگذاری آنها به مراتب کمتر از وقتی است که مخاطب با چشمان خود میبیند که بیشتر مجریها و اخبارگوهای تلویزیون چادری نیستند و رعایت حیاء و حجاب در ابعاد مختلف آن خیلی وقتها گم شده است.
اینجاست که بین قول و فعل رسانهٔ ملی دربارهٔ حجاب فرسنگها فاصله دیده میشود. مخاطب حرف زدنهای رسانهٔ ملی پیرامون حجاب را باور کند یا عملش را؟ حرف کارشناسها را باور کند یا تصویر مجریها و اخبارگوها و خالهها و… را؟ اینجاست که در مسألهٔ وضعیت اسفبار حجاب در جامعه قبل از آنکه گشت ارشاد برای مردم بگذاریم بهتر است گشت ارشاد برای رسانهٔ ملی بگذاریم.
به علاوه، اگر در حدیث شریف آمده که مردم به دینِ حاکمانشان هستند «الناسُ علی دینِ مُلوکِهِم»، وقتی حجاب چادر در تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی به امری استثنائی تبدیل شده، چه انتظاری از عموم جامعه میتوان داشت که حجاب معمولی خود را هم داشته باشند؟ همهٔ مردم که در حد استاندارد رفتار نمیکنند. اگر ترازِ حجاب در تریبون رسمی نظام، مانتو باشد حتماً در بین مردم باید انتظار مانتوهای کوتاه، تنگ، با رنگهای جیغ و هزار مدل دیگر را داشت.
اما ای کاش داستان به همین جا ختم میشد! حجاب که تنها به لباس نیست. شقوق مکمل حجاب پوشش، از نحوهٔ ارتباط بین زن و مرد، تا نوع صحبت کردن و نگاه کردن و نشست و برخاست کردن و تعامل با مخاطب و… ابعاد مختلف حیاء هستند که باید در خانمهای رسانهٔ ملی به نحو احسن دیده شوند. متأسفانه بعضی از مجریهای تلویزیون با وجود اینکه حجاب چادر هم به تن دارند این مسائل را رعایت نمیکنند. آنچنان جسور و بیپرده با مخاطب یا مهمان برنامه برخورد میکنند که برخی مجریهای مرد جلوی آنها کم میآورند. خوب طبیعی است که خانمها در فضای عمومی جامعه هم در ارتباط با نامحرم اگر رعایت حجاب در پوشش را بکنند، پردههای حیاء در کلام و نگاه و رفتار را درمینوردند. چون در جای دیگری به نام رسانهٔ ملی این حدود رعایت نشدهاند.
این وضعیت در رادیو که بسیار فاجعهبارتر است. رادیو بصری نیست و مجبور است همهٔ حس را از طریق تنها قوهٔ تک بعدی شنوایی به مخاطب منتقل کند. لذا رعایت حیاء در ابعاد کلامی و ارتباط بین زن و مرد حتی میتواند به تعبیر دوستان! مخلّ برنامهسازی و جذب مخاطب باشد. استفاده از ترکیب مجریهای زن و مرد که در تلویزیون کمتر جاری و ساری است در رادیو امری بسیار عادی و بدیهی است.
این مسأله در رادیوهایی با مخاطب جوانتر به ویژه مانند رادیو جوان بسیار حادّتر است. اگر پسر و دختری در خیابان یا دانشگاه با یکدیگر شوخی کنند بیحیائی و پردهدری است اما اگر در رادیوی رسمی جمهوری اسلامی، مجری زن و مرد برای گرم شدنِ! برنامه و جذب مخاطب با یکدیگر شوخی کنند و از فرط خنده کنار هم قهقهه بزنند هیچ اشکالی ندارد. مجریهای زنِ رادیو حتی بعضاً با صداهایی طنازانه قربون و صدقهٔ مخاطبی میروند که بین آنها مردان نیز هستند. این چه اتفاقی است که در عرصهٔ رسمی فرهنگ در حال رخ دادن است؟ اگر همین قربون و صدقه رفتنها چهره به چهره در خیابان و بین دو نامحرم اتفاق بیافتد هزار عیب و ایراد به آن گرفته میشود اما از پشت میکروفون رادیو هیچ اشکالی متوجه آن نیست!
در آخر باید گفت این یک قاعده است: «کف حجاب و حیاء در رسانهٔ رسمی جمهوری اسلامی، سقف حجاب و حیاء در بین عموم مردم خواهد بود.» فهم این قاعدهٔ بسیار مهم راز کار فرهنگی – تبلیغی است. هر وقت حجاب عموم اخبارگوها و مجریهای تلویزیون جمهوری اسلامی چادر شد و بیشترین حیاء را رعایت کردند، میتوان انتظار داشت که عموم مردم احتمالاً حجاب خوبی داشته باشند. مردم به عمل نگاه میکنند نه به حرف. القاء غیر مستقیم اثر میگذارد نه القاء مستقیم. همیشه در حوزهٔ فرهنگ از آنچه تبلیغ و ترویج میشود درصد کمتری باید انتظار اجرا و اثرگذاری را داشت.