مردم به داد دولتمردان رسیدند. هم حماسه آفریدند وهم آنها را کنار هم نشاندند. آنهایی که از اتو بوس پیاده شده بودند را سوار اتوبوس کردند تا با هم زندگی کنند. هرچند که سیاستمدران ایران زندکی سیاسی را یاد نگرفتهاند، ولی امیدوارم که دولت جدید پایانبخش منازعات و کشمکشها باشد و همکاری ها در این دولت بیشتر باشد.
به هر حال، مردم ایران کار خود را کردند؛ سیاستمداران را نجات دادند. حال، نوبتی هم باشد توپ در میدان دولتمردان است. بیایید به قولهایتان عمل کنید، به داد مردم برسید؛ بیکاری و گرانی را حل کنید؛ تحریمها را بردارید و نشاط و آرامش را به زندگی مردم برگردانید. نگویید این دولت نمیتواند معجزه کند. همه دست به دست هم بدهیم و خودمان را تنها نبینیم؛ حتما معجزه میشود. چطور در چین با جمعیت بالای یک میلیارد در اقتصادشان معجزه شده، ولی ما با جمعیت هفتاد میلیونی نمیتوانیم؟
چه باید کرد؟
مشکل اقتصاد و زندگی مردم کجاست؟ جواب آن روشن است. از ندانمکاری است؛ از تصمیمگیریهای غلط است که میلیاردها ثروت ملی را به باد می دهد. از تصمیم نگرفتنهای به موقع است که فرصتهای طلایی را از دست داده است؛ در یک کلام از مدیریت و حکمرانی اقتصادى کشور است. اما کجای مدیریت کشور غلط است ؟
در کشور ما، صدها سد و اتوبان و فرودگاه و برج و شهرک مسکونی بدست خود ایرانیها ساخته میشود و یادمان نرفته که سی سال قبل سدها را ایتالیاییها و شهرکهای مسکونی را فرانسویها و فرودگاهها را انگلیسیها و آمریکاییها و خودروسازیها را انگلیسیها و تسلیحات نظامی را آلمانها و آمریکاییها میساختند، ولی امروز به جز خوروسازی که موفقیت بالایی نداشتهایم؛ تمامی پروژههای فوق را خود ما ایرانیان می سازیم. با این حساب چرا مشکل داریم؟ چرا بیکاری و گرانی و فقر در کشور است؟ همه نوع مدیر هم در دولت آمده و رفته است؛ از روحانی گرفته تا دکتر و مهندس رییسجمهور شده است ولی تحول مهمی صورت نگرفته است.
یکی از همین مدیران که در شهرداری تهران و استانداری اردبیل مورد تشویق روسای خود قرار گرفته بود، هشت سال رییس کشور بود و بیشترین کارهای زیر بنایی در همین دولت صورت گرفت اما چرا اتفاق مهمی در اقتصاد ملی با هفتصد میلیارد دلار درآمد بوجود نیامد؟ در دولتهای قبلی هم که انبوهی از کارهای زیربنایی صورت گرفت ولی رشد اقتصادی از مرز چهار درصد بالاتر نرفت؛ در حالی که باید به هشت درصد میرسید و در هر سه دولت بیکاری و گرانی دو رقمی وجود داشته است. چرا سد و اتوبان را میتوانیم بسازیم ولی اقتصاد را نتوانستند درست کنند؟
مدیریت اقتصادی را به اهلش بسپارید
آرى آن چه که ما به دست آوردیم دانش و تجربه مدیریت پروژهای و مهندسی است ولی مدیریت کشور چند سطح و پله بالاتر هم دارد که مدیران ایران از آن بهره ندارند و اقتصاد ایران هنوز به آن دست نیافته است. در سطور بعدی آن پلهها را توضیح دادهایم . سه راه بیشتر در مقابل خود نداریم. یا باید مثل دبی و قفقاز و کره و سنگاپور از خارج مستشار وارد کنیم، مثل ورزش که مربی خارجی میآوریم که البته برای جمهوری اسلامی یک شکست است یا هر سال انبوهی از پروژههای عمرانی را افتتاح و فریاد پیشرفت را به خورد ملت بدهیم. یا دست از تعصبات جناحی و غرورهای شخصی برداریم واز قابلیتهای داخلی درهر جناحی که هستند بهرهبرداری کنیم و مدیریت اقتصادی را به اهلش بدهیم. بدون شک در داخل کشور مدیران با قابلیتهای بزرگی وجود دارد که مشکلات کشور را حل نمایند. پیشنهاد ما به دولت جدید این است که یک تیم اقتصادی توانمند بدون ملاحظات سیاسی و با ویژگیهای جدیدی که در همین یادداشت به آن اشاره میکنیم را انتخاب و اقتصاد کشور را به آنها بسپرد.
