اساساً در نظریههای جدید جامعه شناسی سیاسی، بیش از پیش به ارزشها و هنجارها و تأثیر آن بر فرد و جامعه و کشف این نکته که رفتارهای سیاسی مردم و نخبگان و صاحبان قدرت چگونه شکل میگیرد توجه میشود. در واقع فرهنگ سیاسی شاهکلید فهم رفتارهای سیاسی در هر جامعهای است. گابریل آلموند، اولین اندیشمندی بود که از این رهیافت بهره برد. وی فرهنگ سیاسی را توزیع خاصی از ایستارها، ارزشها، احساسات، اطلاعات و مهارتهای سیاسی میدانست.
امروز نیز در ادبیات سیاسی کشور منظور از فرهنگ سیاسی مجموعهای از هنجارها، ارزشها و مهارتها است که قاطبه رفتارهای سیاسی مردم اعم از مشارکت در انتخابات، شرکت در راهپیماییها و میتینگها، گرایش به احزاب و. . . را تشریح و تفسیر میکند.
اما اینروزها برخی از صاحبنظران معتقدند که فرهنگسیاسی در کشور به حد تازهای از بلوغ رسیده است و ما شاهد تحول و تطوری در این عرصه هستیم، علیالخصوص نتایج انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و یازدهمین دوره ریاست جمهوری به ما این تذکر را میدهد که دیدگاهها و نحوه گرایش مردم نسبت به جریانات سیاسی تغییر کرده است.
در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی عملاً ما شاهد تحریم مشارکت سیاسی از سوی دومخردادیها بودیم، اما این تحریم هیچ تأثیر خاصی در میزان مشارکت مردم نداشت و این دوره از انتخابات به یکی از رکوردهای مشارکت در انتخابات پارلمانی کشور تبدیل شد. از سوی دیگر در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری نیز ما شاهد بودیم که عملاً هم تفکر اصلاحطلبی و هم جریان اصولگرایی با ادبار مردمی روبهرو شد و استقبال با مردی بود که شعار«اصلاحطلبی توأم با حفظ اصول و اصولگرایی توأم با اندیشه اصلاح» را سر داد.
در واقع میتوان اینگونه استنباط کرد که دو قطبی اصلاحطلب – اصولگرا یا همان چپ و راست سابق دیگر نمیتواند تبیین کننده نوع گرایش مردم به افراد و چهرههای سیاسی باشد، بلکه مردم به دنبال رویکردها و حرفهای تازهای هستند.
برخی از صاحبنظران همواره این تز را مطرح میکردند که شکاف تاریخی سنت و مدرنیته عامل اصلی پویش سیاسی در جامعه ایرانی است. در دوران پس از انقلاب نیز تقریباً همین شکاف سنت و مدرنیته فعال بوده است و جریان چپ و راست هرکدام داعیهدار نوعی خاص از رویکردهای توسعهای بودهاند.
در دوران اصلاحات ما به خوبی رویههای رفرمیستی را در حوزههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و. . . مشاهده کردیم که حتی در مواردی به سمت براندازی نظام سیاسی جمهوری اسلامی هم پیش رفت، اما به نظر میرسد که اکنون نمیتوان با توجه صرف به گسل سنت و مدرنیته یا همان اصولگرا- اصولستیز فضای سیاسی کشور را تحلیل کرد، بلکه مفاهیم تازهای به فرهنگ سیاسی کشور وارد شده است که تأثیر چشمگیری بر نظرات و رفتارهای سیاسی مردم دارد.
مقام معظم رهبری در چند ساله اخیر بارها بر ضرورت اصلاح فضای سیاسی کشور تأکید کردهاند. ایشان میفرمایند: بنده دعواى اصلاحطلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیم بندى را غلط مى دانم. نقطه مقابل اصولگرا، اصلاحطلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاحطلب، اصولگرا نیست.
نقطه مقابل اصولگرا، آدم بى اصول و لا ابالى است؛ آدمى که به هیچ اصلى معتقد نیست؛ آدم هرهرى مذهب است. . . . بنده معتقد به اصولگراى اصلاحطلبم؛ اصول متین و متقنى که از مبانى معرفتى اسلام برخاسته، با اصلاح روشها به صورت روز به روز و نو به نو. ما باید روشها را اصلاح کنیم. در روشها اشتباه و نقص و جود دارد. گاهى به مرحلهاى مى رسیم که امروز دیگر جواب نمى دهد؛ باید مرحله دیگرى را شروع کنیم.
