«هاشمی آمد». این تیتر اکثر روزنامه های اصلاح طلب، فردای ثبت نام دقیقه نودی هاشمی رفسنجانی در کارزار انتخابات ریاست جمهوری بود. مواضع ابهام آلود آیت الله 80 ساله، موجب شده بود تا برای بسیاری از افراد - جز آنان که به معیار تجربه و شناخت نزدیک، پیش بینی دقیقی نسبت به رفتار سیاسی هاشمی دارند - این حضور ناگهانی به عنوان یک شوک بزرگ تلقی شود.
یک ویژگی رخدادهای به ظاهر ناگهانی و شوک آفرین عرصه سیاست، غبارآلوده شدن فضا و جابجایی متن و حاشیه و در نتیجه، شکل گیری نوعی سردرگمی اجتماعی است که به زایل شدن سئوالات اساسی و واقعی در افکار عمومی می انجامد.
فضاسازی سیاسی و رسانه ای که به دنبال ثبت نام غیرمنتظره آقای هاشمی رفسنجانی ایجاد شد، علی الظاهر این هدف را دنبال می کند که سئوالات اساسی افکار عمومی درباره وی را به حاشیه رانده و صورت مسئله های جدیدی را جایگزین کند.
ادبیات حاکم بر بیانیه ها و مواضع اخیر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز این گمانه را تقویت می کند که ایشان تاکتیک «حرکت از پله دوم» را در پیش گرفته است.
اما حقیقت امر این است که گرچه اقدامات شوک آور تا حدودی می تواند افکار عمومی را به صورت مقطعی تحت تاثیر قرار دهد، اما حافظه تاریخی مردم، صورت مسئله ای نیست که به آسانی قابل پاک شدن باشد.
آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان یک چهره سیاسی دارای سابقه اجرایی در کشور، کارنامه و عملکردی دارد که به طور طبیعی از جوانب و مناظر مختلف قابل نقد یا تمجید است و طبیعتاً ایشان با اتکا به همین کارنامه، مجدداً خود را در معرض رای ملت قرار داده است. اما فارغ از این کارنامه اجرایی، طی سال های اخیر مواضعی از جانب وی اتخاذ شده که شاکله وجودی هاشمی سال 92 تا حدود زیادی متاثر از این مواضع است و قطعاً افکار عمومی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نمی تواند به آسانی از این سئوالات و ابهامات عبور کند.
یکی از اصلی ترین سئوالات فراروی آقای هاشمی، موضع ایشان در قبال انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و 88 است. در انتخابات سال 84 آقای هاشمی در قامت کاندیدا وارد عرصه شد و در انتخابات 88 نیز تمام قامت به حمایت از میرحسین موسوی پرداخت. نتیجه این دو آزمون ملی، به ضرر آقای هاشمی و به نفع رقیب وی بود.
آقای هاشمی در سال 84 به رغم آن که برگزار کننده انتخابات، دولت خاتمی بود نتیجه را عملاً نپذیرفت و با ادعای تلویحی تقلب در انتخابات، کار را به خدا واگذار کرد! در انتخابات سال 88 نیز آقای هاشمی از ماهها پیش ، موضوع «تقلب» را به عنوان یکی از کلیدواژه های دائمی در دستور کار قرارداد و نهایتاً نیز، همراه و همسو با فتنه گران، مدعی وجود ابهام در انتخابات شد و تا به امروز نیز هیچ قرینه ای مبنی بر پذیرش اشتباه از جانب وی دیده نشده است. این موارد غیر از نقش آفرینی مستقیم خانواده و فرزندان آقای رفسنجانی در فتنه 88 از جمله آشوب های خیابانی غیرقانونی است.
