آخرین مطالب
- ■جوانان پیشتاز دفاع از کشورند و دشمن از ایمان نسل امروز آسیب میبیند
- ■افتتاح مرکز فرهنگی سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: کمبود زیرساخت فرهنگی، علت اصلی کاهش مصرف فرهنگی در کشور است
- ■افتتاح پروژههای فرهنگی در ۱۱ استان؛ وزیر فرهنگ: سرپلذهاب نماد استقامت و شایسته توسعه فرهنگی است
- ■تکمیلنشدن ساختمانهای اداری پس از زلزله و بیتوجهی به مساجد و کتابخانه قصرشیرین نگرانکننده است
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب ؛ نقطه عطفی در فعالیتهای فرهنگی منطقه
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب با حضور وزیر ارشاد
- ■دکتر صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد به همراه دکتر حبیبی استاندار کرمانشاه با استقبال دکتر فتح الله حسینی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و مهندس رحیمی فرماندار سرپلذهاب بهمراه جمعی از اعضای شورای تأمین ، وارد شهرستان شدند
- ■بارندگیهای امسال کرمانشاه کمتر از حد نرمال است/ کاهش نگرانکننده ورودی سدهای استان
پربازدیدترین ها
- ■اهدای تجهیزات پیشرفته پزشکی به بیمارستان شهدای سرپلذهاب توسط خیرین سلامت
- ■جشن بندگی دانش آموزان سرپلذهابی برگزارشد
- ■بارندگیهای امسال کرمانشاه کمتر از حد نرمال است/ کاهش نگرانکننده ورودی سدهای استان
- ■وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: کمبود زیرساخت فرهنگی، علت اصلی کاهش مصرف فرهنگی در کشور است
- ■از معابر برفروبی نشده تا تعطیل نکردن مدارس
- ■دیدار بازاریان و اصناف با فرمانده سپاه ناحیه سرپل ذهاب
- ■دیدار مدیران و کارکنان اداره راه و حمل و نقل جادهای سرپلذهاب
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب با حضور وزیر ارشاد
- ■دکتر صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد به همراه دکتر حبیبی استاندار کرمانشاه با استقبال دکتر فتح الله حسینی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و مهندس رحیمی فرماندار سرپلذهاب بهمراه جمعی از اعضای شورای تأمین ، وارد شهرستان شدند
- ■افتتاح مرکز فرهنگی سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■اگر آمار کشته سازی اینترنشنال به ۷۱۶۶۲ نفر رسید تعجب نکنید
- ■کرمانشاه بهعنوان گنجینه مفاخر فرهنگی نیازمند توجه بیشتر است
- ■همنوایی ملی؛ سپر نادیدنی ایران در جنگهای پیدا و پنهان
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب ؛ نقطه عطفی در فعالیتهای فرهنگی منطقه
- ■تکمیلنشدن ساختمانهای اداری پس از زلزله و بیتوجهی به مساجد و کتابخانه قصرشیرین نگرانکننده است
- ■جشن تکلیف دانش آموزان دختر مدرسه ۱۷ شهریور سرپلذهاب برگزار شد
- ■مجلس علمای پاکستان: اقدام علیه رهبر انقلاب یعنی اعلان جنگ!
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■افتتاح پروژههای فرهنگی در ۱۱ استان؛ وزیر فرهنگ: سرپلذهاب نماد استقامت و شایسته توسعه فرهنگی است
- ■دانش آموزان سرپل ذهابی رسیدن به سن تکلیف را جشن گرفتند
امام حسین(ع): مرگ برای جوانمرد عار نیست محرم فرارسید/ چکیدهای از وقایع روز اول و دوم محرم سال ۶۱
روزی که کاروان امام حسین علیهالسلام به کربلا رسید، روز دوم محرم سال ۶۱ هجری قمری بود. پس از این روز، کار بر آنان سخت شد و هر روز محاصره سپاه کوفه تنگتر و بر تعداد آنان افزوده میشد.
به گزارش مرصاد، ماه محرم فرا رسید و روزهای عزاداری بر سالار شهیدان و یاران با وفایش پرشورتر شد.
با وقایعی که در دو روز اول محرم سال ۶۱ هجری قمری برای امام حسین (ع) و یاران با وفایش اتفاق افتاد به طور مختصر آشنا میشویم.
امام حسین علیهالسلام در روز اول محرم با سپاه حر دیدار کرد و حر و سپاه او توسط امام از آب سیراب شدند.
نقل شده که ظاهرا در اول محرم بوده که کاروان حسینی در حرکت بودند و امام علیهالسلام در صبحگاه دستور دادند که ظروف و مشکها را پر از آب کنید، حرکت کردند، ناگهان یکی از یاران امام با صدای بلند تکبیر گفت، و گفت از دور نخلستانی پیداست.
امام فرمود چه میبینید؟
عدهای گفتند نخلستان نیست گوشهای اسب از دور چنان مینماید که نخل است. آنها نزدیک شدند تعداد هزار سواره نظام به فرماندهی حر، مأمور از طرف عبیدالله بن زیاد لعنة الله علیه.
امام به یارانش فرمود: از آنها پذیرایی و آنها را که تشنهاند سیراب کنید. [۱]
تا روز دوم، حر، اصرار داشت حضرت را همراه کاروان به سوی کوفه ببرد، بین امام و حر گفتوگوهایی صورت میگرفت و امام علیهالسلام وقت نمازها، نماز را اقامه میکرد و سپاه حر نیز با حضرت و به اقتدا به امام، نماز جماعت میخواندند.
