بیانات رهبری در دیدار دو روز پیش با مردم آذربایجان، علاوه بر برخی مسائل مربوط به سیاست داخلی کشور، در حوزه روابط خارجی و مساله هسته ای کشور نیز حائز نکات مهمی است که نیازمند واکائی و تبیین و تحلیل است. در این رابطه، اشاره رهبری به مبانی دکترین انرژی هسته ای صلح آمیز کشور؛ تاکید بر دوگانگی استانداردهای رفتاری آمریکا در این صحنه؛ و مساله جرم انگاری تولید و نگهداری سلاح هسته ای توسط دولتها و رژیم ها، از محورهای اساسی آن محسوب می شوند.
این محورها علاوه بر ترسیم سیاست و خط مشی توسعه انرژی هسته ای صلح امیز در ایران اسلامی، دارای خطوط فکری و ایده هائی مهم برای پیگیری در صحنه دیپلماسی هسته ای و همچنین ابتکارات رسمی ملی در سازمان های بین المللی مربوط است. در این نوشتار، به صورت مختصر ابعادی از این محورها مورد تحلیل قرار می گیرد.
1- استانداردهای دوگانه آمریکائی در عرصه هستهای
استانداردهای دوگانه آمریکا، تبلور سیاست یک بام و دو هوا است. در این رابطه، دو موضوع بارز وجود دارد که منشأ دوگانگی رفتار آمریکا است: از یک سو، خود این کشور بزرگ ترین زرادخانه هسته ای جهان را دارد و هر ساله بودجه ای هنفگت را به تحقیق و توسعه نسل جدید سلاحهای هسته ای و شیوه های حفظ زرادخانه خود صرف می نماید ولی ایران را که صرفاً در صدد تامین سوخت نیروگاههای خود است، به تهدید علیه صلح جهانی متهم می کند. از سوی دیگر، این کشور با حمایت همه جانبه و فنی از رژیم اشغالگر قدس، این رژیم را به کلاهک های هسته ای مجهز نموده است اما بدون اینکه رفتارهای متخلفانه خود از موازین بین المللی و به ویژه نقض ماده 1 معاهده عدم گسترش سلاحهای هسته ای را مورد مداقه قرار دهد، و بدون اینکه رژیم اشغالگر قدس را به عضویت و اجرای تعهدات این معاهده ملزم کند، به کشوری فشار می آورد که بیش از 40 سال تعهدات این نظام را اجرا نموده و به دور از «سلاح هستهای» تنها «انرژی هسته ای صلح آمیز» را پیگیری و مطالبه نموده است.
به تعبیر رهبری، آمریکائیها «میگویند ما متعهد به عدم تکثیر سلاح هستهاى هستیم. میگویند ما متعهدیم که سلاح هستهاى تکثیر نشود؛ در عین حال از یک دولت شریرى که داراى سلاح هستهاى هم هست، تهدید به سلاح هستهاى هم میکند - یعنى دولت صهیونیستى - دفاع میکنند، حمایت میکنند. آن حرفشان است، این عملشان است».
2- بازنمائی مبنای دکترین انرژی هسته ای صلح آمیز ایرانی
عدم اکتساب سلاح هسته ای و عدم اتکا بر این سلاح در راهبرد امنیت ملی، محصول و برآیند تفکر و اعتقاد ویژه و منحصر به فرد کشور است. بر اساس این اعتقاد و باور ملی، سلاح هسته ای ابزاری برای ستم و سلطه نظام استعمار و تحقیر حقوق و حرمت انسانها است. ایران، سلاح هسته ای را عامل تهدید حیات و حقوق بشریت می داند و از این رو، برای آن ارزشی در راهبرد امنیت ملی خود قائل نیست. بلکه وجود این سلاحها و تکاپوی تولید و حفظ زرادخانه هسته ای را مختص به رژیم ها و دولتهائی می داند که در جهان منزلت معنوی و اعتقادمحور ندارند. از همین روست که نیازمندی به قدرت سخت کشتارجمعی، مختص به دولتهای فاقد اعتقاد و دور از حقانیت و مشروعیت است.
مبنای پرهیز ایران از سلاح هسته ای و محکوم نمودن آن در مورد همه کشورها، آموزه های دینی و اعتقادی است. در این خصوص، تصمیم گیری بنا به اراده و قدرت تشخیص ملی و عزم به اجرای موازین دینی است و نه فشار خارجی یا خواسته های قدرتها: «ملت ایران در مجموعهى خود، ایمان دینى را معیار و ملاک و راهنما قرار داده است». پیروی از آموزه های دینی، هسته و مرکز ثقل نظام سیاستگذاری امنیت ملی است و این امر در رابطه با سیاست علمی و فناوری، توسعه و همچنین سیاست خارجی جاری و ساری است: «ما نمیخواهیم سلاح هستهاى درست کنیم؛ نه به خاطر اینکه آمریکا از این ناراحت میشود؛ عقیدهى خود ما این است. ما اعتقاد داریم که سلاح هستهاى جنایت بر بشریت است و نباید تولید شود؛ آنچه هم که در دنیا هست، باید محو شود و از بین برود؛ این عقیدهى ماست، به شما ربطى ندارد. اگر ما این عقیده را نداشتیم و تصمیم میگرفتیم سلاح هستهاى درست کنیم، هیچ قدرتى نمیتوانست جلوى ما را بگیرد؛ همچنان که در جاهاى دیگر هم نتوانستند بگیرند: در هند نتوانستند، در پاکستان نتوانستند، در کرهى شمالى نتوانستند. آمریکائىها مخالف هم بودند، اما آنها هم سلاح هستهاى درست کردند».