اکنون و در آستانه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، آقای هاشمی رفسنجانی بار دیگر خود به صحنه رقابت پای گذاشته است. البته چنین حضوری حق قانونی وی می باشد و تنها شورای نگهبان است که می تواند درباره صلاحیت افراد اظهار نظر کند. اما حق مردم و افکار عمومی هم هست که از آقای هاشمی رفسنجانی سؤال کنند:
1- آقای هاشمی! شما که در دو انتخابات ریاست جمهوری گذشته، مهر عدم سلامت بر روند انتخابات زده و ادعای غیرمستند تقلب را مطرح کرده اید، اکنون با چه منطقی مجدداً وارد صحنه رقابت شده اید؟
2- آقای هاشمی! اگر مجریان انتخابات ایران (چه در دولت خاتمی و چه در دولت احمدی نژاد) سالم نیستند و حدود 400 هزار دست اندرکار انتخابات برای شکست شما دست به یکی کرده و تقلب می کنند، حضور مجدد شما در عرصه ای که قبلاً دو بار آزموده اید، چه توجیه عقلانی دارد؟
3- حضرت آیت الله! عرصه رقابت انتخاباتی قابل پیش بینی نیست. اگر برای بار سوم، آرای اکثریت مردم به نفع شما نبود و بر اساس آنچه که صندوق های رای مشخص می کنند، رقبایتان پیروزی را از آن خود کردند، آیا حاضر به پذیرش نتیجه هستید؟ چه تضمینی وجود دارد که مشابه دو دور گذشته، با اعراض از پذیرش رای مردم، روند انتخابات را ملکوک و مخدوش نخوانید و خدای ناکرده زمینه برای حوادثی مشابه فتنه 88 فراهم نشود؟
به نظر می رسد، پاسخ به این سئوالات از جانب آیت الله هاشمی رفسنجانی تا پیش از شروع رسمی رقابت های انتخاباتی بسیار مهم و اساسی است و بی پاسخ ماندن آنها ، رونق دادن به بازار پرابهامی است که در آینده مشکلات اساسی تری به وجود خواهد آورد.
آخرین مطالب
- ■جوانان پیشتاز دفاع از کشورند و دشمن از ایمان نسل امروز آسیب میبیند
- ■افتتاح مرکز فرهنگی سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: کمبود زیرساخت فرهنگی، علت اصلی کاهش مصرف فرهنگی در کشور است
- ■افتتاح پروژههای فرهنگی در ۱۱ استان؛ وزیر فرهنگ: سرپلذهاب نماد استقامت و شایسته توسعه فرهنگی است
- ■تکمیلنشدن ساختمانهای اداری پس از زلزله و بیتوجهی به مساجد و کتابخانه قصرشیرین نگرانکننده است
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب ؛ نقطه عطفی در فعالیتهای فرهنگی منطقه
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب با حضور وزیر ارشاد
- ■دکتر صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد به همراه دکتر حبیبی استاندار کرمانشاه با استقبال دکتر فتح الله حسینی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و مهندس رحیمی فرماندار سرپلذهاب بهمراه جمعی از اعضای شورای تأمین ، وارد شهرستان شدند
- ■بارندگیهای امسال کرمانشاه کمتر از حد نرمال است/ کاهش نگرانکننده ورودی سدهای استان
پربازدیدترین ها
- ■اهدای تجهیزات پیشرفته پزشکی به بیمارستان شهدای سرپلذهاب توسط خیرین سلامت
- ■بارندگیهای امسال کرمانشاه کمتر از حد نرمال است/ کاهش نگرانکننده ورودی سدهای استان
- ■وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: کمبود زیرساخت فرهنگی، علت اصلی کاهش مصرف فرهنگی در کشور است
- ■از معابر برفروبی نشده تا تعطیل نکردن مدارس
- ■جشن بندگی دانش آموزان سرپلذهابی برگزارشد
- ■دیدار بازاریان و اصناف با فرمانده سپاه ناحیه سرپل ذهاب
- ■دیدار مدیران و کارکنان اداره راه و حمل و نقل جادهای سرپلذهاب
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب با حضور وزیر ارشاد
- ■دکتر صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد به همراه دکتر حبیبی استاندار کرمانشاه با استقبال دکتر فتح الله حسینی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و مهندس رحیمی فرماندار سرپلذهاب بهمراه جمعی از اعضای شورای تأمین ، وارد شهرستان شدند
- ■افتتاح مرکز فرهنگی سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■کرمانشاه بهعنوان گنجینه مفاخر فرهنگی نیازمند توجه بیشتر است
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب ؛ نقطه عطفی در فعالیتهای فرهنگی منطقه
- ■تکمیلنشدن ساختمانهای اداری پس از زلزله و بیتوجهی به مساجد و کتابخانه قصرشیرین نگرانکننده است
- ■جشن تکلیف دانش آموزان دختر مدرسه ۱۷ شهریور سرپلذهاب برگزار شد
- ■مجلس علمای پاکستان: اقدام علیه رهبر انقلاب یعنی اعلان جنگ!