این تیم باید مورد قبول رهبری و نخبگان کشور هم باشد تا شجاعانه دست به جراحیهای بزرگ بزند.
پلههای مدیریتی که در اقتصاد ایران راه نیافته به شرح زیر است:
الف - مدیریت عملیاتی
در اقتصاد ایران مدیریت عملیاتی وجود ندارد. مدیریت عملیاتی کارش این است که پروژههای مختلف در یک شهر و یا صنعت و یا بازار را با هم هماهنگ کند و تاثیر آنها را روی زندگی مردم وتولید و اشتغال و رفاه آنها را بررسی کند. بسیاری از فعالیتهای عمرانی که در کشور صورت میگیرد تاثیر چندانی روی زندگی مردم ندارد و میلیاردها ثروت صرف آنها میشود ولی گرانیها را ادامه میدهد واشتغال پایدار هم به وجود نمیآورد.
ب - دومین پله مدیریتی که در کشور ما طی نشده مدیریت راهبردی است
این نوع مدیریت در یک صنعت و یا بازار و یا یک کشور کارش گرفتن سهم بازار برای کالاها و خدمات ایران است. کارش رقابتی کردن کالاها و محصولات ایرانی است. کارش هدایت محیط کسب وکار است. مهمترین ویژگی این مدیریت تشخیص درست و به موقع است. مثالهای زیر حاکی از تشخیص نادرست مدیران کشور است:
الف- بیثباتی در بازار ارز باید یک سال قبل از آن تشخیص داده میشد ولی تا هفت ماه بعد از وقوع آن فکر می شد که ارز به وضعیت قبلی خود بر میگردد.
ب - تحریمهای اقتصادی در یک زمانی چیزی جز یک بلوف سیاسی و چانهزنی نبود ولی جدی گرفته شد و زمانی تحریمها جدی شده بود ولی آن را یک کاغذ پارهای بیش در نظر نگرفتند.
ج - طوفان کالاهای چینی طی پنج سال اخیر بسیاری از کارخانجات کشور را به تعطیلی کشاند در حالی که تاکنون جدی گرفته نشد و در جهت کمک به آنها و به ضرر تولید ملی اقداماتی صورت گرفته است.
ج - سومین پله مدیریتی درکشور پله مدیریت پیشگامانه است
توضیح آن را به فرصت دیگر میسپارم. همین قدر عرض میکنم این نوع مدیریت اقتصاد ایران را از زمان جلوتر می برد و الگوساز می شود. اقتصاد ایران فاقد این توانایی مدیریتی بوده است.
قریب پانزده سال است که میگوییم به داد اقتصاد ایران برسید. به داد مردم برسید،ولی ظاهرا کسی متوجه نمی شود.
امیدوارم دولت آینده چنین کاری را انجام دهد. بیاییم در اقتصاد درود به مخالف خود را عمل کنیم.
در سیاست که نکردیم برای رضای خدا و مردم دراقتصاد بکنیم برای نجات این همه جوان بیکار و پدران شرمنده فرزندان خود، همه نخبگان اقتصادی ولو مخالف خود را دور هم جمع کنیم و از آنها بخواهیم اقتصاد را حل کنند.
اقتصاد امروز و زندگی مردم کلام مشترک همه جناح های سیاسی و همه ایرانیان داخل و خارج و حتی مخالف نظام باید باشد.