رهبری دریچه ای را به روی واکاوی تحلیل میزان قدرت آمریکا در تضمین عدم گسترش افقی سلاحهای هسته ای گشورده و ناکامی و ناتوانی این قدرت را مود تاکید قرار داده است. بر این اساس، همانگونه که تجربه هسته ای شدن برخی کشورها طی دهه های اخیر نشان داده است، آمریکا برای جلوگیری از هسته ای شدن دولتهائی که عزم شان بر دستیابی به این سلاحها است، فاقد قدرت است و اصرارهای این کشور برای قدرت نمائی در این زمینه، تنها موجب بی آبروئی و فرسایش قدرت مذکور است. از این رو، جهان نباید تصور کنند که عدم تمایل ایران به داشتن سلاح هسته ای، از قدرت و فشارهای آمریکا نشات گرفته است.
از همین رو، آمریکا دارای قدرتی پوشالی است و نمی تواند پشتوانه نظام عدم گسترش باشد. بلکه این کشور با سیاست و خط مشی هسته ای خود، عامل زوال و تضعیف این نظام است. از این رو: «اگر ما میخواستیم سلاح هستهاى درست کنیم، شما چطور میتوانستید نگذارید؟ اگر ایران اراده میکرد که سلاح هستهاى داشته باشد، آمریکا به هیچ وجه نمیتوانست جلوى او را بگیرد».
3- تولید و نگهداری سلاح هسته ای به مثابه جنایت
برای جلوگیری از گسترش سلاحهای هسته ای، ادعاهای فریبنده و بی پشتوانه آمریکا کافی نخواهد بود. این کشور خود عامل گسترش سلاحهای هسته ای در برخی دیگر از مناطق جهان است. شناسائی تولید و توسعه سلاحهای هسته ای و نگهداری این سلاحها به عنوان «جنایت بین المللی»، از جمله تدابیر موثر برای تحقق ایده ایرانی «جهان مصون از سلاح هسته ای» خواهد بود. این سازوکار تعقیب و مجازات باید علیه همه دولتها به ویژه آمریکا اعمال شود.
ماهیت جنائی تولید و حفظ ذخایر هسته ای تسلیحاتی، از مسائلی است که در ادبیات حقوقی بین المللی به عنوان یک جنایت قابل تعریف تلقی شده و مورد حمایت قرار گرفته است. این ماهیت جنائی نه تنها به صورت مستقیم ناظر بر تولید این سلاحها یا حفظ زرادخانه است بلکه در مورد تشویق و معاونت به دیگر دولتها برای توسعه کمی و کیفی این ابزارهای کشتارجمعی، نسل کشی و جنایات جنگی یا علیه بشریت نیز قابل احراز و شناسائی است.
رهبری نیز ضمن تبیین رهیافت رسمی ایرانی نسبت به تولید سلاح هسته ای، این اقدام را جنایت علیه بشریت شمرده است. به طریق اولی، کاربرد و تهدید به استعمال آن نیز جنایت بین المللی خواهد بود. ملت ایران که خود قربانی این قبیل جنایات بوده است، از این جنایت دوری گزیده است. امروزه همان دولتهائی که خود را ضامن غیرهسته ای کردن کشورهای مخالف خود می شمارند، اصلی ترین دارندگان توان ارتکاب جنایت کشتارجمعی از طریق این سلاحها هستند و مدام با تهدید به کاربرد این سلاحها، اراده و نیات جنایتکارانه خود در این رابطه را آشکار می سازند. ایران نه تنها از سلاح هسته ای فاصله داشته و از آن پرهیز دارد بلکه خواستار جهان مصون از سلاح هسته ای است که نخستین مجرای آن، خلع سلاح هسته ای جهانشمول است.
4- رهیافت آمریکا: مذاکره یا محاکمه؟
با اینکه مذاکره دارای جذابیت در حوزه دیپلماسی رسمی و عمومی است اما طرز بهره گیری از آن در مساله هسته ای کشورمان، نوعی مسخ معنائی این مفهوم را در پی داشته است. برخی دولتها با استفاده از این ادبیات، در پی تحمیل خواسته های خود بوده و هرگاه در این زمینه ناکام شده اند، با ترک کردن فضای گفتگو، طرف ایرانی را به کارشکنی و نداشتن روحیه تفاهم متهم کرده اند. این در حالی است که احترام متقابل، تساوی و داشتن تصمیم به تفاهم، از اصول اولیه مذاکره است که هرگز تحمیل و محاکمه را بر نمی تابد. در شرایطی که طرفهای مذکور همچنان بر خواسته های فراقانونی یا غیرمستند خود اصرار نموده و حاضر به تعدیل مواضع خصمانه خود نیستند، و در شرایطی که تنها اجابت و تمکین کامل در برابر خواسته هایشان را مطالبه می کنند، مذاکره چیزی جز قالب بندی ساختگی برای یک محاکمه بیش نخواهد بود. تجربه یک دهه مذاکره غرب حول محور مساله هسته ای نشان می دهد که غرب حاضر به بازی برد-برد نبوده و تنها در پی کسب منافع خود در این زمین جدال و منازعه است.