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■افتتاح پروژههای فرهنگی در ۱۱ استان؛ وزیر فرهنگ: سرپلذهاب نماد استقامت و شایسته توسعه فرهنگی است
- ■دانش آموزان سرپل ذهابی رسیدن به سن تکلیف را جشن گرفتند
- ■اگر آمار کشته سازی اینترنشنال به ۷۱۶۶۲ نفر رسید تعجب نکنید
- ■متلاشی شدن ۲ هزار باند قاچاق مواد مخدر توسط ایران
حضور ناگهانی و 3 سؤال اساسی از آقای هاشمی
قطعاً نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری حق قانونی آیت الله هاشمی رفسنجانی است و تنها شورای نگهبان می تواند از منظر قانونی درباره صلاحیت افراد اظهار نظر کند. اما حق افکار عمومی است که از آقای هاشمی پاسخ این 3 سؤال را طلب کنند.
«هاشمی آمد». این تیتر اکثر روزنامه های اصلاح طلب، فردای ثبت نام دقیقه نودی هاشمی رفسنجانی در کارزار انتخابات ریاست جمهوری بود. مواضع ابهام آلود آیت الله 80 ساله، موجب شده بود تا برای بسیاری از افراد - جز آنان که به معیار تجربه و شناخت نزدیک، پیش بینی دقیقی نسبت به رفتار سیاسی هاشمی دارند - این حضور ناگهانی به عنوان یک شوک بزرگ تلقی شود.
یک ویژگی رخدادهای به ظاهر ناگهانی و شوک آفرین عرصه سیاست، غبارآلوده شدن فضا و جابجایی متن و حاشیه و در نتیجه، شکل گیری نوعی سردرگمی اجتماعی است که به زایل شدن سئوالات اساسی و واقعی در افکار عمومی می انجامد.
فضاسازی سیاسی و رسانه ای که به دنبال ثبت نام غیرمنتظره آقای هاشمی رفسنجانی ایجاد شد، علی الظاهر این هدف را دنبال می کند که سئوالات اساسی افکار عمومی درباره وی را به حاشیه رانده و صورت مسئله های جدیدی را جایگزین کند.
ادبیات حاکم بر بیانیه ها و مواضع اخیر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز این گمانه را تقویت می کند که ایشان تاکتیک «حرکت از پله دوم» را در پیش گرفته است.
اما حقیقت امر این است که گرچه اقدامات شوک آور تا حدودی می تواند افکار عمومی را به صورت مقطعی تحت تاثیر قرار دهد، اما حافظه تاریخی مردم، صورت مسئله ای نیست که به آسانی قابل پاک شدن باشد.
آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان یک چهره سیاسی دارای سابقه اجرایی در کشور، کارنامه و عملکردی دارد که به طور طبیعی از جوانب و مناظر مختلف قابل نقد یا تمجید است و طبیعتاً ایشان با اتکا به همین کارنامه، مجدداً خود را در معرض رای ملت قرار داده است. اما فارغ از این کارنامه اجرایی، طی سال های اخیر مواضعی از جانب وی اتخاذ شده که شاکله وجودی هاشمی سال 92 تا حدود زیادی متاثر از این مواضع است و قطعاً افکار عمومی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نمی تواند به آسانی از این سئوالات و ابهامات عبور کند.
یکی از اصلی ترین سئوالات فراروی آقای هاشمی، موضع ایشان در قبال انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و 88 است. در انتخابات سال 84 آقای هاشمی در قامت کاندیدا وارد عرصه شد و در انتخابات 88 نیز تمام قامت به حمایت از میرحسین موسوی پرداخت. نتیجه این دو آزمون ملی، به ضرر آقای هاشمی و به نفع رقیب وی بود.
