خبرگزاری فارس ـ هنر و رسانه: سه سال پیش، مجیدرضا رهنورد؛ همان پسر مشهدی که زمانی از او بهعنوان «قهرمان» یاد میشد، با چندین ضربه متوالی چاقو به سر، گردن و بدن، حسین زینالزاده را و با ضربهای به گردن، دانیال رضازاده را به شهادت رساند.او در اعترافات خود اظهار داشت که در فضای مجازی، علی کریمی و پرویز پرستویی را دنبال میکرده و خطاب به «علی کریمی» گفته بود: «آخه تو انسان هستی یا نه؟ از چی حمایت میکنی؟ برات منفعت داره؟ درآمد داره؟ امثال تو و مسیح علینژاد براتون منفعت داره که دیدِ چهارتا آدم ساده مثل من رو عوض کنید و مسائل رو با هم قاطی کنید؟ این فیلم رو خودم گفتم بگیرن که بعداً چند نفر مثل من رو بدبخت نکنی.»البته علی کریمی این روزها نیز با جدیت در مسیر کشاندن اعتراضها به سمت شلوغی و اغتشاش فعال است. چرا اغتشاش؟ زیرا در صفحات خود از ترویج و انتشار محتوا درباره ساخت تیغ، تبر و کوکتل مولوتوف دریغ نمیکند. اینجاست که مرز میان اعتراض و خشونت بهروشنی شکسته میشود.در این میان، قربانیان اصلی نه این چهرههای خارجنشین هستند و نه سلبریتیهایی که از فاصلهای امن پیام میدهند؛ بلکه مجیدرضا رهنوردها هستند که فریب این فضاسازیها را میخورند و هزینهای سنگین میپردازند.
این چرخه، به یک کسبوکار برای برخی تبدیل شده است؛ کسبوکاری که سودش برای مشوقان است و خسارتش برای جوانانی که در میدان واقعی زندگی میکنند.امروز نیز در فضای مجازی با افرادی از این دست روبهرو هستیم؛ کسانی که خود نقش مشوق را بازی میکنند، اما در امنیت و به دور از وطن، با فاصله هزاران کیلومتری، تلاش میکنند پولی را که دریافت میکنند، بهاصطلاح «حلال» کنند.برای نمونه، سالومه، مجری شبکه «منوتو»، در ویدیویی منتشر کرده است که چرا پدر و مادرها همراه فرزندانشان به خیابان نمیآیند و چرا میترسند. در واکنش، بسیاری در بخش نظرات نوشتهاند: «نفست از جای گرم بلند میشه؛ خارج نشستهای و جوانان اینجا رو تشویق میکنی.»
این در حالی است که این روزها، چنین افرادی در اوج فعالیت خود قرار دارند؛ از دعوت به اعتراض گرفته تا حتی تلاش برای تبدیل اعتراض به اغتشاش، آن هم با ارائه راهکارهایی مانند آموزش ساخت کوکتل مولوتف، استفاده از تیغ و لولههای آهنی برای ضربه زدن، و حتی تبرهایی که اصابت آنها میتواند بهطور قطع آسیبهای جدی و جبرانناپذیری به افراد وارد کند.در ادامه باید گفت این افراد که این روزها بهشدت پرکار شدهاند، در واقع فقط به «تحریک» مشغولاند؛ بدون آنکه مسئولیت پیامدهای رفتار و گفتههای خود را بپذیرند. برای آنها مهم نیست اگر هرگونه اتفاق تلخ یا جبرانناپذیری رخ دهد؛ چرا که از فاصلهای امن نظارهگرند و هیچگاه پاسخگو نخواهند بود. این دقیقاً مصداق فضای مجازی است که در آن، حرفها زده میشود اما گردنگیری وجود ندارد.
به طور مثال اشکان خطیبی که در همه برههها از ایران گریخته چه در سال 88 و چه درسال 1401 در فضای مجازی به صورت شبانه روزی در تلاش است که جوانان و مردم را تحریک کند برای حضور در خیابانها آن هم با این عبارات که دست خالی بیرون نروید و رحم نکنید!تجربه نشان داده است که مجیدرضا رهنوردها کم نیستند؛ افرادی که تحت تأثیر همین فضاسازیها، مسیرشان تغییر میکند و در نهایت، خود قربانی اصلی ماجرا میشوند. اما مشوقان پشت پرده، نهتنها هزینهای نمیدهند، بلکه پس از هر حادثه، بیسروصدا کنار میکشند و مسئولیت را به گردن دیگران میاندازند تا حادثه دیگر و سوء استفاده دیگری که ماموریت یابند و در میدان بیایند.