رهبری این فضای محاکمه به اصطلاح مذاکره به سبک و خواست آمریکائی را چنین برشمرده که «مذاکره در عرف آمریکائىها و قدرتهاى سلطهگر به معناى این است که بیائید بنشینیم گفتگو کنیم تا شما حرف ما را قبول کنید - هدف مذاکره این است - بیائید بنشینیم حرف بزنیم تا بالاخره نتیجهى این حرف زدن و گفتگو کردن این باشد که مطلبى را که شما قبول نمیکردید، حالا قبول کنید... میگویند بیائید مذاکره کنیم تا ایران حرف ما را قبول کند».
سخن آخر
بدون شک، ملت و نخبگان ایران از این رهیافت آگاه بوده و تجربه سیاه بازی های غرب را علیه استمرار این روند بکارگیری خواهند کرد و «مذاکره برای مذاکره» یا «مذاکره برای تحمیل خواسته های غرب» یا مذاکره برای متوقف کردن برنامه هسته ای صلح آمیز را نخواهند پذیرفت و از حقوق مسلم، ذاتی و جهانی خود در زمینه غنی سازی و توسعه این انرژی برای مصارف صلح آمز هرگز عدول نخواهند کرد. غرب نیز در پرتو تجربه عزم ملت ایران در عبور از گردنه های پر پیچ و خم و موانع مختلف پیشرفت علمی و فنی، اقتدار این ملت بزرگ را درک نموده و ناگزیر از تمکین در برابر مطالبات مشروع و دست برداشتن از مانع تراشی فراروی استیفای حقوق هسته ای صلح آمیز است. در این راستا، طرفی که باید رهیافت خود را به «تمکین و عدم لجاجت» تغییر دهد، آمریکا و دولتهای همفکر آن خواهند بود و نه ملت ایران.
نویسنده: دکتر نادر ساعد
آخرین مطالب
- ■جوانان پیشتاز دفاع از کشورند و دشمن از ایمان نسل امروز آسیب میبیند
- ■افتتاح مرکز فرهنگی سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: کمبود زیرساخت فرهنگی، علت اصلی کاهش مصرف فرهنگی در کشور است
- ■افتتاح پروژههای فرهنگی در ۱۱ استان؛ وزیر فرهنگ: سرپلذهاب نماد استقامت و شایسته توسعه فرهنگی است
- ■تکمیلنشدن ساختمانهای اداری پس از زلزله و بیتوجهی به مساجد و کتابخانه قصرشیرین نگرانکننده است
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب ؛ نقطه عطفی در فعالیتهای فرهنگی منطقه
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب با حضور وزیر ارشاد
- ■دکتر صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد به همراه دکتر حبیبی استاندار کرمانشاه با استقبال دکتر فتح الله حسینی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و مهندس رحیمی فرماندار سرپلذهاب بهمراه جمعی از اعضای شورای تأمین ، وارد شهرستان شدند
- ■بارندگیهای امسال کرمانشاه کمتر از حد نرمال است/ کاهش نگرانکننده ورودی سدهای استان
پربازدیدترین ها
- ■اهدای تجهیزات پیشرفته پزشکی به بیمارستان شهدای سرپلذهاب توسط خیرین سلامت
- ■بارندگیهای امسال کرمانشاه کمتر از حد نرمال است/ کاهش نگرانکننده ورودی سدهای استان
- ■وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: کمبود زیرساخت فرهنگی، علت اصلی کاهش مصرف فرهنگی در کشور است
- ■از معابر برفروبی نشده تا تعطیل نکردن مدارس
- ■جشن بندگی دانش آموزان سرپلذهابی برگزارشد
- ■دیدار بازاریان و اصناف با فرمانده سپاه ناحیه سرپل ذهاب
- ■دیدار مدیران و کارکنان اداره راه و حمل و نقل جادهای سرپلذهاب
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب با حضور وزیر ارشاد
- ■دکتر صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد به همراه دکتر حبیبی استاندار کرمانشاه با استقبال دکتر فتح الله حسینی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و مهندس رحیمی فرماندار سرپلذهاب بهمراه جمعی از اعضای شورای تأمین ، وارد شهرستان شدند
- ■افتتاح مرکز فرهنگی سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■کرمانشاه بهعنوان گنجینه مفاخر فرهنگی نیازمند توجه بیشتر است
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری آیت الله خامنهای در سرپل ذهاب ؛ نقطه عطفی در فعالیتهای فرهنگی منطقه
- ■تکمیلنشدن ساختمانهای اداری پس از زلزله و بیتوجهی به مساجد و کتابخانه قصرشیرین نگرانکننده است
- ■جشن تکلیف دانش آموزان دختر مدرسه ۱۷ شهریور سرپلذهاب برگزار شد
- ■مجلس علمای پاکستان: اقدام علیه رهبر انقلاب یعنی اعلان جنگ!