آقای هاشمی در سال 84 به رغم آن که برگزار کننده انتخابات، دولت خاتمی بود نتیجه را عملاً نپذیرفت و با ادعای تلویحی تقلب در انتخابات، کار را به خدا واگذار کرد! در انتخابات سال 88 نیز آقای هاشمی از ماهها پیش ، موضوع «تقلب» را به عنوان یکی از کلیدواژه های دائمی در دستور کار قرارداد و نهایتاً نیز، همراه و همسو با فتنه گران، مدعی وجود ابهام در انتخابات شد و تا به امروز نیز هیچ قرینه ای مبنی بر پذیرش اشتباه از جانب وی دیده نشده است. این موارد غیر از نقش آفرینی مستقیم خانواده و فرزندان آقای رفسنجانی در فتنه 88 از جمله آشوب های خیابانی غیرقانونی است.
اکنون و در آستانه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، آقای هاشمی رفسنجانی بار دیگر خود به صحنه رقابت پای گذاشته است. البته چنین حضوری حق قانونی وی می باشد و تنها شورای نگهبان است که می تواند درباره صلاحیت افراد اظهار نظر کند. اما حق مردم و افکار عمومی هم هست که از آقای هاشمی رفسنجانی سؤال کنند:
1- آقای هاشمی! شما که در دو انتخابات ریاست جمهوری گذشته، مهر عدم سلامت بر روند انتخابات زده و ادعای غیرمستند تقلب را مطرح کرده اید، اکنون با چه منطقی مجدداً وارد صحنه رقابت شده اید؟
2- آقای هاشمی! اگر مجریان انتخابات ایران (چه در دولت خاتمی و چه در دولت احمدی نژاد) سالم نیستند و حدود 400 هزار دست اندرکار انتخابات برای شکست شما دست به یکی کرده و تقلب می کنند، حضور مجدد شما در عرصه ای که قبلاً دو بار آزموده اید، چه توجیه عقلانی دارد؟
3- حضرت آیت الله! عرصه رقابت انتخاباتی قابل پیش بینی نیست. اگر برای بار سوم، آرای اکثریت مردم به نفع شما نبود و بر اساس آنچه که صندوق های رای مشخص می کنند، رقبایتان پیروزی را از آن خود کردند، آیا حاضر به پذیرش نتیجه هستید؟ چه تضمینی وجود دارد که مشابه دو دور گذشته، با اعراض از پذیرش رای مردم، روند انتخابات را ملکوک و مخدوش نخوانید و خدای ناکرده زمینه برای حوادثی مشابه فتنه 88 فراهم نشود؟
به نظر می رسد، پاسخ به این سئوالات از جانب آیت الله هاشمی رفسنجانی تا پیش از شروع رسمی رقابت های انتخاباتی بسیار مهم و اساسی است و بی پاسخ ماندن آنها ، رونق دادن به بازار پرابهامی است که در آینده مشکلات اساسی تری به وجود خواهد آورد.
«هاشمی آمد». این تیتر اکثر روزنامه های اصلاح طلب، فردای ثبت نام دقیقه نودی هاشمی رفسنجانی در کارزار انتخابات ریاست جمهوری بود. مواضع ابهام آلود آیت الله 80 ساله، موجب شده بود تا برای بسیاری از افراد - جز آنان که به معیار تجربه و شناخت نزدیک، پیش بینی دقیقی نسبت به رفتار سیاسی هاشمی دارند - این حضور ناگهانی به عنوان یک شوک بزرگ تلقی شود.
یک ویژگی رخدادهای به ظاهر ناگهانی و شوک آفرین عرصه سیاست، غبارآلوده شدن فضا و جابجایی متن و حاشیه و در نتیجه، شکل گیری نوعی سردرگمی اجتماعی است که به زایل شدن سئوالات اساسی و واقعی در افکار عمومی می انجامد.
فضاسازی سیاسی و رسانه ای که به دنبال ثبت نام غیرمنتظره آقای هاشمی رفسنجانی ایجاد شد، علی الظاهر این هدف را دنبال می کند که سئوالات اساسی افکار عمومی درباره وی را به حاشیه رانده و صورت مسئله های جدیدی را جایگزین کند.
ادبیات حاکم بر بیانیه ها و مواضع اخیر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز این گمانه را تقویت می کند که ایشان تاکتیک «حرکت از پله دوم» را در پیش گرفته است.