آخرین مطالب
- ■جوانان پیشتاز دفاع از کشورند و دشمن از ایمان نسل امروز آسیب میبیند
- ■افتتاح مرکز فرهنگی سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: کمبود زیرساخت فرهنگی، علت اصلی کاهش مصرف فرهنگی در کشور است
- ■افتتاح پروژههای فرهنگی در ۱۱ استان؛ وزیر فرهنگ: سرپلذهاب نماد استقامت و شایسته توسعه فرهنگی است
- ■تکمیلنشدن ساختمانهای اداری پس از زلزله و بیتوجهی به مساجد و کتابخانه قصرشیرین نگرانکننده است
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب ؛ نقطه عطفی در فعالیتهای فرهنگی منطقه
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب با حضور وزیر ارشاد
- ■دکتر صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد به همراه دکتر حبیبی استاندار کرمانشاه با استقبال دکتر فتح الله حسینی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و مهندس رحیمی فرماندار سرپلذهاب بهمراه جمعی از اعضای شورای تأمین ، وارد شهرستان شدند
- ■بارندگیهای امسال کرمانشاه کمتر از حد نرمال است/ کاهش نگرانکننده ورودی سدهای استان
پربازدیدترین ها
- ■اهدای تجهیزات پیشرفته پزشکی به بیمارستان شهدای سرپلذهاب توسط خیرین سلامت
- ■بارندگیهای امسال کرمانشاه کمتر از حد نرمال است/ کاهش نگرانکننده ورودی سدهای استان
- ■وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: کمبود زیرساخت فرهنگی، علت اصلی کاهش مصرف فرهنگی در کشور است
- ■از معابر برفروبی نشده تا تعطیل نکردن مدارس
- ■جشن بندگی دانش آموزان سرپلذهابی برگزارشد
- ■دیدار بازاریان و اصناف با فرمانده سپاه ناحیه سرپل ذهاب
- ■دیدار مدیران و کارکنان اداره راه و حمل و نقل جادهای سرپلذهاب
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب با حضور وزیر ارشاد
- ■دکتر صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد به همراه دکتر حبیبی استاندار کرمانشاه با استقبال دکتر فتح الله حسینی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و مهندس رحیمی فرماندار سرپلذهاب بهمراه جمعی از اعضای شورای تأمین ، وارد شهرستان شدند
- ■افتتاح مرکز فرهنگی سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■کرمانشاه بهعنوان گنجینه مفاخر فرهنگی نیازمند توجه بیشتر است
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب ؛ نقطه عطفی در فعالیتهای فرهنگی منطقه
- ■تکمیلنشدن ساختمانهای اداری پس از زلزله و بیتوجهی به مساجد و کتابخانه قصرشیرین نگرانکننده است
- ■جشن تکلیف دانش آموزان دختر مدرسه ۱۷ شهریور سرپلذهاب برگزار شد
- ■مجلس علمای پاکستان: اقدام علیه رهبر انقلاب یعنی اعلان جنگ!
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■افتتاح پروژههای فرهنگی در ۱۱ استان؛ وزیر فرهنگ: سرپلذهاب نماد استقامت و شایسته توسعه فرهنگی است
- ■دانش آموزان سرپل ذهابی رسیدن به سن تکلیف را جشن گرفتند
- ■اگر آمار کشته سازی اینترنشنال به ۷۱۶۶۲ نفر رسید تعجب نکنید
- ■متلاشی شدن ۲ هزار باند قاچاق مواد مخدر توسط ایران
سه نقدمحسن رضایی به مدیریت کشور در اولین یادداشت پس از انتخابات
محسن رضایی در اولین یادداشت خود پس از انتخابات ریاست جمهوری سه نقد اساسی به مدیریت کشور وارد کرده است. سه مشکلی که با از میان رفتن آنها به نظر می رسد زمینه برای حل مشکلات کشور آماده خواهد شد. متن این یادداشت از این قرار است:
مردم به داد دولتمردان رسیدند. هم حماسه آفریدند وهم آنها را کنار هم نشاندند. آنهایی که از اتو بوس پیاده شده بودند را سوار اتوبوس کردند تا با هم زندگی کنند. هرچند که سیاستمدران ایران زندکی سیاسی را یاد نگرفتهاند، ولی امیدوارم که دولت جدید پایانبخش منازعات و کشمکشها باشد و همکاری ها در این دولت بیشتر باشد.