به زعم نگارنده، اقبال مردمی به شعار اعتدالگرایی در یازدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری بیانگر آن است که پایگاههای اجتماعی اولویتهای خود را از مسائل سیاسی به مواردی همچون کارآمدی، توجه به خرد جمعی، میانهروی، دوری از تنش و اخلاقگرایی تغییر دادهاند و این همان تغییری است که در حوزه فرهنگ سیاسی کشور پدید آمده است.
مردم در دو انتخابات اخیر نشان دادهاند که به شدت از تنشهای سیاسی و بیاخلاقیها گلایهمند و خواهان ایجاد ثبات در فضای سیاسی کشور و حرکت به سوی توسعه و پیشرفت هستند. امروز آرمانها، ارزشها و هنجارهای مردمسالاری دینی با محوریت ولایت فقیه در جامعه نهادینه و تثبیت شده است و مردم دعوای اینکه آیا باید راه انقلاب را ادامه داد یا نه بیفایده میپندارند، بلکه آنان معتقدند اکنون موقع دستیابی به پیشرفت و عدالت در جامعه ذیل سایه مردمسالاری دینی است.
در واقع در فرهنگ سیاسی ما یک تحول تدریجی و البته خوشیمن رخ داده است و آن اینکه تقریباً تمامی مردم و حتی آنانی که اعتقاد به مبانی نظام اسلامی ندارند، جمهوری اسلامی را یک مکانیسم قابل اعتماد برای حل مشکلات جامعه میپندارند. به عبارت دقیقتر، ارزشها و چارچوبهای گفتمان ولایت فقیه در کشور به تدریج نهادینه و تقویت شده است. این مهم البته یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه ماحصل بیش از سه دهه تلاش و کوشش و استقامت و اثبات کارآمدی نظام در حوزههای مختلف است.
امروز نیز گروهها و جریانات سیاسی باید خود را مطابق با این میل و خواسته مردمی تطبیق دهند. مردم سیاستمدارانی مسئول، کارآمد، بااخلاق و معتقد به چارچوبهای نظام میخواهند که تنها و تنها به دنبال حل مشکلات کشور باشند.
امروز دوران حرکتهای رفرمیستی به پایان رسیده است، چراکه مردم با گوشت و پوست خود در حال دفاع از ارزشهای انقلاب هستند و از سوی دیگر دوران شعارهای انقلابی بدون تلاش برای تحقق کارآمدی نظام نیز سرآمده است.
حال باید منتظر ماند و دید که جریانات اصولگرا و اصلاحطلب تا چه حد میتوانند مطابق با این مطالبات بحق مردمی انعطاف نشان دهند یا اینکه با عدم موفقیت این دو جناح جریان سومی ظهور و بروز پیدا خواهد کرد.
آخرین مطالب
- ■امام جمعه جدید سرپلذهاب آغاز بکار کرد
- ■حجتالاسلام حسین سلیمی به عنوان امام جمعه سرپلذهاب منصوب شد
- ■دیدار مسئولان قضایی سرپلذهاب با امام جمعه؛ آغاز هفته قوه قضاییه با تأکید بر عدالت و خدمت
- ■امام جمعه سرپلذهاب: هفته قوه قضائیه فرصتی برای تبیین خدمات دستگاه عدالت است
- ■امام جمعه سرپلذهاب: سوگواره «احلی من العسل» الگوی تربیتی نوجوانان در مکتب عاشورا است
- ■سوگواره «احلی من العسل» با حضور نوجوانان حسینی در حرم احمدبن اسحاق(ره) سرپلذهاب برگزار شد
- ■رئیس دادگستری: آراء مستدل و تلاش همکاران، موجب رضایت و کاهش اعتراضات شده است
- ■تأکید امام جمعه سرپلذهاب بر جایگاه عدالت در نظام اسلامی در دیدار هفته قوه قضائیه
- ■غبارروبی مزار شهدای حرم احمدبن اسحاق(ره)؛ تجدید میثاق مسئولان با آرمانهای شهدا در هفته قوه قضائیه
- ■بیشترین آسفالت راههای استان در سرپلذهاب اجرا شده است/ بازدید فرماندار از سه قطعه پروژه راهسازی شهرستان
پربازدیدترین ها