- ■افتتاح مجتمع فرهنگی هنری سرپلذهاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- ■افتتاح پروژههای فرهنگی در ۱۱ استان؛ وزیر فرهنگ: سرپلذهاب نماد استقامت و شایسته توسعه فرهنگی است
- ■دانش آموزان سرپل ذهابی رسیدن به سن تکلیف را جشن گرفتند
- ■اگر آمار کشته سازی اینترنشنال به ۷۱۶۶۲ نفر رسید تعجب نکنید
- ■متلاشی شدن ۲ هزار باند قاچاق مواد مخدر توسط ایران
بنیادهای دکترین جمهوری اسلامی ایران در خصوص جهان عاری از سلاح هستهای
بدون شک، ملت و نخبگان ایران «مذاکره برای مذاکره» یا «مذاکره برای تحمیل خواستههای غرب» یا مذاکره برای متوقف کردن برنامه هستهای صلح آمیز را نخواهند پذیرفت.
بیانات رهبری در دیدار دو روز پیش با مردم آذربایجان، علاوه بر برخی مسائل مربوط به سیاست داخلی کشور، در حوزه روابط خارجی و مساله هسته ای کشور نیز حائز نکات مهمی است که نیازمند واکائی و تبیین و تحلیل است. در این رابطه، اشاره رهبری به مبانی دکترین انرژی هسته ای صلح آمیز کشور؛ تاکید بر دوگانگی استانداردهای رفتاری آمریکا در این صحنه؛ و مساله جرم انگاری تولید و نگهداری سلاح هسته ای توسط دولتها و رژیم ها، از محورهای اساسی آن محسوب می شوند.
این محورها علاوه بر ترسیم سیاست و خط مشی توسعه انرژی هسته ای صلح امیز در ایران اسلامی، دارای خطوط فکری و ایده هائی مهم برای پیگیری در صحنه دیپلماسی هسته ای و همچنین ابتکارات رسمی ملی در سازمان های بین المللی مربوط است. در این نوشتار، به صورت مختصر ابعادی از این محورها مورد تحلیل قرار می گیرد.
1- استانداردهای دوگانه آمریکائی در عرصه هستهای
استانداردهای دوگانه آمریکا، تبلور سیاست یک بام و دو هوا است. در این رابطه، دو موضوع بارز وجود دارد که منشأ دوگانگی رفتار آمریکا است: از یک سو، خود این کشور بزرگ ترین زرادخانه هسته ای جهان را دارد و هر ساله بودجه ای هنفگت را به تحقیق و توسعه نسل جدید سلاحهای هسته ای و شیوه های حفظ زرادخانه خود صرف می نماید ولی ایران را که صرفاً در صدد تامین سوخت نیروگاههای خود است، به تهدید علیه صلح جهانی متهم می کند. از سوی دیگر، این کشور با حمایت همه جانبه و فنی از رژیم اشغالگر قدس، این رژیم را به کلاهک های هسته ای مجهز نموده است اما بدون اینکه رفتارهای متخلفانه خود از موازین بین المللی و به ویژه نقض ماده 1 معاهده عدم گسترش سلاحهای هسته ای را مورد مداقه قرار دهد، و بدون اینکه رژیم اشغالگر قدس را به عضویت و اجرای تعهدات این معاهده ملزم کند، به کشوری فشار می آورد که بیش از 40 سال تعهدات این نظام را اجرا نموده و به دور از «سلاح هستهای» تنها «انرژی هسته ای صلح آمیز» را پیگیری و مطالبه نموده است.
به تعبیر رهبری، آمریکائیها «میگویند ما متعهد به عدم تکثیر سلاح هستهاى هستیم. میگویند ما متعهدیم که سلاح هستهاى تکثیر نشود؛ در عین حال از یک دولت شریرى که داراى سلاح هستهاى هم هست، تهدید به سلاح هستهاى هم میکند - یعنى دولت صهیونیستى - دفاع میکنند، حمایت میکنند. آن حرفشان است، این عملشان است».
2- بازنمائی مبنای دکترین انرژی هسته ای صلح آمیز ایرانی
عدم اکتساب سلاح هسته ای و عدم اتکا بر این سلاح در راهبرد امنیت ملی، محصول و برآیند تفکر و اعتقاد ویژه و منحصر به فرد کشور است. بر اساس این اعتقاد و باور ملی، سلاح هسته ای ابزاری برای ستم و سلطه نظام استعمار و تحقیر حقوق و حرمت انسانها است. ایران، سلاح هسته ای را عامل تهدید حیات و حقوق بشریت می داند و از این رو، برای آن ارزشی در راهبرد امنیت ملی خود قائل نیست. بلکه وجود این سلاحها و تکاپوی تولید و حفظ زرادخانه هسته ای را مختص به رژیم ها و دولتهائی می داند که در جهان منزلت معنوی و اعتقادمحور ندارند. از همین روست که نیازمندی به قدرت سخت کشتارجمعی، مختص به دولتهای فاقد اعتقاد و دور از حقانیت و مشروعیت است.
