سلام علیکم
یادش بخیر
دو سال پیش رفتیم خواستگاری دختر یکی از اقوام برای پسرم
چون اون خانم محجبه نبود من مخالف بودم ولی به اصرار همسر و فرزندم رفتیم
میدونید که عرف هست دختر و پسر با هم دیگه صحبت های آشنائی را در این روز انجام بدهند
دقایقی که از خلوت آنها گذشته بود که من به جمع دو نفری شون ملحق شدم
صدای داد و بیداد همسرم و بقیه در اومد که تو چرا رفتی بالا، بیا تنهاشون بزار
اما من بی اعتنا به این هیاهو ها رفتم
خطاب به عروس آینده ام گفتم حتما میدونی که من به خاطر چادری نبودن شما با این وصلت مخالفم
اولش عکس العمل نشون داد مگه من خطاکارم یا دختر بدی هستم؟ آیا به صرف چادری نبودن یا چادری بودن میشه گفت کی خوبه کی بده؟
گفتم نه من کی چنین ادعائی کردم یا داشتم؟ اما دوست دارم عروس من چادری باشه و صحبت از چادر وحفاظ برای پوشیدن بدنی که دیگه متلعق به خودش نیست و به همسرش تعلق داره نمودم و گفتم دوست دارم از این بدن فقط همسرت لذت ببره نه دیگران و نامحرم
کمی آروم شد و گفت اتفاقا من چادر را دوست دارم اما باید فلسفه اش را بدونم و هر وقت به این نتیجه برسم که چادر بهتر از مانتو هست حتما سرم می کنم
منم ضمن تشکر از ایشان گفتم احسنت دقیقا من هم همین را می خواهم که خودت لذت چادر سر کردن را حس کنی و به بهتر بودنش پی ببری، نه از ترس یا به احترام من سرت کنی
خلاصه مراسم پشت سر گذاشته شد و زمان اولین حضور ایشان در منزل ما فرا رسید
روز موعود وقتی پسرم رفت دنبال ایشان و او را به منزل آورد دیدم با چادری مشکی و محجبه وارد شد خیلی خوشحال شدم
و از خوشحالی قطعه ای طلا که مزین به سوره یاسین بود به او اهدا کردم گفتم این هدیه چادری شدنت امیدوارم دیگه هرگز چادراز سر بر نداری و همیشه همینطور محجبه باقی بمانی
البته من کمی عجول هستم باید بهش زمان بدهم تا بهتر از چادر استفاده کند
یا حق
آخرین مطالب
- ■قلب سرپلذهاب همچنان برای وطن و ولایت میتپد
- ■سرپلذهاب؛ شهری که با عشق به ایران به خیابان آمد
- ■تجلیل از معلمان جهادی دبستان ۱۷ شهریور سرپلذهاب به مناسبت هفته معلم
- ■رهاسازی موفق یک مادهآهو پس از درمان در پناهگاه حیاتوحش قراویز
- ■دیدار امدادگران هلالاحمر سرپلذهاب با امام جمعه شهرستان به مناسبت هفته هلالاحمر
- ■امام جمعه سرپلذهاب: هلالاحمر نماد ایثار، خدمت و امید در حوادث است
- ■برداشت باقلا در سرپلذهاب آغاز شد؛ تولید ۶۰۰ تن محصول نوبرانه در ۶۰ هکتار
- ■سرپلذهاب؛ شهری که با عشق به ایران به خیابان آمد
- ■خروش نوجوانان ولایی سرپلذهاب در شب هفتاد و یکم
- ■کاروان اقتدار در سرپلذهاب؛ فریاد وحدت و وفاداری به ایران
پربازدیدترین ها
- ■وقتی دلهای سرپلذهاب برای ایران یکی شد
- ■امام جمعه سرپلذهاب: اقتصاد مقاومتی و افزایش جمعیت، دو ضرورت مهم امروز کشور است
- ■آیین برگزاری نماز جمعه سرپلذهاب به روایت تصویر