به هر حال، مردم ایران کار خود را کردند؛ سیاستمداران را نجات دادند. حال، نوبتی هم باشد توپ در میدان دولتمردان است. بیایید به قولهایتان عمل کنید، به داد مردم برسید؛ بیکاری و گرانی را حل کنید؛ تحریمها را بردارید و نشاط و آرامش را به زندگی مردم برگردانید. نگویید این دولت نمیتواند معجزه کند. همه دست به دست هم بدهیم و خودمان را تنها نبینیم؛ حتما معجزه میشود. چطور در چین با جمعیت بالای یک میلیارد در اقتصادشان معجزه شده، ولی ما با جمعیت هفتاد میلیونی نمیتوانیم؟
چه باید کرد؟
مشکل اقتصاد و زندگی مردم کجاست؟ جواب آن روشن است. از ندانمکاری است؛ از تصمیمگیریهای غلط است که میلیاردها ثروت ملی را به باد می دهد. از تصمیم نگرفتنهای به موقع است که فرصتهای طلایی را از دست داده است؛ در یک کلام از مدیریت و حکمرانی اقتصادى کشور است. اما کجای مدیریت کشور غلط است ؟
در کشور ما، صدها سد و اتوبان و فرودگاه و برج و شهرک مسکونی بدست خود ایرانیها ساخته میشود و یادمان نرفته که سی سال قبل سدها را ایتالیاییها و شهرکهای مسکونی را فرانسویها و فرودگاهها را انگلیسیها و آمریکاییها و خودروسازیها را انگلیسیها و تسلیحات نظامی را آلمانها و آمریکاییها میساختند، ولی امروز به جز خوروسازی که موفقیت بالایی نداشتهایم؛ تمامی پروژههای فوق را خود ما ایرانیان می سازیم. با این حساب چرا مشکل داریم؟ چرا بیکاری و گرانی و فقر در کشور است؟ همه نوع مدیر هم در دولت آمده و رفته است؛ از روحانی گرفته تا دکتر و مهندس رییسجمهور شده است ولی تحول مهمی صورت نگرفته است.
یکی از همین مدیران که در شهرداری تهران و استانداری اردبیل مورد تشویق روسای خود قرار گرفته بود، هشت سال رییس کشور بود و بیشترین کارهای زیر بنایی در همین دولت صورت گرفت اما چرا اتفاق مهمی در اقتصاد ملی با هفتصد میلیارد دلار درآمد بوجود نیامد؟ در دولتهای قبلی هم که انبوهی از کارهای زیربنایی صورت گرفت ولی رشد اقتصادی از مرز چهار درصد بالاتر نرفت؛ در حالی که باید به هشت درصد میرسید و در هر سه دولت بیکاری و گرانی دو رقمی وجود داشته است. چرا سد و اتوبان را میتوانیم بسازیم ولی اقتصاد را نتوانستند درست کنند؟
مدیریت اقتصادی را به اهلش بسپارید
آرى آن چه که ما به دست آوردیم دانش و تجربه مدیریت پروژهای و مهندسی است ولی مدیریت کشور چند سطح و پله بالاتر هم دارد که مدیران ایران از آن بهره ندارند و اقتصاد ایران هنوز به آن دست نیافته است. در سطور بعدی آن پلهها را توضیح دادهایم . سه راه بیشتر در مقابل خود نداریم. یا باید مثل دبی و قفقاز و کره و سنگاپور از خارج مستشار وارد کنیم، مثل ورزش که مربی خارجی میآوریم که البته برای جمهوری اسلامی یک شکست است یا هر سال انبوهی از پروژههای عمرانی را افتتاح و فریاد پیشرفت را به خورد ملت بدهیم. یا دست از تعصبات جناحی و غرورهای شخصی برداریم واز قابلیتهای داخلی درهر جناحی که هستند بهرهبرداری کنیم و مدیریت اقتصادی را به اهلش بدهیم. بدون شک در داخل کشور مدیران با قابلیتهای بزرگی وجود دارد که مشکلات کشور را حل نمایند. پیشنهاد ما به دولت جدید این است که یک تیم اقتصادی توانمند بدون ملاحظات سیاسی و با ویژگیهای جدیدی که در همین یادداشت به آن اشاره میکنیم را انتخاب و اقتصاد کشور را به آنها بسپرد.