مبنای پرهیز ایران از سلاح هسته ای و محکوم نمودن آن در مورد همه کشورها، آموزه های دینی و اعتقادی است. در این خصوص، تصمیم گیری بنا به اراده و قدرت تشخیص ملی و عزم به اجرای موازین دینی است و نه فشار خارجی یا خواسته های قدرتها: «ملت ایران در مجموعهى خود، ایمان دینى را معیار و ملاک و راهنما قرار داده است». پیروی از آموزه های دینی، هسته و مرکز ثقل نظام سیاستگذاری امنیت ملی است و این امر در رابطه با سیاست علمی و فناوری، توسعه و همچنین سیاست خارجی جاری و ساری است: «ما نمیخواهیم سلاح هستهاى درست کنیم؛ نه به خاطر اینکه آمریکا از این ناراحت میشود؛ عقیدهى خود ما این است. ما اعتقاد داریم که سلاح هستهاى جنایت بر بشریت است و نباید تولید شود؛ آنچه هم که در دنیا هست، باید محو شود و از بین برود؛ این عقیدهى ماست، به شما ربطى ندارد. اگر ما این عقیده را نداشتیم و تصمیم میگرفتیم سلاح هستهاى درست کنیم، هیچ قدرتى نمیتوانست جلوى ما را بگیرد؛ همچنان که در جاهاى دیگر هم نتوانستند بگیرند: در هند نتوانستند، در پاکستان نتوانستند، در کرهى شمالى نتوانستند. آمریکائىها مخالف هم بودند، اما آنها هم سلاح هستهاى درست کردند».
رهبری دریچه ای را به روی واکاوی تحلیل میزان قدرت آمریکا در تضمین عدم گسترش افقی سلاحهای هسته ای گشورده و ناکامی و ناتوانی این قدرت را مود تاکید قرار داده است. بر این اساس، همانگونه که تجربه هسته ای شدن برخی کشورها طی دهه های اخیر نشان داده است، آمریکا برای جلوگیری از هسته ای شدن دولتهائی که عزم شان بر دستیابی به این سلاحها است، فاقد قدرت است و اصرارهای این کشور برای قدرت نمائی در این زمینه، تنها موجب بی آبروئی و فرسایش قدرت مذکور است. از این رو، جهان نباید تصور کنند که عدم تمایل ایران به داشتن سلاح هسته ای، از قدرت و فشارهای آمریکا نشات گرفته است.
از همین رو، آمریکا دارای قدرتی پوشالی است و نمی تواند پشتوانه نظام عدم گسترش باشد. بلکه این کشور با سیاست و خط مشی هسته ای خود، عامل زوال و تضعیف این نظام است. از این رو: «اگر ما میخواستیم سلاح هستهاى درست کنیم، شما چطور میتوانستید نگذارید؟ اگر ایران اراده میکرد که سلاح هستهاى داشته باشد، آمریکا به هیچ وجه نمیتوانست جلوى او را بگیرد».
3- تولید و نگهداری سلاح هسته ای به مثابه جنایت
برای جلوگیری از گسترش سلاحهای هسته ای، ادعاهای فریبنده و بی پشتوانه آمریکا کافی نخواهد بود. این کشور خود عامل گسترش سلاحهای هسته ای در برخی دیگر از مناطق جهان است. شناسائی تولید و توسعه سلاحهای هسته ای و نگهداری این سلاحها به عنوان «جنایت بین المللی»، از جمله تدابیر موثر برای تحقق ایده ایرانی «جهان مصون از سلاح هسته ای» خواهد بود. این سازوکار تعقیب و مجازات باید علیه همه دولتها به ویژه آمریکا اعمال شود.
ماهیت جنائی تولید و حفظ ذخایر هسته ای تسلیحاتی، از مسائلی است که در ادبیات حقوقی بین المللی به عنوان یک جنایت قابل تعریف تلقی شده و مورد حمایت قرار گرفته است. این ماهیت جنائی نه تنها به صورت مستقیم ناظر بر تولید این سلاحها یا حفظ زرادخانه است بلکه در مورد تشویق و معاونت به دیگر دولتها برای توسعه کمی و کیفی این ابزارهای کشتارجمعی، نسل کشی و جنایات جنگی یا علیه بشریت نیز قابل احراز و شناسائی است.
رهبری نیز ضمن تبیین رهیافت رسمی ایرانی نسبت به تولید سلاح هسته ای، این اقدام را جنایت علیه بشریت شمرده است. به طریق اولی، کاربرد و تهدید به استعمال آن نیز جنایت بین المللی خواهد بود. ملت ایران که خود قربانی این قبیل جنایات بوده است، از این جنایت دوری گزیده است. امروزه همان دولتهائی که خود را ضامن غیرهسته ای کردن کشورهای مخالف خود می شمارند، اصلی ترین دارندگان توان ارتکاب جنایت کشتارجمعی از طریق این سلاحها هستند و مدام با تهدید به کاربرد این سلاحها، اراده و نیات جنایتکارانه خود در این رابطه را آشکار می سازند. ایران نه تنها از سلاح هسته ای فاصله داشته و از آن پرهیز دارد بلکه خواستار جهان مصون از سلاح هسته ای است که نخستین مجرای آن، خلع سلاح هسته ای جهانشمول است.