- ■طنین «روله لای لای، علی لای لای» در سرپلذهاب؛ اشک و عشق مادران حسینی در جوار حرم احمد ابن اسحاق(ره)
- ■همنوایی مادران سرپلذهاب با نالههای رباب(س)؛ اجتماع باشکوه شیرخوارگان حسینی در حرم احمد بن اسحاق(ع)
- ■حضور پرشور مردم سرپلذهاب در آیین عبادی ـ سیاسی نماز جمعه
- ■امام جمعه موقت سرپلذهاب: ملت ایران با تبعیت از رهبری و حفظ وحدت، از حقوق خود کوتاه نخواهد آمد
- ■پنجم محرم؛ طنین «یا حسین(ع)» در جوار حرم مطهر احمد بن اسحاق(ره) سرپلذهاب
- ■فرمانده تیپ ۷۱ ابوذر در یادواره شهدای جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان: ملت ایران هرگز در برابر زورگویان سر فرود نخواهد آورد
- ■گهوارههای حسینی به حرکت درآمدند؛ حماسه مادران سرپلذهاب در سوگ ششماهه کربلا
- ■بازدید سرزده دادستان و تعزیرات از جایگاههای سوخت سرپلذهاب؛ برخورد قاطع با متخلفان
- ■سرپلذهاب میزبان یادواره شهدای جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان؛ تجدید میثاق با راه شهیدان مقاومت
- ■تعریض محور زرینجوب به گلمکبود با اعتبار نزدیک به ۲۰۰ میلیارد تومان وارد فاز اجرایی شد.
- ■شب پنجم محرم به نام حضرت زهیر(ع)؛ نوای «لبیک یا حسین(ع)» در مسجد صاحبالزمان(عج) سرپلذهاب طنینانداز شد
- ■بازگشایی رسمی مرز تیلهکو ۱۵ تیرماه با حضور استاندار کرمانشاه انجام میشود.
- ■اجرای ۳۶۱ طرح اشتغالزایی برای مددجویان کمیته امداد سرپلذهاب با پرداخت ۷۲ میلیارد تومان تسهیلات
- ■مراسم عزاداری شب ششم محرم در هیئت لثارات الحسین(ع)
- ■شب حضرت قاسم(ع) در سرپلذهاب؛ تجدید میثاق نوجوانان حسینی با مکتب عاشورا
- ■مدیر مرکز افق حرم احمد بن اسحاق(ره): محرم، میدان بصیرت، ولایتمداری و ایستادگی در برابر ظلم است
- ■بیشترین آسفالت راههای استان در سرپلذهاب اجرا شده است/ بازدید فرماندار از سه قطعه پروژه راهسازی شهرستان
- ■امام جمعه سرپلذهاب: سوگواره «احلی من العسل» الگوی تربیتی نوجوانان در مکتب عاشورا است
- ■حجتالاسلام حسین سلیمی به عنوان امام جمعه سرپلذهاب منصوب شد
- ■سوگواره «احلی من العسل» با حضور نوجوانان حسینی در حرم احمدبن اسحاق(ره) سرپلذهاب برگزار شد
پایانی بر دوگانه اصلاحطلبی- اصولگرایی
یکی از پیچیدهترین موضوعات در حوزه جامعهشناسی سیاسی در ایران مقوله «فرهنگ سیاسی» است. کمتر تحلیلگر و صاحبنظری در عرصه سیاسی در ایران را میتوان یافت که به بررسی جامعه ایرانی پرداخته باشد و موضوع فرهنگ سیاسی ایرانیان نظرش را جلب نکرده باشد.
اساساً در نظریههای جدید جامعه شناسی سیاسی، بیش از پیش به ارزشها و هنجارها و تأثیر آن بر فرد و جامعه و کشف این نکته که رفتارهای سیاسی مردم و نخبگان و صاحبان قدرت چگونه شکل میگیرد توجه میشود. در واقع فرهنگ سیاسی شاهکلید فهم رفتارهای سیاسی در هر جامعهای است. گابریل آلموند، اولین اندیشمندی بود که از این رهیافت بهره برد. وی فرهنگ سیاسی را توزیع خاصی از ایستارها، ارزشها، احساسات، اطلاعات و مهارتهای سیاسی میدانست.
امروز نیز در ادبیات سیاسی کشور منظور از فرهنگ سیاسی مجموعهای از هنجارها، ارزشها و مهارتها است که قاطبه رفتارهای سیاسی مردم اعم از مشارکت در انتخابات، شرکت در راهپیماییها و میتینگها، گرایش به احزاب و. . . را تشریح و تفسیر میکند.
