پربازدیدترین ها

سرویس: تازه های خبر کد خبر: 244752 ۱۱:۲۸ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۷

دیکتاتوری علی کریمی دامن نازنین بنیادی را گرفت

بازی دراز 1404:خط‌ونشان اخیر علی کریمی برای دنبال‌کنندگان نازنین بنیادی، بار دیگر تناقض جریان‌ سلطنت‌طلب مدعی آزادی با شعار «مرگ بر دیکتاتور» را آشکار کرد؛ اقدامی که بیش از آنکه نشانه دفاع از آزادی‌بیان باشد نشانه دیکتاتوری است.

دیکتاتوری علی کریمی دامن نازنین بنیادی را گرفت

از شایعه تا واقعیت: سال‌هاست جریان‌ ضدانقلاب به‌ویژه سلطنت‌طلبان و طرفداران رضا پهلوی، جمهوری اسلامی را به دیکتاتوری، حذف مخالفان و تک‌صدایی متهم می‌کنند. این اتهامات معمولاً با شعارهایی مانند آزادی بیان، آزادی عقیده، حق انتخاب و رفراندوم همراه است اما بررسی رفتار و گفتار سلطنت‌طلبان از جمله استوری اخیر علی کریمی، پرسش‌های جدی درباره صداقت این ادعاها ایجاد می‌کند.

 

اخیراً علی کریمی با انتشار استوری در صفحه اینستاگرامش نوشت: «یعنی واقعاً دلیلی دارید برای فالوکردن این (نازنین بنیادی)؟! تا فردا می‌بینمتان؛ هرکس می‌خواهی باش. نازنین بنیادی نماد کسی است که یک‌شبه و از رقصیدن در کلیپ افشین و بعد حمایت فرقه ساینتولوژی و تام کروز شناخته شد و شد فعال سیاسی و به‌اصطلاح اپوزیسیون جمهوری اسلامی و حالا در مقابل رسانه‌های جهان در مونیخ و رو به رضاشاه دوم؛ انقلاب ملی مردم را متهم به خشونت و انتقام‌جویی از قاتلان جوانان و مردم ایران می‌کند.»

 

علی کریمی چند روز قبل نیز به گلشیفته فراهانی به‌خاطر انتقاد از دخالت نظامی خارجی در حاکمیت ایران و اینکه درباره حمله ترامپ به ایران گفت آمریکا هدفش بهره‌برداری از منابع ایران است؛ حمله کرد. همین اظهارنظر گلشیفته فراهانی باعث هجمه شدید سلطنت‌طلبان علیه او در فضای مجازی شد و نشان داد این گروه حتی به دیگر مخالفان جمهوری اسلامی نیز رحم نمی‌کنند.

 

 

پیشتر نیز علی کریمی با انتشار استوری در صفحه اینستاگرامش در حمایت از رضا پهلوی نوشته بود: «جمهوری اسلامی یک اپوزیسیون بیشتر ندارد و آن شاهزاده رضا پهلوی است. هرکس دیگری این ادعا را کرد یک خائن به ایران است.» در موردی دیگر نیز کریمی برای چهره‌های شناخته‌شده خط‌ونشان کشید تا موضع‌گیری کنند. با این دیدگاه، هر جریان سیاسی دیگری که با جمهوری اسلامی مخالف است اما زیر پرچم پهلوی قرار نمی‌گیرد، نه رقیب سیاسی، بلکه «خائن» معرفی می‌شود.

 

 

احسان کرمی که از طرفداران پهلوی است نیز چند روز قبل علاوه بر حمله به گلشیفته فراهانی، شماره‌تلفن چهره‌های سرشناس را به بهانه یک اظهارنظر متفاوت یا حضور در جشنواره فیلم فجر پخش کرد و دستور حمله به آنان را صادر کرد.