4- رهیافت آمریکا: مذاکره یا محاکمه؟
با اینکه مذاکره دارای جذابیت در حوزه دیپلماسی رسمی و عمومی است اما طرز بهره گیری از آن در مساله هسته ای کشورمان، نوعی مسخ معنائی این مفهوم را در پی داشته است. برخی دولتها با استفاده از این ادبیات، در پی تحمیل خواسته های خود بوده و هرگاه در این زمینه ناکام شده اند، با ترک کردن فضای گفتگو، طرف ایرانی را به کارشکنی و نداشتن روحیه تفاهم متهم کرده اند. این در حالی است که احترام متقابل، تساوی و داشتن تصمیم به تفاهم، از اصول اولیه مذاکره است که هرگز تحمیل و محاکمه را بر نمی تابد. در شرایطی که طرفهای مذکور همچنان بر خواسته های فراقانونی یا غیرمستند خود اصرار نموده و حاضر به تعدیل مواضع خصمانه خود نیستند، و در شرایطی که تنها اجابت و تمکین کامل در برابر خواسته هایشان را مطالبه می کنند، مذاکره چیزی جز قالب بندی ساختگی برای یک محاکمه بیش نخواهد بود. تجربه یک دهه مذاکره غرب حول محور مساله هسته ای نشان می دهد که غرب حاضر به بازی برد-برد نبوده و تنها در پی کسب منافع خود در این زمین جدال و منازعه است.
رهبری این فضای محاکمه به اصطلاح مذاکره به سبک و خواست آمریکائی را چنین برشمرده که «مذاکره در عرف آمریکائىها و قدرتهاى سلطهگر به معناى این است که بیائید بنشینیم گفتگو کنیم تا شما حرف ما را قبول کنید - هدف مذاکره این است - بیائید بنشینیم حرف بزنیم تا بالاخره نتیجهى این حرف زدن و گفتگو کردن این باشد که مطلبى را که شما قبول نمیکردید، حالا قبول کنید... میگویند بیائید مذاکره کنیم تا ایران حرف ما را قبول کند».
سخن آخر
بدون شک، ملت و نخبگان ایران از این رهیافت آگاه بوده و تجربه سیاه بازی های غرب را علیه استمرار این روند بکارگیری خواهند کرد و «مذاکره برای مذاکره» یا «مذاکره برای تحمیل خواسته های غرب» یا مذاکره برای متوقف کردن برنامه هسته ای صلح آمیز را نخواهند پذیرفت و از حقوق مسلم، ذاتی و جهانی خود در زمینه غنی سازی و توسعه این انرژی برای مصارف صلح آمز هرگز عدول نخواهند کرد. غرب نیز در پرتو تجربه عزم ملت ایران در عبور از گردنه های پر پیچ و خم و موانع مختلف پیشرفت علمی و فنی، اقتدار این ملت بزرگ را درک نموده و ناگزیر از تمکین در برابر مطالبات مشروع و دست برداشتن از مانع تراشی فراروی استیفای حقوق هسته ای صلح آمیز است. در این راستا، طرفی که باید رهیافت خود را به «تمکین و عدم لجاجت» تغییر دهد، آمریکا و دولتهای همفکر آن خواهند بود و نه ملت ایران.
نویسنده: دکتر نادر ساعد
بیانات رهبری در دیدار دو روز پیش با مردم آذربایجان، علاوه بر برخی مسائل مربوط به سیاست داخلی کشور، در حوزه روابط خارجی و مساله هسته ای کشور نیز حائز نکات مهمی است که نیازمند واکائی و تبیین و تحلیل است. در این رابطه، اشاره رهبری به مبانی دکترین انرژی هسته ای صلح آمیز کشور؛ تاکید بر دوگانگی استانداردهای رفتاری آمریکا در این صحنه؛ و مساله جرم انگاری تولید و نگهداری سلاح هسته ای توسط دولتها و رژیم ها، از محورهای اساسی آن محسوب می شوند.
این محورها علاوه بر ترسیم سیاست و خط مشی توسعه انرژی هسته ای صلح امیز در ایران اسلامی، دارای خطوط فکری و ایده هائی مهم برای پیگیری در صحنه دیپلماسی هسته ای و همچنین ابتکارات رسمی ملی در سازمان های بین المللی مربوط است. در این نوشتار، به صورت مختصر ابعادی از این محورها مورد تحلیل قرار می گیرد.
1- استانداردهای دوگانه آمریکائی در عرصه هستهای
استانداردهای دوگانه آمریکا، تبلور سیاست یک بام و دو هوا است. در این رابطه، دو موضوع بارز وجود دارد که منشأ دوگانگی رفتار آمریکا است: از یک سو، خود این کشور بزرگ ترین زرادخانه هسته ای جهان را دارد و هر ساله بودجه ای هنفگت را به تحقیق و توسعه نسل جدید سلاحهای هسته ای و شیوه های حفظ زرادخانه خود صرف می نماید ولی ایران را که صرفاً در صدد تامین سوخت نیروگاههای خود است، به تهدید علیه صلح جهانی متهم می کند. از سوی دیگر، این کشور با حمایت همه جانبه و فنی از رژیم اشغالگر قدس، این رژیم را به کلاهک های هسته ای مجهز نموده است اما بدون اینکه رفتارهای متخلفانه خود از موازین بین المللی و به ویژه نقض ماده 1 معاهده عدم گسترش سلاحهای هسته ای را مورد مداقه قرار دهد، و بدون اینکه رژیم اشغالگر قدس را به عضویت و اجرای تعهدات این معاهده ملزم کند، به کشوری فشار می آورد که بیش از 40 سال تعهدات این نظام را اجرا نموده و به دور از «سلاح هستهای» تنها «انرژی هسته ای صلح آمیز» را پیگیری و مطالبه نموده است.