اما اینروزها برخی از صاحبنظران معتقدند که فرهنگسیاسی در کشور به حد تازهای از بلوغ رسیده است و ما شاهد تحول و تطوری در این عرصه هستیم، علیالخصوص نتایج انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و یازدهمین دوره ریاست جمهوری به ما این تذکر را میدهد که دیدگاهها و نحوه گرایش مردم نسبت به جریانات سیاسی تغییر کرده است.
در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی عملاً ما شاهد تحریم مشارکت سیاسی از سوی دومخردادیها بودیم، اما این تحریم هیچ تأثیر خاصی در میزان مشارکت مردم نداشت و این دوره از انتخابات به یکی از رکوردهای مشارکت در انتخابات پارلمانی کشور تبدیل شد. از سوی دیگر در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری نیز ما شاهد بودیم که عملاً هم تفکر اصلاحطلبی و هم جریان اصولگرایی با ادبار مردمی روبهرو شد و استقبال با مردی بود که شعار«اصلاحطلبی توأم با حفظ اصول و اصولگرایی توأم با اندیشه اصلاح» را سر داد.
در واقع میتوان اینگونه استنباط کرد که دو قطبی اصلاحطلب – اصولگرا یا همان چپ و راست سابق دیگر نمیتواند تبیین کننده نوع گرایش مردم به افراد و چهرههای سیاسی باشد، بلکه مردم به دنبال رویکردها و حرفهای تازهای هستند.
برخی از صاحبنظران همواره این تز را مطرح میکردند که شکاف تاریخی سنت و مدرنیته عامل اصلی پویش سیاسی در جامعه ایرانی است. در دوران پس از انقلاب نیز تقریباً همین شکاف سنت و مدرنیته فعال بوده است و جریان چپ و راست هرکدام داعیهدار نوعی خاص از رویکردهای توسعهای بودهاند.
در دوران اصلاحات ما به خوبی رویههای رفرمیستی را در حوزههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و. . . مشاهده کردیم که حتی در مواردی به سمت براندازی نظام سیاسی جمهوری اسلامی هم پیش رفت، اما به نظر میرسد که اکنون نمیتوان با توجه صرف به گسل سنت و مدرنیته یا همان اصولگرا- اصولستیز فضای سیاسی کشور را تحلیل کرد، بلکه مفاهیم تازهای به فرهنگ سیاسی کشور وارد شده است که تأثیر چشمگیری بر نظرات و رفتارهای سیاسی مردم دارد.
مقام معظم رهبری در چند ساله اخیر بارها بر ضرورت اصلاح فضای سیاسی کشور تأکید کردهاند. ایشان میفرمایند: بنده دعواى اصلاحطلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیم بندى را غلط مى دانم. نقطه مقابل اصولگرا، اصلاحطلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاحطلب، اصولگرا نیست.
نقطه مقابل اصولگرا، آدم بى اصول و لا ابالى است؛ آدمى که به هیچ اصلى معتقد نیست؛ آدم هرهرى مذهب است. . . . بنده معتقد به اصولگراى اصلاحطلبم؛ اصول متین و متقنى که از مبانى معرفتى اسلام برخاسته، با اصلاح روشها به صورت روز به روز و نو به نو. ما باید روشها را اصلاح کنیم. در روشها اشتباه و نقص و جود دارد. گاهى به مرحلهاى مى رسیم که امروز دیگر جواب نمى دهد؛ باید مرحله دیگرى را شروع کنیم.
به زعم نگارنده، اقبال مردمی به شعار اعتدالگرایی در یازدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری بیانگر آن است که پایگاههای اجتماعی اولویتهای خود را از مسائل سیاسی به مواردی همچون کارآمدی، توجه به خرد جمعی، میانهروی، دوری از تنش و اخلاقگرایی تغییر دادهاند و این همان تغییری است که در حوزه فرهنگ سیاسی کشور پدید آمده است.
مردم در دو انتخابات اخیر نشان دادهاند که به شدت از تنشهای سیاسی و بیاخلاقیها گلایهمند و خواهان ایجاد ثبات در فضای سیاسی کشور و حرکت به سوی توسعه و پیشرفت هستند. امروز آرمانها، ارزشها و هنجارهای مردمسالاری دینی با محوریت ولایت فقیه در جامعه نهادینه و تثبیت شده است و مردم دعوای اینکه آیا باید راه انقلاب را ادامه داد یا نه بیفایده میپندارند، بلکه آنان معتقدند اکنون موقع دستیابی به پیشرفت و عدالت در جامعه ذیل سایه مردمسالاری دینی است.