این تیم باید مورد قبول رهبری و نخبگان کشور هم باشد تا شجاعانه دست به جراحیهای بزرگ بزند.
پلههای مدیریتی که در اقتصاد ایران راه نیافته به شرح زیر است:
الف - مدیریت عملیاتی
در اقتصاد ایران مدیریت عملیاتی وجود ندارد. مدیریت عملیاتی کارش این است که پروژههای مختلف در یک شهر و یا صنعت و یا بازار را با هم هماهنگ کند و تاثیر آنها را روی زندگی مردم وتولید و اشتغال و رفاه آنها را بررسی کند. بسیاری از فعالیتهای عمرانی که در کشور صورت میگیرد تاثیر چندانی روی زندگی مردم ندارد و میلیاردها ثروت صرف آنها میشود ولی گرانیها را ادامه میدهد واشتغال پایدار هم به وجود نمیآورد.
ب - دومین پله مدیریتی که در کشور ما طی نشده مدیریت راهبردی است
این نوع مدیریت در یک صنعت و یا بازار و یا یک کشور کارش گرفتن سهم بازار برای کالاها و خدمات ایران است. کارش رقابتی کردن کالاها و محصولات ایرانی است. کارش هدایت محیط کسب وکار است. مهمترین ویژگی این مدیریت تشخیص درست و به موقع است. مثالهای زیر حاکی از تشخیص نادرست مدیران کشور است:
الف- بیثباتی در بازار ارز باید یک سال قبل از آن تشخیص داده میشد ولی تا هفت ماه بعد از وقوع آن فکر می شد که ارز به وضعیت قبلی خود بر میگردد.
ب - تحریمهای اقتصادی در یک زمانی چیزی جز یک بلوف سیاسی و چانهزنی نبود ولی جدی گرفته شد و زمانی تحریمها جدی شده بود ولی آن را یک کاغذ پارهای بیش در نظر نگرفتند.
ج - طوفان کالاهای چینی طی پنج سال اخیر بسیاری از کارخانجات کشور را به تعطیلی کشاند در حالی که تاکنون جدی گرفته نشد و در جهت کمک به آنها و به ضرر تولید ملی اقداماتی صورت گرفته است.
ج - سومین پله مدیریتی درکشور پله مدیریت پیشگامانه است
توضیح آن را به فرصت دیگر میسپارم. همین قدر عرض میکنم این نوع مدیریت اقتصاد ایران را از زمان جلوتر می برد و الگوساز می شود. اقتصاد ایران فاقد این توانایی مدیریتی بوده است.
قریب پانزده سال است که میگوییم به داد اقتصاد ایران برسید. به داد مردم برسید،ولی ظاهرا کسی متوجه نمی شود.
امیدوارم دولت آینده چنین کاری را انجام دهد. بیاییم در اقتصاد درود به مخالف خود را عمل کنیم.
در سیاست که نکردیم برای رضای خدا و مردم دراقتصاد بکنیم برای نجات این همه جوان بیکار و پدران شرمنده فرزندان خود، همه نخبگان اقتصادی ولو مخالف خود را دور هم جمع کنیم و از آنها بخواهیم اقتصاد را حل کنند.
اقتصاد امروز و زندگی مردم کلام مشترک همه جناح های سیاسی و همه ایرانیان داخل و خارج و حتی مخالف نظام باید باشد.