 

 

 

کریستین امان‌پور نیز بعد از چند روز قبل از لیندسی گراهام، سنتاتور آمریکایی پرسید که آیا شما از رضا پهلوی حمایت می‌کنید و آیا او گزینه موردنظر آمریکاست؟ و او جواب منفی داد مورد از سوی طرفداران پهلوی در فضای مجازی به خاطر طرح این سوال مورد حمله قرار گرفت. پاسخ لیندسی گراهام، یک کلمه بود: «نه». در سیاست بین‌الملل، گاه یک «نه» کوتاه، وزن هزار سخنرانی را دارد. این «نه»، نه‌تنها ادعای پشتیبانی استراتژیک آمریکا از پهلوی را فروریخت بلکه نشان داد لابی‌گری‌های پرهزینه و تجمعات پرزرق‌وبرق خارج از کشور الزاماً به معنای تغییر معادلات در واشنگتن نیست.

 

مدتی قبل نیز شبکه اینترنشنال به‌خاطر اینکه فوتبالیست‌ها از حضور در زمین‌بازی به‌خاطر بزرگ‌ترین عملیات تروریستی تاریخ ایران که همین شبکه در کنار پیاده‌نظام موساد، اتاق فرمان جنگ روانی علیه مردم ایران را در دستش داشت؛ امتناع نکردند متهم به خونشویی کرد و به وریا غفوری و مجتبی جباری به‌خاطر شادی پس از گل حمله‌ور شد.

 

چندی پیش نیز طرفداران جریان ضدانقلاب در فضای مجازی به کاظم نوربخش، بازیگر سینما و تلویزیون صرفاً به‌خاطر اینکه در فضای مجازی موضعی علیه جمهوری اسلامی که موردپسند ضدانقلاب باشد اتخاذ نکرده بود؛ فحاشی کردند. نوربخش در واکنش به این حرکت واکنش نشان داد و گفت: «این گرانی‌ها به من هم فشار آورده ولی قرار نیست که برویم در پیج همدیگر و به هم فحش بدهیم. خیلی‌ها آمدند در پیج من و به من فحش دادند؛ فحش‌های خیلی بد دادند.»

 

در روزهای گذشته نیز ویدئوهایی از وادار کردن اجباری شهروندان خارج از کشور به نصب تصاویر پهلوی بازتاب زیادی پیدا کرده بود.

 

در گفتمان مسلط سلطنت‌طلبان، اپوزیسیون مفهومی باز و متکثر نیست، بلکه به طور کامل به یک فرد و گروه خاص محدود می‌شود. در این نگاه، هر جریان سیاسی دیگری که با جمهوری اسلامی مخالف است اما زیر پرچم پهلوی قرار نمی‌گیرد، نه رقیب سیاسی، بلکه «خائن» معرفی می‌شود. این دقیقاً همان منطقی است که خودِ این جریان‌ آن را به‌عنوان ویژگی دیکتاتوری نقد می‌کند: تقسیم جامعه به «خودی» و «غیرخودی».

در این دیدگاه، نه‌تنها هر شخص یا جریان سیاسی که از رضا پهلوی حمایت نکند زیر پرچم اپوزیسیون قرار نمی‌گیرد بلکه از سوی جریان سلطنت‌طلب مورد حملات و فحاشی‌های شدید در فضای مجازی و حقیقی قرار می‌گیرد.

تناقض قابل‌توجه اینجاست، جریانی که هنوز به قدرت نرسیده تحمل هیچ صدای مخالفی را در صف مخالفان خود ندارد، چگونه می‌تواند پس از رسیدن به قدرت، مدعی آزادی و دموکراسی باشد؟

به نظر می‌رسد این رویکرد بیش از آنکه تهدیدی برای جمهوری اسلامی باشد، تصویری روشن از بحران درونی اپوزیسیونی ارائه می‌دهد که پیش از حل مسئله قدرت، هنوز با مسئله «تحمل دیگری» کنار نیامده است.