در واقع در فرهنگ سیاسی ما یک تحول تدریجی و البته خوشیمن رخ داده است و آن اینکه تقریباً تمامی مردم و حتی آنانی که اعتقاد به مبانی نظام اسلامی ندارند، جمهوری اسلامی را یک مکانیسم قابل اعتماد برای حل مشکلات جامعه میپندارند. به عبارت دقیقتر، ارزشها و چارچوبهای گفتمان ولایت فقیه در کشور به تدریج نهادینه و تقویت شده است. این مهم البته یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه ماحصل بیش از سه دهه تلاش و کوشش و استقامت و اثبات کارآمدی نظام در حوزههای مختلف است.
امروز نیز گروهها و جریانات سیاسی باید خود را مطابق با این میل و خواسته مردمی تطبیق دهند. مردم سیاستمدارانی مسئول، کارآمد، بااخلاق و معتقد به چارچوبهای نظام میخواهند که تنها و تنها به دنبال حل مشکلات کشور باشند.
امروز دوران حرکتهای رفرمیستی به پایان رسیده است، چراکه مردم با گوشت و پوست خود در حال دفاع از ارزشهای انقلاب هستند و از سوی دیگر دوران شعارهای انقلابی بدون تلاش برای تحقق کارآمدی نظام نیز سرآمده است.
حال باید منتظر ماند و دید که جریانات اصولگرا و اصلاحطلب تا چه حد میتوانند مطابق با این مطالبات بحق مردمی انعطاف نشان دهند یا اینکه با عدم موفقیت این دو جناح جریان سومی ظهور و بروز پیدا خواهد کرد.
اساساً در نظریههای جدید جامعه شناسی سیاسی، بیش از پیش به ارزشها و هنجارها و تأثیر آن بر فرد و جامعه و کشف این نکته که رفتارهای سیاسی مردم و نخبگان و صاحبان قدرت چگونه شکل میگیرد توجه میشود. در واقع فرهنگ سیاسی شاهکلید فهم رفتارهای سیاسی در هر جامعهای است. گابریل آلموند، اولین اندیشمندی بود که از این رهیافت بهره برد. وی فرهنگ سیاسی را توزیع خاصی از ایستارها، ارزشها، احساسات، اطلاعات و مهارتهای سیاسی میدانست.
امروز نیز در ادبیات سیاسی کشور منظور از فرهنگ سیاسی مجموعهای از هنجارها، ارزشها و مهارتها است که قاطبه رفتارهای سیاسی مردم اعم از مشارکت در انتخابات، شرکت در راهپیماییها و میتینگها، گرایش به احزاب و. . . را تشریح و تفسیر میکند.
اما اینروزها برخی از صاحبنظران معتقدند که فرهنگسیاسی در کشور به حد تازهای از بلوغ رسیده است و ما شاهد تحول و تطوری در این عرصه هستیم، علیالخصوص نتایج انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و یازدهمین دوره ریاست جمهوری به ما این تذکر را میدهد که دیدگاهها و نحوه گرایش مردم نسبت به جریانات سیاسی تغییر کرده است.
در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی عملاً ما شاهد تحریم مشارکت سیاسی از سوی دومخردادیها بودیم، اما این تحریم هیچ تأثیر خاصی در میزان مشارکت مردم نداشت و این دوره از انتخابات به یکی از رکوردهای مشارکت در انتخابات پارلمانی کشور تبدیل شد. از سوی دیگر در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری نیز ما شاهد بودیم که عملاً هم تفکر اصلاحطلبی و هم جریان اصولگرایی با ادبار مردمی روبهرو شد و استقبال با مردی بود که شعار«اصلاحطلبی توأم با حفظ اصول و اصولگرایی توأم با اندیشه اصلاح» را سر داد.
در واقع میتوان اینگونه استنباط کرد که دو قطبی اصلاحطلب – اصولگرا یا همان چپ و راست سابق دیگر نمیتواند تبیین کننده نوع گرایش مردم به افراد و چهرههای سیاسی باشد، بلکه مردم به دنبال رویکردها و حرفهای تازهای هستند.
برخی از صاحبنظران همواره این تز را مطرح میکردند که شکاف تاریخی سنت و مدرنیته عامل اصلی پویش سیاسی در جامعه ایرانی است. در دوران پس از انقلاب نیز تقریباً همین شکاف سنت و مدرنیته فعال بوده است و جریان چپ و راست هرکدام داعیهدار نوعی خاص از رویکردهای توسعهای بودهاند.