- ■صعود از مرحله گروهی هدف تیم ملی است
- ■شکاف آماری ترامپ درباره ایران؛ چه کسی دروغ میگوید؟
- ■مردم شهیدپرور سرپلذهاب بار دیگر حماسه آفریدند
- ■وقتی کودکان سرپلذهاب عهدشان را با شهدا تازه کردند
- ■برگزاری شصتونهمین اجتماع عظیم مردم انقلابی در سرپلذهاب
- ■برگزاری هفتادمین شب اجتماع مردمی در سرپلذهاب
- ■روایت عشق و همدلی مردم سرپلذهاب در موج ۶۸ وعده شبانه
- ■صاحب این اکانت به فیض شهادت نائل آمد
- ■اژهای: انتشاردهندگان دروغ پیادهنظام دشمن هستند
- ■خسروپناه: مصوبه تاثیر قطعی معدل در کنکور تغییر نکرده است
- ■▫️حضور کودکان و نوجوانان سرپلذهاب در حمایت از وطن
- ■قاچاقچیان کنگر در کرمانشاه ناکام ماندند
- ■درآمدزایی پایدار برای مددجویان با نصب نیروگاه خورشیدی
- ■پیام اولیانوف به آمریکا: ارعاب ایرانیها جواب نمیدهد
- ■امتحانات دانشگاه آزاد فعلا مجازی است
- ■دلهایی که هنوز برای ایران میتپد
- ■جنگ چندلایه و ضرورت همبستگی
وقتی عروسم به خواهش من چادر به سر کرد
سلام علیکم
یادش بخیر
دو سال پیش رفتیم خواستگاری دختر یکی از اقوام برای پسرم
چون اون خانم محجبه نبود من مخالف بودم ولی به اصرار همسر و فرزندم رفتیم
میدونید که عرف هست دختر و پسر با هم دیگه صحبت های آشنائی را در این روز انجام بدهند
دقایقی که از خلوت آنها گذشته بود که من به جمع دو نفری شون ملحق شدم
صدای داد و بیداد همسرم و بقیه در اومد که تو چرا رفتی بالا، بیا تنهاشون بزار
اما من بی اعتنا به این هیاهو ها رفتم
خطاب به عروس آینده ام گفتم حتما میدونی که من به خاطر چادری نبودن شما با این وصلت مخالفم
اولش عکس العمل نشون داد مگه من خطاکارم یا دختر بدی هستم؟ آیا به صرف چادری نبودن یا چادری بودن میشه گفت کی خوبه کی بده؟
گفتم نه من کی چنین ادعائی کردم یا داشتم؟ اما دوست دارم عروس من چادری باشه و صحبت از چادر وحفاظ برای پوشیدن بدنی که دیگه متلعق به خودش نیست و به همسرش تعلق داره نمودم و گفتم دوست دارم از این بدن فقط همسرت لذت ببره نه دیگران و نامحرم
کمی آروم شد و گفت اتفاقا من چادر را دوست دارم اما باید فلسفه اش را بدونم و هر وقت به این نتیجه برسم که چادر بهتر از مانتو هست حتما سرم می کنم
منم ضمن تشکر از ایشان گفتم احسنت دقیقا من هم همین را می خواهم که خودت لذت چادر سر کردن را حس کنی و به بهتر بودنش پی ببری، نه از ترس یا به احترام من سرت کنی
خلاصه مراسم پشت سر گذاشته شد و زمان اولین حضور ایشان در منزل ما فرا رسید
روز موعود وقتی پسرم رفت دنبال ایشان و او را به منزل آورد دیدم با چادری مشکی و محجبه وارد شد خیلی خوشحال شدم
و از خوشحالی قطعه ای طلا که مزین به سوره یاسین بود به او اهدا کردم گفتم این هدیه چادری شدنت امیدوارم دیگه هرگز چادراز سر بر نداری و همیشه همینطور محجبه باقی بمانی
البته من کمی عجول هستم باید بهش زمان بدهم تا بهتر از چادر استفاده کند
یا حق