اما حقیقت امر این است که گرچه اقدامات شوک آور تا حدودی می تواند افکار عمومی را به صورت مقطعی تحت تاثیر قرار دهد، اما حافظه تاریخی مردم، صورت مسئله ای نیست که به آسانی قابل پاک شدن باشد.
آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان یک چهره سیاسی دارای سابقه اجرایی در کشور، کارنامه و عملکردی دارد که به طور طبیعی از جوانب و مناظر مختلف قابل نقد یا تمجید است و طبیعتاً ایشان با اتکا به همین کارنامه، مجدداً خود را در معرض رای ملت قرار داده است. اما فارغ از این کارنامه اجرایی، طی سال های اخیر مواضعی از جانب وی اتخاذ شده که شاکله وجودی هاشمی سال 92 تا حدود زیادی متاثر از این مواضع است و قطعاً افکار عمومی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نمی تواند به آسانی از این سئوالات و ابهامات عبور کند.
یکی از اصلی ترین سئوالات فراروی آقای هاشمی، موضع ایشان در قبال انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و 88 است. در انتخابات سال 84 آقای هاشمی در قامت کاندیدا وارد عرصه شد و در انتخابات 88 نیز تمام قامت به حمایت از میرحسین موسوی پرداخت. نتیجه این دو آزمون ملی، به ضرر آقای هاشمی و به نفع رقیب وی بود.
آقای هاشمی در سال 84 به رغم آن که برگزار کننده انتخابات، دولت خاتمی بود نتیجه را عملاً نپذیرفت و با ادعای تلویحی تقلب در انتخابات، کار را به خدا واگذار کرد! در انتخابات سال 88 نیز آقای هاشمی از ماهها پیش ، موضوع «تقلب» را به عنوان یکی از کلیدواژه های دائمی در دستور کار قرارداد و نهایتاً نیز، همراه و همسو با فتنه گران، مدعی وجود ابهام در انتخابات شد و تا به امروز نیز هیچ قرینه ای مبنی بر پذیرش اشتباه از جانب وی دیده نشده است. این موارد غیر از نقش آفرینی مستقیم خانواده و فرزندان آقای رفسنجانی در فتنه 88 از جمله آشوب های خیابانی غیرقانونی است.
اکنون و در آستانه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، آقای هاشمی رفسنجانی بار دیگر خود به صحنه رقابت پای گذاشته است. البته چنین حضوری حق قانونی وی می باشد و تنها شورای نگهبان است که می تواند درباره صلاحیت افراد اظهار نظر کند. اما حق مردم و افکار عمومی هم هست که از آقای هاشمی رفسنجانی سؤال کنند:
1- آقای هاشمی! شما که در دو انتخابات ریاست جمهوری گذشته، مهر عدم سلامت بر روند انتخابات زده و ادعای غیرمستند تقلب را مطرح کرده اید، اکنون با چه منطقی مجدداً وارد صحنه رقابت شده اید؟
2- آقای هاشمی! اگر مجریان انتخابات ایران (چه در دولت خاتمی و چه در دولت احمدی نژاد) سالم نیستند و حدود 400 هزار دست اندرکار انتخابات برای شکست شما دست به یکی کرده و تقلب می کنند، حضور مجدد شما در عرصه ای که قبلاً دو بار آزموده اید، چه توجیه عقلانی دارد؟
3- حضرت آیت الله! عرصه رقابت انتخاباتی قابل پیش بینی نیست. اگر برای بار سوم، آرای اکثریت مردم به نفع شما نبود و بر اساس آنچه که صندوق های رای مشخص می کنند، رقبایتان پیروزی را از آن خود کردند، آیا حاضر به پذیرش نتیجه هستید؟ چه تضمینی وجود دارد که مشابه دو دور گذشته، با اعراض از پذیرش رای مردم، روند انتخابات را ملکوک و مخدوش نخوانید و خدای ناکرده زمینه برای حوادثی مشابه فتنه 88 فراهم نشود؟
به نظر می رسد، پاسخ به این سئوالات از جانب آیت الله هاشمی رفسنجانی تا پیش از شروع رسمی رقابت های انتخاباتی بسیار مهم و اساسی است و بی پاسخ ماندن آنها ، رونق دادن به بازار پرابهامی است که در آینده مشکلات اساسی تری به وجود خواهد آورد.