مردم به داد دولتمردان رسیدند. هم حماسه آفریدند وهم آنها را کنار هم نشاندند. آنهایی که از اتو بوس پیاده شده بودند را سوار اتوبوس کردند تا با هم زندگی کنند. هرچند که سیاستمدران ایران زندکی سیاسی را یاد نگرفتهاند، ولی امیدوارم که دولت جدید پایانبخش منازعات و کشمکشها باشد و همکاری ها در این دولت بیشتر باشد.
به هر حال، مردم ایران کار خود را کردند؛ سیاستمداران را نجات دادند. حال، نوبتی هم باشد توپ در میدان دولتمردان است. بیایید به قولهایتان عمل کنید، به داد مردم برسید؛ بیکاری و گرانی را حل کنید؛ تحریمها را بردارید و نشاط و آرامش را به زندگی مردم برگردانید. نگویید این دولت نمیتواند معجزه کند. همه دست به دست هم بدهیم و خودمان را تنها نبینیم؛ حتما معجزه میشود. چطور در چین با جمعیت بالای یک میلیارد در اقتصادشان معجزه شده، ولی ما با جمعیت هفتاد میلیونی نمیتوانیم؟
چه باید کرد؟
مشکل اقتصاد و زندگی مردم کجاست؟ جواب آن روشن است. از ندانمکاری است؛ از تصمیمگیریهای غلط است که میلیاردها ثروت ملی را به باد می دهد. از تصمیم نگرفتنهای به موقع است که فرصتهای طلایی را از دست داده است؛ در یک کلام از مدیریت و حکمرانی اقتصادى کشور است. اما کجای مدیریت کشور غلط است ؟
در کشور ما، صدها سد و اتوبان و فرودگاه و برج و شهرک مسکونی بدست خود ایرانیها ساخته میشود و یادمان نرفته که سی سال قبل سدها را ایتالیاییها و شهرکهای مسکونی را فرانسویها و فرودگاهها را انگلیسیها و آمریکاییها و خودروسازیها را انگلیسیها و تسلیحات نظامی را آلمانها و آمریکاییها میساختند، ولی امروز به جز خوروسازی که موفقیت بالایی نداشتهایم؛ تمامی پروژههای فوق را خود ما ایرانیان می سازیم. با این حساب چرا مشکل داریم؟ چرا بیکاری و گرانی و فقر در کشور است؟ همه نوع مدیر هم در دولت آمده و رفته است؛ از روحانی گرفته تا دکتر و مهندس رییسجمهور شده است ولی تحول مهمی صورت نگرفته است.
یکی از همین مدیران که در شهرداری تهران و استانداری اردبیل مورد تشویق روسای خود قرار گرفته بود، هشت سال رییس کشور بود و بیشترین کارهای زیر بنایی در همین دولت صورت گرفت اما چرا اتفاق مهمی در اقتصاد ملی با هفتصد میلیارد دلار درآمد بوجود نیامد؟ در دولتهای قبلی هم که انبوهی از کارهای زیربنایی صورت گرفت ولی رشد اقتصادی از مرز چهار درصد بالاتر نرفت؛ در حالی که باید به هشت درصد میرسید و در هر سه دولت بیکاری و گرانی دو رقمی وجود داشته است. چرا سد و اتوبان را میتوانیم بسازیم ولی اقتصاد را نتوانستند درست کنند؟
مدیریت اقتصادی را به اهلش بسپارید
آرى آن چه که ما به دست آوردیم دانش و تجربه مدیریت پروژهای و مهندسی است ولی مدیریت کشور چند سطح و پله بالاتر هم دارد که مدیران ایران از آن بهره ندارند و اقتصاد ایران هنوز به آن دست نیافته است. در سطور بعدی آن پلهها را توضیح دادهایم . سه راه بیشتر در مقابل خود نداریم. یا باید مثل دبی و قفقاز و کره و سنگاپور از خارج مستشار وارد کنیم، مثل ورزش که مربی خارجی میآوریم که البته برای جمهوری اسلامی یک شکست است یا هر سال انبوهی از پروژههای عمرانی را افتتاح و فریاد پیشرفت را به خورد ملت بدهیم. یا دست از تعصبات جناحی و غرورهای شخصی برداریم واز قابلیتهای داخلی درهر جناحی که هستند بهرهبرداری کنیم و مدیریت اقتصادی را به اهلش بدهیم. بدون شک در داخل کشور مدیران با قابلیتهای بزرگی وجود دارد که مشکلات کشور را حل نمایند. پیشنهاد ما به دولت جدید این است که یک تیم اقتصادی توانمند بدون ملاحظات سیاسی و با ویژگیهای جدیدی که در همین یادداشت به آن اشاره میکنیم را انتخاب و اقتصاد کشور را به آنها بسپرد.
