فتحالله کلانتری در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ با اشاره به تحولات بینالمللی، اظهار داشت: هر جنگی پس از مدتی به توافق و آتشبس ختم میشود و فاصله میان آتشبس و توافق را میتوان «جنگ سرد مسلح» نامید؛ وضعیتی که در حال حاضر میان ایران و آمریکا برقرار است.
وی افزود: مهمترین ویژگی جنگ سرد مسلح، «هوشمندی و در عین حال پادشکنندگی» طرفین است؛ بهگونهای که هر دو طرف بهویژه طرف مهاجم با رصد مستمر تحولات میدانی و سیاسی، تلاش میکنند هم از طریق پیشخرید زمان و اطلاعات، تهدید را معتبرسازی کنند و هم با فشار دیپلماتیک به دنبال امتیازگیری و باجگیری باشند.
عضو هیأت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی تصریح کرد: در وضعیت کنونی، آمریکا همین راهبرد دوگانه «تهدید - مذاکره» را در قبال ایران دنبال میکند؛ از یکسو تهدید به اقدام نظامی را مطرح میکند و از سوی دیگر در چارچوب دکترین «صلح از طریق قدرت» با واسطهگری برخی کشورها از جمله پاکستان، ایران را به مذاکره دعوت میکند.
کلانتری ادامه داد: مقطع جنگ سرد مسلح، یکی از حساسترین و خطرناکترین دورههاست که کشور را در وضعیت «نه جنگ و نه صلح» قرار میدهد و این وضعیت برای طرف مدافع بدترین حالت محسوب میشود؛ چرا که در این شرایط، طرف مهاجم از ابتکار عمل بیشتری برخوردار است و بهدنبال تغییر فرمول جنگ برای فشار و تحمیل مذاکره و صلح تحمیلی است.
وی بیان کرد: تداوم این وضعیت از سوی آمریکا نشان میدهد که از یکسو در میدان نظامی به بنبست رسیده و به همین دلیل بهدنبال تغییر استراتژی و فرمول جنگی خود برای غافلگیری است و از سوی دیگر در میدان دیپلماسی نیز بهدنبال امتیازگیری و باجخواهی زیادهطلبانه از ایران است.
این تحلیلگر مسائل سیاسی افزود: جمهوری اسلامی ایران برای برونرفت از وضعیت موجود، پیش از آنکه به فکر توافق جامع با آمریکا باشد، باید به سمت «ترک مخاصمه» حرکت کند؛ چرا که ورود به مسیر توافق جامع، در شرایط فعلی به معنای تسلیم در برابر دکترین «صلح از طریق قدرت» خواهد بود و از سوی دیگر دیوار بیاعتمادی ۴۸ ساله میان ایران و آمریکا امکان تحقق توافق جامع را بسیار محدود کرده است، مگر اینکه خطوط قرمز و منافع ملی نادیده گرفته شود.
وضعیت نه جنگ و نه صلح منطقهای
کلانتری خاطرنشان کرد: بهترین استراتژی در شرایط جنگ سرد مسلح، ابتدا ترک مخاصمه است تا کشور از وضعیت «نه جنگ و نه صلح» خارج شود و سپس با فراغ بال و بر اساس یک طرح دیپلماتیک مطالعهشده و کارشناسیشده، با رعایت خطوط قرمز نظام، مسیر توافق جامع دنبال شود.
وی در ادامه گفت: خوشبختانه در شرایط فعلی و با تدابیر مسئولان سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران، آمریکا هم در میدان نظامی و هم در میدان دیپلماسی به «بنبست استراتژیک» رسیده است.
عضو هیأت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی افزود: در میدان نظامی، طرف مقابل به اقداماتی مانند محاصره ناموفق دریایی بسنده کرده و تاکنون دستاورد ملموس و مؤثری نداشته است و در میدان دیپلماسی نیز موفق به تحمیل خواستههای سیاسی خود نشده است.
مدیریت جنگ اقتصادی بهعنوان مزیت راهبردی
کلانتری تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران باید با ابتکار عمل، زمان جنگ سرد مسلح را به نفع خود مدیریت کند و بهترین راهکار این است که جنگ در سطح اقتصادی حفظ شود؛ چرا که در این حالت بازنده اصلی آمریکا و برخی کشورهای منطقه و تا حدودی کشورهای اروپایی خواهند بود، اما اگر جنگ از سطح اقتصادی به نظامی تبدیل شود، صحنه نبرد به نفع آمریکا تغییر خواهد کرد.
وی با اشاره به تجربه جنگ تحمیلی سوم، عنوان کرد: این جنگ ابتدا به شکل نظامی آغاز شد و قرار بود در هفتههای ابتدایی به نتیجه برسد، اما با مقاومت مردم و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، مسیر آن تغییر کرد و وارد مرحله پادشکنندگی شد.
عضو هیأت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی افزود: در این مرحله، تابآوری عملیاتی نیروهای مسلح و تابآوری اجتماعی مردم افزایش یافت و در مقابل، توان تابآوری طرف مقابل کاهش پیدا کرد و در روزهای پایانی، با تدبیر فرماندهان نظامی و اجرای استراتژی دریامحور و نقشآفرینی شهید تنگسیری در طراحی «رژیم امنیتی تنگه هرمز»، صحنه جنگ نظامی به جنگ اقتصادی تغییر کرد.
کلانتری گفت: به محض تغییر صحنه جنگ به نفع ایران، طرف مقابل موضوع مذاکره و آتشبس را مطرح کرد و این نشان میدهد که در هر دو حوزه نظامی و سیاسی به بنبست رسیده است و تلاش دارد با طرح فریب مذاکره، مجدداً صحنه جنگ را از اقتصادی به نظامی تغییر دهد.
وی در پایان تأکید کرد: بر این اساس، مسئولان سیاسی باید پیش از هرگونه ورود به توافق جامع، ابتدا بهدنبال ترک مخاصمه با آمریکا باشند و در حوزه نظامی نیز باید با دقت و حکمرانی دریایی، از تبدیل شدن صحنه جنگ اقتصادی به نظامی جلوگیری شود تا شرایط کنونی به نفع کشور مدیریت شود.