در دوران اصلاحات ما به خوبی رویههای رفرمیستی را در حوزههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و. . . مشاهده کردیم که حتی در مواردی به سمت براندازی نظام سیاسی جمهوری اسلامی هم پیش رفت، اما به نظر میرسد که اکنون نمیتوان با توجه صرف به گسل سنت و مدرنیته یا همان اصولگرا- اصولستیز فضای سیاسی کشور را تحلیل کرد، بلکه مفاهیم تازهای به فرهنگ سیاسی کشور وارد شده است که تأثیر چشمگیری بر نظرات و رفتارهای سیاسی مردم دارد.
مقام معظم رهبری در چند ساله اخیر بارها بر ضرورت اصلاح فضای سیاسی کشور تأکید کردهاند. ایشان میفرمایند: بنده دعواى اصلاحطلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیم بندى را غلط مى دانم. نقطه مقابل اصولگرا، اصلاحطلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاحطلب، اصولگرا نیست.
نقطه مقابل اصولگرا، آدم بى اصول و لا ابالى است؛ آدمى که به هیچ اصلى معتقد نیست؛ آدم هرهرى مذهب است. . . . بنده معتقد به اصولگراى اصلاحطلبم؛ اصول متین و متقنى که از مبانى معرفتى اسلام برخاسته، با اصلاح روشها به صورت روز به روز و نو به نو. ما باید روشها را اصلاح کنیم. در روشها اشتباه و نقص و جود دارد. گاهى به مرحلهاى مى رسیم که امروز دیگر جواب نمى دهد؛ باید مرحله دیگرى را شروع کنیم.
به زعم نگارنده، اقبال مردمی به شعار اعتدالگرایی در یازدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری بیانگر آن است که پایگاههای اجتماعی اولویتهای خود را از مسائل سیاسی به مواردی همچون کارآمدی، توجه به خرد جمعی، میانهروی، دوری از تنش و اخلاقگرایی تغییر دادهاند و این همان تغییری است که در حوزه فرهنگ سیاسی کشور پدید آمده است.
مردم در دو انتخابات اخیر نشان دادهاند که به شدت از تنشهای سیاسی و بیاخلاقیها گلایهمند و خواهان ایجاد ثبات در فضای سیاسی کشور و حرکت به سوی توسعه و پیشرفت هستند. امروز آرمانها، ارزشها و هنجارهای مردمسالاری دینی با محوریت ولایت فقیه در جامعه نهادینه و تثبیت شده است و مردم دعوای اینکه آیا باید راه انقلاب را ادامه داد یا نه بیفایده میپندارند، بلکه آنان معتقدند اکنون موقع دستیابی به پیشرفت و عدالت در جامعه ذیل سایه مردمسالاری دینی است.
در واقع در فرهنگ سیاسی ما یک تحول تدریجی و البته خوشیمن رخ داده است و آن اینکه تقریباً تمامی مردم و حتی آنانی که اعتقاد به مبانی نظام اسلامی ندارند، جمهوری اسلامی را یک مکانیسم قابل اعتماد برای حل مشکلات جامعه میپندارند. به عبارت دقیقتر، ارزشها و چارچوبهای گفتمان ولایت فقیه در کشور به تدریج نهادینه و تقویت شده است. این مهم البته یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه ماحصل بیش از سه دهه تلاش و کوشش و استقامت و اثبات کارآمدی نظام در حوزههای مختلف است.
امروز نیز گروهها و جریانات سیاسی باید خود را مطابق با این میل و خواسته مردمی تطبیق دهند. مردم سیاستمدارانی مسئول، کارآمد، بااخلاق و معتقد به چارچوبهای نظام میخواهند که تنها و تنها به دنبال حل مشکلات کشور باشند.
امروز دوران حرکتهای رفرمیستی به پایان رسیده است، چراکه مردم با گوشت و پوست خود در حال دفاع از ارزشهای انقلاب هستند و از سوی دیگر دوران شعارهای انقلابی بدون تلاش برای تحقق کارآمدی نظام نیز سرآمده است.
حال باید منتظر ماند و دید که جریانات اصولگرا و اصلاحطلب تا چه حد میتوانند مطابق با این مطالبات بحق مردمی انعطاف نشان دهند یا اینکه با عدم موفقیت این دو جناح جریان سومی ظهور و بروز پیدا خواهد کرد.