مدتي كه كمرنگ شده بودم در دبي زندگي مي كردم، در آنجا كارهاي تجارتي انجام مي دادم.
بعضي ها وقتي من را مي بينند بعد از سالها مي گويند از ديدنت حسابي جا خورديم! تو قبلاً حسابي پر شور بودي، اما الان خيلي آرام شده اي. به نظرم اين موضوع راجع به همه آدمها وجود دارد. خيلي از ما وقتي دوران گذشته مان را مرور كنيم مي بينيم تغيير كرده ايم و ديگر مانند قبل رفتار نمي كنيم، آرام تر شده ايم و روح ياغي گريمان را كنار گذاشته ايم. فكر مي كنم اين موضوع از محاسن بالا رفتن سن است، چون سنت كه بالا مي روي عاقل تر مي شوي، روحيه ريسك پذيري ات كمتر مي شود، به راحتي تن به خطر نمي دهي و همه چيز را سبك و سنگين مي كني. من نيز در طول اين مدت بزرگ تر شده ام و ديگر آن پسر بچه پر شر و شور گذشته نيستم و آرامتر شده ام.
يك استعداد ذاتي
به نظر من هنر چيزي است كه در ذات افراد وجود دارد و تنها بايد آن را كشف كرد و سپس پرورش داد. بسياري از انسان ها از نعمت هنر برخوردارند اما چون فرصتي براي كشف و البته پرورش آن به خودشان نمي دهند از اين موضوع غافلند.
اصفهان شهر كودكي من
من در شهر اصفهان به دنيا آمدم و درهمين شهر هم بزرگ شدم و مانند بسياري از اهالي اين شهر كودكيم در كنار سي و سه پل و زاينده رود گذشت. شايد زندگي در اصفهان باعث شد من به كارهاي هنري به ويژه نقاشي و گرافيك و البته بازيگري علاقمند شوم. در كودكيم مثل اكثر پسر بچه ها حسابي پر شر و شور بودم و از ديوار راست بالا مي رفتم. بنده خدا مادرم هميشه دلواپس من بود.
تاب غربت را نياوردم
مدتي كه كمرنگ شده بودم در دبي زندگي مي كردم، در آنجا كارهاي تجارتي انجام مي دادم اما از آنجا كه من آدم احساساتي هستم تاب غربت را نياوردم و به ايران بازگشتم. بااينكه دبي به ايران بسيار نزديك است اما نمي توانستم در جايي به غير از كشورم زندگي كنم.
تشويق به جاي مخالفت
وقتي با خانواده ام قضيه ورودم را به عرصه بازيگري در ميان گذاشتم آنها نه تنها مخالفتي نسبت به اين قضيه نداشتند بلكه از آن استقبال هم كردند و خب همين طرز فكر و حمايتشان به جاي مخالفت، باعث شد مسير را راحت و هموارتر طي كنم.
بهتر است هنرپيشه شوي
بالاخره آدم استعداد هر كاري را داشته باشد از همان دوران كودكي مي تواند به نوعي آن را كشف كند. من هميشه از مدرسه فراري بودم و به همين خاطر به قول بچه ها هر روز يك جايم درد مي گرفت تا به اين بهانه قيد درس و مشق را بزنم، آنقدر هم نقش هايم را خوب بازي مي كردم كه هيچكس شك نمي كرد.
در آن زمان نمي دانستم دارم نقش بازي مي كنم، اما ظاهراً داشتم تمرين يك تئاتر واقعي را روي صحنه انجام مي دادم. در واقع جرقه بازيگر شدنم به وسيله يكي از معلمان زده شد. روزي كه باز هم براي رفتن به كلاس درس فيلم بازي كردم و گفتم بدنم درد مي كند، او گفت: تو بهتر است بروي هنرپيشه شوي!
روياي خلباني
مانند اكثر پسر بچه ها در دوران كودكي ام دوست داشتم خلبان شوم، اما بعد از مدتي متوجه شدم خلباني براي من در حد يك روياست و بهتر است به جاي روياي پرواز به هنر بپردازم.
عشق سرعت
نمي توانم منكر علاقه زيادم به رانندگي شوم. من عاشق سرعتم و خيلي وقت ها كه پشت رل قرار مي گيرم دلم مي خواهد بي اختيار گاز بدهم، اما از آنجايي كه گفتم چند سالي مي شود كه عاقل شده ام، دريافته ام خيابان جايي براي ويراژ دادن نيست. ولي آن زماني كه عاشق سرعت بودم تاوانش را هم با تصادف بدي پس دادم.
در هر حال فكر مي كنم آنهايي كه مثل من عاشق رانندگي هستند بايد در پيست رالي علاقه شان را نشان بدهند و بي خيال خيابان شوند، چون واقعاً در خيابان آن هم در خيابان هاي تهران كه اكثر از استانداردهاي لازم برخوردار نيستند تند رانندگي كردن مساوي با تصادف است. در هر حال من رانندگي با موتور و بسياري از ماشين ها را از رنو گرفته تا... تجربه كرده ام و فكر مي كنم هر كدام از آنها لطف خودشان را دارند.
سفري پر رمز و راز
من عاشق سفر كردن هستم چون معتقدم سفر باعث مي شود سري به دنياي ناشناخته ها بزنيد و با فرهنگ و آداب مختلف آشنا شويد. به همين خاطر هميشه سعي مي كنم سفر را جزو برنامه هاي زندگي ام قرار دهم، اما بي ترديد بهترين سفري كه رفتم مربوط به دو سال قبل بود كه به مكه مشرف شدم؛ حسي كه آن سفر براي من به همراه داشت كم نظير بود و حتي شبيه به آن را جايي حس نكردم. به نظرم كعبه منبع انرژي بر روي زمين است و زماني كه افراد به آنجا مي روند بي اختيار يك قدم به آسمان نزديك مي شوند و آرامشي مضاعف آنها را در بر مي گيرد.
من نقاش هستم
من عاشق نقاشي هستم و اگر در دوران جواني ام از من مي پرسيديد قرار است چه كاره شوي مي گفتم نقاش! در آن مقطع فكر مي كردم حسي كه در نقاشي وجود دارد و جادويي كه به كمك قلم و بوم مي توان ايجاد كرد در چيز ديگري وجود ندارد. مدتها پس از ورودم به عرصه بازيگري هر كس از من مي پرسيد شغل اولت چيست مي گفتم نقاش؛ چرا كه بازيگري براي من در اولويت دوم قرار داشت اما رفته رفته آنقدر در اين حرفه غرق شدم كه متاسفانه ديگر فرصتي براي پرداختن به نقاشي باقي نماند.
به اين برادر افتخار مي كنم
من عاشق محمد هستم به نظرم او نمونه انسان موفق در زندگي شخصي و البته حرفه اي اش است چرا كه توانسته هر دوي آنها را به موازات هم پيش ببرد؛ او يك مجري تواناست و خيلي خوب از پس كاري كه به او واگذار كرده اند بر آمده است.