به تعبیر رهبری، آمریکائیها «میگویند ما متعهد به عدم تکثیر سلاح هستهاى هستیم. میگویند ما متعهدیم که سلاح هستهاى تکثیر نشود؛ در عین حال از یک دولت شریرى که داراى سلاح هستهاى هم هست، تهدید به سلاح هستهاى هم میکند - یعنى دولت صهیونیستى - دفاع میکنند، حمایت میکنند. آن حرفشان است، این عملشان است».
2- بازنمائی مبنای دکترین انرژی هسته ای صلح آمیز ایرانی
عدم اکتساب سلاح هسته ای و عدم اتکا بر این سلاح در راهبرد امنیت ملی، محصول و برآیند تفکر و اعتقاد ویژه و منحصر به فرد کشور است. بر اساس این اعتقاد و باور ملی، سلاح هسته ای ابزاری برای ستم و سلطه نظام استعمار و تحقیر حقوق و حرمت انسانها است. ایران، سلاح هسته ای را عامل تهدید حیات و حقوق بشریت می داند و از این رو، برای آن ارزشی در راهبرد امنیت ملی خود قائل نیست. بلکه وجود این سلاحها و تکاپوی تولید و حفظ زرادخانه هسته ای را مختص به رژیم ها و دولتهائی می داند که در جهان منزلت معنوی و اعتقادمحور ندارند. از همین روست که نیازمندی به قدرت سخت کشتارجمعی، مختص به دولتهای فاقد اعتقاد و دور از حقانیت و مشروعیت است.
مبنای پرهیز ایران از سلاح هسته ای و محکوم نمودن آن در مورد همه کشورها، آموزه های دینی و اعتقادی است. در این خصوص، تصمیم گیری بنا به اراده و قدرت تشخیص ملی و عزم به اجرای موازین دینی است و نه فشار خارجی یا خواسته های قدرتها: «ملت ایران در مجموعهى خود، ایمان دینى را معیار و ملاک و راهنما قرار داده است». پیروی از آموزه های دینی، هسته و مرکز ثقل نظام سیاستگذاری امنیت ملی است و این امر در رابطه با سیاست علمی و فناوری، توسعه و همچنین سیاست خارجی جاری و ساری است: «ما نمیخواهیم سلاح هستهاى درست کنیم؛ نه به خاطر اینکه آمریکا از این ناراحت میشود؛ عقیدهى خود ما این است. ما اعتقاد داریم که سلاح هستهاى جنایت بر بشریت است و نباید تولید شود؛ آنچه هم که در دنیا هست، باید محو شود و از بین برود؛ این عقیدهى ماست، به شما ربطى ندارد. اگر ما این عقیده را نداشتیم و تصمیم میگرفتیم سلاح هستهاى درست کنیم، هیچ قدرتى نمیتوانست جلوى ما را بگیرد؛ همچنان که در جاهاى دیگر هم نتوانستند بگیرند: در هند نتوانستند، در پاکستان نتوانستند، در کرهى شمالى نتوانستند. آمریکائىها مخالف هم بودند، اما آنها هم سلاح هستهاى درست کردند».
رهبری دریچه ای را به روی واکاوی تحلیل میزان قدرت آمریکا در تضمین عدم گسترش افقی سلاحهای هسته ای گشورده و ناکامی و ناتوانی این قدرت را مود تاکید قرار داده است. بر این اساس، همانگونه که تجربه هسته ای شدن برخی کشورها طی دهه های اخیر نشان داده است، آمریکا برای جلوگیری از هسته ای شدن دولتهائی که عزم شان بر دستیابی به این سلاحها است، فاقد قدرت است و اصرارهای این کشور برای قدرت نمائی در این زمینه، تنها موجب بی آبروئی و فرسایش قدرت مذکور است. از این رو، جهان نباید تصور کنند که عدم تمایل ایران به داشتن سلاح هسته ای، از قدرت و فشارهای آمریکا نشات گرفته است.
از همین رو، آمریکا دارای قدرتی پوشالی است و نمی تواند پشتوانه نظام عدم گسترش باشد. بلکه این کشور با سیاست و خط مشی هسته ای خود، عامل زوال و تضعیف این نظام است. از این رو: «اگر ما میخواستیم سلاح هستهاى درست کنیم، شما چطور میتوانستید نگذارید؟ اگر ایران اراده میکرد که سلاح هستهاى داشته باشد، آمریکا به هیچ وجه نمیتوانست جلوى او را بگیرد».
3- تولید و نگهداری سلاح هسته ای به مثابه جنایت
برای جلوگیری از گسترش سلاحهای هسته ای، ادعاهای فریبنده و بی پشتوانه آمریکا کافی نخواهد بود. این کشور خود عامل گسترش سلاحهای هسته ای در برخی دیگر از مناطق جهان است. شناسائی تولید و توسعه سلاحهای هسته ای و نگهداری این سلاحها به عنوان «جنایت بین المللی»، از جمله تدابیر موثر برای تحقق ایده ایرانی «جهان مصون از سلاح هسته ای» خواهد بود. این سازوکار تعقیب و مجازات باید علیه همه دولتها به ویژه آمریکا اعمال شود.