بدین ترتیب امام پس از نماز ظهر و عصر بر آنها موعظه و اتمام حجت مینمود. حر نیز به خواسته و مأموریت خود پافشاری میکرد اما امام علیهالسلام از قبول درخواست او امتناع میکرد.
حر به امام عرض کرد که در این واقعه اگر بر مخالفت اصرار و پافشاری کنی، تو و همراهانت کشته میشوید.
حضرت در این حال به شعر یکی از صحابه استناد فرمود و گفت تو مرا از مرگ میترسانی مرگ بر جوانمرد عار نیست، وقتی آرزوی حق و قصد دفاع از حق را داشته باشد و جهاد کند…
وقتی حر این اشعار را از امام شنید به کناری رفت و با سپاه خود حرکت کرد امام نیز با قافله خود در حرکت بودند تا به منزلگاه بیضه رسیدند.
امام برای اتمام حجت خطبهای خواند و اهداف خویش را آشکار نمود و با استناد به سخنان پیامبر اکرم(ص) فرمود که هر کس سلطان ستمگری را بنگرد که حرام خدا را حلال میکند و عهد شکن است، بر مسلمانان است که در مقابل او اعتراض کند. [۲]
در مسیری که امام از مکه حرکت کرد روز هشتم ذی حجه تا رسیدن به کربلا با افراد و کاروانهای مختلفی دیدار و ملاقات داشت.
از جمله این دیدادها دیدار با عبدالرحمن حر بود که امام از او خواست به کاروان کربلا بپیوندند او امتناع کرد و اسب خود را به امام پیشکش نمود.
حضرت امتناع از قبول کرد.
در آخر شب جوانان را دستور داد تا مشکها را پر از آب کنند، سپس دستور داد از منزل قصر بنی مقاتل حرکت کنند حرکت کردند، حضرت بر پشت اسب خود چرتی زد، و بیدار شد و فرمود «انا لله و انا الیه راجعون» دوبار کلمه استرجاع بر زبان آورد، در این حال فرزندش علی اکبر به پیش او آمد و علت را پرسید.
حضرت فرمود: فرزندم در عالم رویا دیدم که سوارهای ندا داد مرگ بر دیدار اهل کاروان میآید، و اهل کاروان به سوی مرگ در شتابند.
علی سئوال کرد: ای پدر آیا ما بر حق نیستیم، فرمود: فرزندم ما بر حقیم و بازگشت بندگان به سوی خداوند است،
اکبر عرضه داشت: پس ای پدر مهربانم چه باکی از مرگ داریم امام از کلام علی خوشحال شد و دعایش کرد. [۳]
وقتی صبح شد کاروان حسین نماز صبح را خواندند و حرکت کردند. یاران حر، به سوی آنان آمده تا کاروان را به سوی کوفه بکشند، آنها امتناع کردند و زهیر گفت مولای من با همین سپاه کم، نبرد کنیم که شکست آنها برای ما سهل است.
امام فرمود: من هرگز آغازگر جنگ نخواهم بود.
در این روز پیکی از کوفه آمد و کاروان حسینی؛ با اصرار حر به سوی نینوا در حرکت بودند به شهر و یا آبادی غاضریه رسیدند.
پیک از سوی عبیدالله برای حر پیامی آورد، که حسین را یا وادار به بیعت کن یا در سرزمین بدون آب و علف و بدون قلعه و پناهگاه فرود آور و منتظر دستور بعدی باشد.
حر امام را از مضمون نامه آگاه کرد. امام فرمود ای حر ما را رها کن در این قریه اقامت کنیم، حر پاسخ داد این مرد جاسوس و پیک عبیدالله است که کارهای مرا زیر نظر دارد، من از خواسته تو معذورم.
امام و یارانشان، حرکت کردند و به دشتی بـی آب و علف رسیدند.
اسب امام ایستاد، امام فرمود نام این زمین چیست، زهیر گفت: نامهای مختلف دارد، یکی از نام هایش عقر و نام دیگرش کربلا است.
امام فرمود: اینجا قافله را نگه دارید و خیمهها را بپادارید این جا نامی است آشنا، وقتی با پدرم به سوی صفین میرفتیم اینجا استراحت کرد و از خواب بیدار شد و گفت در خواب دیدم این دشت پر از خون است و حسین در آن خون غوطهور است.
شیخ عباس قمی از کتاب ملهوف نقل کرده در روز دوم سال ۶۱ حضرت امام حسین علیهالسلام به زمین کربلا ورود فرمود و چون به آن زمین رسید، پرسید که این زمین چه نام دارد؟ گفتند: کربلا مىنامندش. چون نام کربلا شنید گفت: «اللهُمَّ إنّی أعوذُبِک مِن الکَربِ وَالبَلاء».
پس فرمود: این موضع کرب و بلا و محل مِحنت و عنا است، فرود آیید که این جا منزل و محل خیام ما است. این زمین جاى ریختن خون ما است و در این مکان قبرهاى ما واقع خواهد شد. [۴]
روزی که کاروان امام حسین علیهالسلام به کربلا رسید روز دوم محرم سال ۶۱ هجری قمری بود. پس از این روز، کار بر آنان سخت شد و هر روز محاصره سپاه کوفه تنگ و تعداد آنان افزوده میشد به نحوی که امام علیهالسلام جنگ را قطعی میدانست. [۵]