این تیم باید مورد قبول رهبری و نخبگان کشور هم باشد تا شجاعانه دست به جراحیهای بزرگ بزند.
پلههای مدیریتی که در اقتصاد ایران راه نیافته به شرح زیر است:
الف - مدیریت عملیاتی
در اقتصاد ایران مدیریت عملیاتی وجود ندارد. مدیریت عملیاتی کارش این است که پروژههای مختلف در یک شهر و یا صنعت و یا بازار را با هم هماهنگ کند و تاثیر آنها را روی زندگی مردم وتولید و اشتغال و رفاه آنها را بررسی کند. بسیاری از فعالیتهای عمرانی که در کشور صورت میگیرد تاثیر چندانی روی زندگی مردم ندارد و میلیاردها ثروت صرف آنها میشود ولی گرانیها را ادامه میدهد واشتغال پایدار هم به وجود نمیآورد.
ب - دومین پله مدیریتی که در کشور ما طی نشده مدیریت راهبردی است
این نوع مدیریت در یک صنعت و یا بازار و یا یک کشور کارش گرفتن سهم بازار برای کالاها و خدمات ایران است. کارش رقابتی کردن کالاها و محصولات ایرانی است. کارش هدایت محیط کسب وکار است. مهمترین ویژگی این مدیریت تشخیص درست و به موقع است. مثالهای زیر حاکی از تشخیص نادرست مدیران کشور است:
الف- بیثباتی در بازار ارز باید یک سال قبل از آن تشخیص داده میشد ولی تا هفت ماه بعد از وقوع آن فکر می شد که ارز به وضعیت قبلی خود بر میگردد.
ب - تحریمهای اقتصادی در یک زمانی چیزی جز یک بلوف سیاسی و چانهزنی نبود ولی جدی گرفته شد و زمانی تحریمها جدی شده بود ولی آن را یک کاغذ پارهای بیش در نظر نگرفتند.
ج - طوفان کالاهای چینی طی پنج سال اخیر بسیاری از کارخانجات کشور را به تعطیلی کشاند در حالی که تاکنون جدی گرفته نشد و در جهت کمک به آنها و به ضرر تولید ملی اقداماتی صورت گرفته است.
ج - سومین پله مدیریتی درکشور پله مدیریت پیشگامانه است
توضیح آن را به فرصت دیگر میسپارم. همین قدر عرض میکنم این نوع مدیریت اقتصاد ایران را از زمان جلوتر می برد و الگوساز می شود. اقتصاد ایران فاقد این توانایی مدیریتی بوده است.
قریب پانزده سال است که میگوییم به داد اقتصاد ایران برسید. به داد مردم برسید،ولی ظاهرا کسی متوجه نمی شود.
امیدوارم دولت آینده چنین کاری را انجام دهد. بیاییم در اقتصاد درود به مخالف خود را عمل کنیم.
در سیاست که نکردیم برای رضای خدا و مردم دراقتصاد بکنیم برای نجات این همه جوان بیکار و پدران شرمنده فرزندان خود، همه نخبگان اقتصادی ولو مخالف خود را دور هم جمع کنیم و از آنها بخواهیم اقتصاد را حل کنند.
اقتصاد امروز و زندگی مردم کلام مشترک همه جناح های سیاسی و همه ایرانیان داخل و خارج و حتی مخالف نظام باید باشد.