ماهیت جنائی تولید و حفظ ذخایر هسته ای تسلیحاتی، از مسائلی است که در ادبیات حقوقی بین المللی به عنوان یک جنایت قابل تعریف تلقی شده و مورد حمایت قرار گرفته است. این ماهیت جنائی نه تنها به صورت مستقیم ناظر بر تولید این سلاحها یا حفظ زرادخانه است بلکه در مورد تشویق و معاونت به دیگر دولتها برای توسعه کمی و کیفی این ابزارهای کشتارجمعی، نسل کشی و جنایات جنگی یا علیه بشریت نیز قابل احراز و شناسائی است.
رهبری نیز ضمن تبیین رهیافت رسمی ایرانی نسبت به تولید سلاح هسته ای، این اقدام را جنایت علیه بشریت شمرده است. به طریق اولی، کاربرد و تهدید به استعمال آن نیز جنایت بین المللی خواهد بود. ملت ایران که خود قربانی این قبیل جنایات بوده است، از این جنایت دوری گزیده است. امروزه همان دولتهائی که خود را ضامن غیرهسته ای کردن کشورهای مخالف خود می شمارند، اصلی ترین دارندگان توان ارتکاب جنایت کشتارجمعی از طریق این سلاحها هستند و مدام با تهدید به کاربرد این سلاحها، اراده و نیات جنایتکارانه خود در این رابطه را آشکار می سازند. ایران نه تنها از سلاح هسته ای فاصله داشته و از آن پرهیز دارد بلکه خواستار جهان مصون از سلاح هسته ای است که نخستین مجرای آن، خلع سلاح هسته ای جهانشمول است.
4- رهیافت آمریکا: مذاکره یا محاکمه؟
با اینکه مذاکره دارای جذابیت در حوزه دیپلماسی رسمی و عمومی است اما طرز بهره گیری از آن در مساله هسته ای کشورمان، نوعی مسخ معنائی این مفهوم را در پی داشته است. برخی دولتها با استفاده از این ادبیات، در پی تحمیل خواسته های خود بوده و هرگاه در این زمینه ناکام شده اند، با ترک کردن فضای گفتگو، طرف ایرانی را به کارشکنی و نداشتن روحیه تفاهم متهم کرده اند. این در حالی است که احترام متقابل، تساوی و داشتن تصمیم به تفاهم، از اصول اولیه مذاکره است که هرگز تحمیل و محاکمه را بر نمی تابد. در شرایطی که طرفهای مذکور همچنان بر خواسته های فراقانونی یا غیرمستند خود اصرار نموده و حاضر به تعدیل مواضع خصمانه خود نیستند، و در شرایطی که تنها اجابت و تمکین کامل در برابر خواسته هایشان را مطالبه می کنند، مذاکره چیزی جز قالب بندی ساختگی برای یک محاکمه بیش نخواهد بود. تجربه یک دهه مذاکره غرب حول محور مساله هسته ای نشان می دهد که غرب حاضر به بازی برد-برد نبوده و تنها در پی کسب منافع خود در این زمین جدال و منازعه است.
رهبری این فضای محاکمه به اصطلاح مذاکره به سبک و خواست آمریکائی را چنین برشمرده که «مذاکره در عرف آمریکائىها و قدرتهاى سلطهگر به معناى این است که بیائید بنشینیم گفتگو کنیم تا شما حرف ما را قبول کنید - هدف مذاکره این است - بیائید بنشینیم حرف بزنیم تا بالاخره نتیجهى این حرف زدن و گفتگو کردن این باشد که مطلبى را که شما قبول نمیکردید، حالا قبول کنید... میگویند بیائید مذاکره کنیم تا ایران حرف ما را قبول کند».
سخن آخر
بدون شک، ملت و نخبگان ایران از این رهیافت آگاه بوده و تجربه سیاه بازی های غرب را علیه استمرار این روند بکارگیری خواهند کرد و «مذاکره برای مذاکره» یا «مذاکره برای تحمیل خواسته های غرب» یا مذاکره برای متوقف کردن برنامه هسته ای صلح آمیز را نخواهند پذیرفت و از حقوق مسلم، ذاتی و جهانی خود در زمینه غنی سازی و توسعه این انرژی برای مصارف صلح آمز هرگز عدول نخواهند کرد. غرب نیز در پرتو تجربه عزم ملت ایران در عبور از گردنه های پر پیچ و خم و موانع مختلف پیشرفت علمی و فنی، اقتدار این ملت بزرگ را درک نموده و ناگزیر از تمکین در برابر مطالبات مشروع و دست برداشتن از مانع تراشی فراروی استیفای حقوق هسته ای صلح آمیز است. در این راستا، طرفی که باید رهیافت خود را به «تمکین و عدم لجاجت» تغییر دهد، آمریکا و دولتهای همفکر آن خواهند بود و نه ملت ایران.
نویسنده: دکتر نادر ساعد